سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر
خدا را شکر که امروز توفیق حاصل شد کنار شما عزیزان باشم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه: جهانبینی 1 و 2
روزهای اولی که وارد کنگره شدم فکر میکردم که همهچیز را میدانم اکثر مصرفکنندهها این تفکر را دارند، داخل همهی موضوعها هم اظهار نظر میکردم و خودم میدانستم که نمیدانم بعد از گذر زمان متوجه شدم که هیچچیز نمیدانم در شعبهی پاکدشت یک تابلو بالای نشریات بود که خیلی زیبا بود نوشته بود؛ اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی. باید انسان بداند که نمیداند شاید ما در کارمان بهترین باشیم و همهچیز را بدانیم ولی در کنگره اینطور نیست، ما از اعتیاد هیچچیز نمیدانیم.
آقای مهندس میگویند: شیطان همیشه به زیباترین شکل ممکن به انسان ضربه میزند اولش اعتیاد خیلی لذت دارد اگر من از اول میدانستم اعتیاد یک همچین مسیری را برای من باز میکند هیچوقت سراغ آن نمیرفتم، طوری برایت نقشه میکشد که وقتی افتادید داخلش نه راه پس دارید نه راه پیش، حالا باید بروید جلو، روشهای زیادی وجود دارد ولی درست نیستند خیلی راهها را رفتیم و ترک هم کردیم ولی اون دانایی نبود اون آموزش نبود ولی داخل کنگره اینها هست و کامل هم هست. من خودم اول در کنگره با داروی اوتی جسمم را درست کردم بعد از آن با نوشتن سیدی، کارکردن جزوهها و کتابها همین جهانبینی را آموزش گرفتم و الآن پنج سال فقط از پایان سفرم میگذرد و مهمتر از همه من الآن اصلاً دیگر به مواد فکر نمیکنم چون درمان شدم، من الآن تو یک جمع میشینم که بعضیها مصرف میکنند و من هم به کار خودم میرسم این یعنی درمان واقعی، نه خوشم میآید ازش نه بدم میآید هیچ حسی ندارم چون باید حسمون به مواد خنثی باشه وقتی بدت بیاد یا خوشت بیاد یعنی به اون گرایش داری مواد چیز بدی هم نیست داخل پزشکی ازش استفاده میشود. وقتی ما در کنگره قوانین را انجام میدهیم سیدی گوش میکنیم و به حرف راهنما گوش میکنیم به تعادل میرسیم و این درمان قطعی میشود.
ممنونم که به صحبتهای من توجه کردید.
- تعداد بازدید از این مطلب :
10