English Version
This Site Is Available In English

درمان دخانیات با تکیه بر ایمان و آموزش

درمان دخانیات با تکیه بر ایمان و آموزش

یازدهمین جلسه از دوره هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی صفادشت با استادی اسیستانت دیده بان مسافر محمد، نگهبانی راهنمای تازه واردین مسافر اکبر  و دبیری مسافر احمد با دستور: « دخانیات(سیگار،قلیان،ناس،پیپ،ویپ)» روز دوشنبه11خرداد  ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، محمد هستم مسافر.

خدا را شکر می‌کنم که بار دیگر این توفیق را داشتم که در جمع شما حضور داشته باشم. از ایجنت محترم، مرزبان عزیز آقا بهمن، تشکر می‌کنم. قرار بود دو روز دیگر  شعبه صفادشت حضور داشته باشم اما آقای زرکش فرمودند که امروز خدمتتان برسم، خدا را شکر می‌کنم که در خدمتتان هستم.

دستور جلسه امروز دخانیات(سیگار،قلیان،ناس،پیپ،ویپ) است.

من افتخار این را داشتم که از ابتدای شکل‌گیری لژیون‌های درمان سیگار حضور داشته باشم،  شروع این حرکت به سال ۹۱ برمی‌گردد؛ در پارک طالقانی، در همان بخشی که ورزش‌های باستانی انجام می‌شود، آقای مهندس خودشان به‌عنوان استاد می‌نشستند و کسانی که خواستار درمان نیکوتین بودند در آن لژیون حضور پیدا می‌کردند.

یادم هست که سه سال از سفر اول من گذشته بود، راهنمایم یکی دو بار به من گفته بود که وارد این لژیون شوم، اما من این موضوع را نادیده گرفتم، تا اینکه دیدم دیگر واقعاً نمی‌شود و باید وارد این مسیر شوم، به همین خاطر، با چند نفر از برادران لژیونی‌مان به آن لژیون رفتیم، در آن زمان، موضوع خیلی جدی و گسترده نبود،آقای مهندس از همان ابتدا مسائلی مثل کاهش وزن را مطرح می‌کردند و بعد آرام‌آرام فضا را جدی‌تر می‌کردند تا جایی که می‌فرمودند: «اگر اضافه‌وزن داری یا سیگار می‌کشی، نمی‌توانی خدمت کنی.» خیلی صریح و روشن این موضوع را بیان می‌کردند.

آن زمان اصلاً این حرف‌ها مطرح نبود؛ فقط یک لژیون برای درمان سیگار بود. من هم وقتی وارد شدم، خیلی خواهان درمان نبودم، اما گوش‌به‌فرمان بودم. کلامی که از آقای مهندس مرا در مسیر درمان نیکوتین نجات داد این بود که فرمودند: «اگر می‌خواهی پرونده سیگار را برای همیشه ببندی، باید اول این پرونده را در ذهن خودت ببندی و کنار بگذاری.» همان‌جا تصمیم گرفتم این کار را انجام بدهم و با اینکه سیگار را خیلی دوست داشتم، توانستم درمانم را آغاز کنم.

در ادامه، وقتی این موضوع گسترده‌تر شد، نام این لژیون‌ها را به نام دانشمند بزرگی که اکنون یکی از دیدبان‌های کنگره هستند، یعنی لژیون‌های ویلیام گذاشتند.

نکته مهمی که می‌خواهم به آن اشاره کنم، مسئله گوش‌به‌فرمانی است. در این سال‌هایی که راهنمای نیکوتین بودم، خیلی از افراد را می‌دیدم که می‌گفتند «ما دنبال هدفی هستیم که سیگارمان را درمان کنیم.» من همیشه به این افراد پیشنهاد می‌کردم سی‌دی‌ «حقه نفس» آقای مهندس و دکتر امین را گوش کنند. گاهی ما می‌خواهیم سر خودمان شیره بمالیم؛ در حالی که باید برای سیگار کشیدن دنبال یک دلیل بگردیم، نه برای نکشیدنش! برای نکشیدن سیگار هزاران دلیل وجود دارد.

آنچه مرا در این مسیر نجات داد، ایمان به روش و حرکت در مسیر درست بود. اگر این ایمان را نداشته باشیم، هرگز به درمان نمی‌رسیم. در بحث آموزش، ما نوشتن سی‌دی را داریم. اگر من به‌عنوان یک خدمتگزار سی‌دی ننویسم، یعنی نقض فرمان کرده‌ام و آموزش را از دست داده‌ام. من چطور می‌توانم به بچه‌های لژیون بگویم سی‌دی بنویسند، در حالی که خودم نقض فرمان کرده‌ام؟

مرز بین «عمل سالم» و «عمل به‌ظاهر نیک»، یا «خدمت» و «خیانت»، بسیار باریک است. شاید به نظر ما جزئی بیاید، اما اصل مطلب همین جزئیات است. من به کنگره ایمان دارم و آقای مهندس را دوست دارم؛ پس آیا به حرفش گوش می‌دهم؟

امیدوارم همه ما، چه در سفر اول و چه در سفر دوم، بتوانیم به فرامین آقای مهندس عمل کنیم. فرصتی که روی این صندلی‌ها می‌نشینیم بسیار محدود و ارزشمند است. بیایید قدرشناس و سپاسگزار این راه، این مسیر و این آموزش‌ها باشیم.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید. سپاسگزارم.

تایپ ، ویراستاری و ارسال: مسافر حسن خدمتگزار سایت
عکس: مرزبان خبری مسافر بهمن
مسافران نمایندگی صفادشت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .