جلسه هفتم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سنایی به استادی همسفر ریحانه، نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر حمیده با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ و ویپ)» روز یکشنبه ۱۰ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
پیش از پرداختن به تجربه شخصی بهتر است توضیحاتی علمی درباره آسیبهایی که به جسم خود وارد کردهام ارائه دهم. سلولهای بدن ما برای تولید انرژی به سوزاندن مواد غذایی و اکسیژن نیاز دارند. در سلولها جایگاهی به نام «نیروگاه» وجود دارد که در آن یک ماده واسطه شیمیایی به نام NAD یا نیکوتینآمید فعالیت میکند. اشتباه من این بود که با مصرف قلیان، نیکوتین بیرونی را جایگزین نیکوتین طبیعی و خدادادی بدن کردم. همانطور که میدانید بدترین شکل دریافت نیکوتین سیگار است و حتی گفته میشود سیگارهای خارجی ضرری چندین برابر دارند.
با هر پُکی که به سیگار یا قلیان میزنیم مجرای تنفسی و هوایی ما تا ۵۰ درصد تنگتر میشود. این امر موجب کاهش اکسیژنرسانی به خون، افزایش فشار خون و ضربان قلب و در نهایت تنگی عروق میگردد. البته در روزهای ابتدایی مصرف این علائم آسیبزا احساس نمیشود. شخصاً در روزهای اول مصرف قلیان احساس شادی و نشاط میکردم و این کار را جایگزین دیدوبازدیدهای خانوادگی کرده بودم. در افراد سیگاری به دلیل کاهش اراده و غلظت خون دقیقاً مانند مواد مخدر عمل جایگزینی رخ میدهد.
رگهای بدن در حالت طبیعی صاف و صیقلی هستند و مواد به آنها نمیچسبند؛ اما دود سیگار رگها را زبر کرده و باعث رسوب چربی و گلسترول در دیواره آنها میشود. این روند به فشار خون بالا و در نهایت سکته ختم میگردد. تحقیقات نشان میدهد که احتمال سکته قلبی در زنان مصرفکننده چند برابر مردان است. علاوه بر این دود سیگار حبابچههای ریه را که مانند فیلتر ماشین عمل میکنند با لایهای شبیه به قیر مسدود کرده و با ضعیف کردن سیستم ایمنی بدن را در برابر بیماریهایی مانند سل و هپاتیت بیدفاع میکند.
نیکوتین با عبور از سد خونی مغز در ابتدا احساس آرامش کاذبی ایجاد میکند. برای درمان این وابستگی و خارج کردن این جایگزینی بهترین روش استفاده از آدامس نیکوتین است. حتی آقای مهندس که سالها مصرف سیگار داشتند پس از سکته و بستری شدن در بیمارستان به دلیل اثر کوتاه مدت و فرّار سیگار مدام بیقرار بوده و درخواست مصرف دوباره داشتند؛ چرا که نیاز به نیکوتین هر نیم ساعت بازمیگردد. آدامس نیکوتین نسبت به برچسبهای نیکوتین مزیتهای بیشتری دارد؛ زیرا هم به راحتی در دسترس است و هم به دلیل درگیر کردن فک هنگام جویدن از نظر روانی حس سیگار کشیدن را تداعی میکند.
در کنگره ۶۰ درمان اعتیاد تنها با درمان وابستگی به سیگار و نیکوتین کامل میشود. به عبارتی فردی که برای رهایی اقدام میکند. مسافرین بعد از 2 ماه و همسفران بعد از 3 ماه میتوانند وارد لژیون ویلیام شود. از دیدگاه کنگره کسی که همچنان سیگار میکشد هنوز بهطور کامل درمان نشده و ریشه اعتیاد در او باقی است؛ چرا که پرونده درمان بدون رفع وابستگی به نیکوتین همچنان باز میماند.
در مورد تجربه شخصیام باید بگویم که حدود ۱۰ سال به شدت درگیر مصرف قلیان بودم. دقیقاً به یاد دارم که فروردین ماه 12 سال پیش با اولین پول عیدی خود یک شیشه قلیان خریدم که در واقع حکم جام زهر را برایم داشت. در ابتدا از این موضوع بسیار خوشحال بودم و در تمام مهمانیها از آن استفاده میکردم. وابستگی من به حدی رسید که اگر دوستی در جمع حضور نداشت ناراحت نمیشدم؛ اما نبود قلیان به شدت من را آشفته میکرد.
تقریباً تمام کافههای شهر را رفته بودم و قلیان کشیدن برایم به تفریحی مهمتر از معاشرت با اقوام تبدیل شده بود. در آن زمان چون پدرم با این کار مخالف بود مصرف قلیان را نشانهای از استقلال، مخالفت و بزرگ شدن خود میدانستم؛ اما با گذشت زمان متوجه شدم که در راه رفتن و بالا و پایین رفتن از پلهها دچار مشکل جدی تنفسی شدهام. من که پیش از آن کوه نوردی میکردم، بعد از حدود 4 یا 5 سال مصرف حتی توان بالا رفتن از یک تپه معمولی را نیز از دست داده بودم.
این وابستگی به جایی رسید که در تمام مراسمها از جمله عقدها و حنابندانها، حضور قلیان را شرط اصلی حضور خودم میدانستم. اوج این تخریب زمانی بود که پس از آخرین مصرف بیهوش شدم. بعداً متوجه شدم که به دلیل ارزانی در مواد قلیان از ماده مخدر «شیشه» استفاده کرده بودند و من بیخبر از همهجا در حال آسیب زدن به خود بودم. این اتفاق باعث شد تصمیم قطعی برای ورود به لژیون ویلیام بگیرم و با استفاده از آدامس نیکوتین در مدت ۱۱ ماه به رهایی برسم.
با این حال بهعنوان یک زن همواره از قضاوتها وحشت داشتم و از مشارکت یا حتی اعلام سفر خجالت میکشیدم. حساسیتهای جامعه نسبت به زنان باعث میشود بسیاری از آنها مصرف خود را پنهان کنند. به همین دلیل است که ورودی لژیون آقایان بسیار بیشتر از لژیون همسفران (زنان) است. با اینکه در بسیاری از خانوادهها زنان نیز درگیر مصرف قلیان هستند؛ اما ترس از قضاوتهای جامعه و خانواده مانع از اقدام آنها برای درمان میشود و به بهانه «تفریحی بودن» مسیر تخریب را از همان پُک اول آغاز میکنند.
حضور در کنگره مهارتهای ارزشمندی به من آموخت که مهمترین آنها قدرت «نه» گفتن بود. اگر در همان روز اول میتوانستم به پیشنهاد مصرف قلیان از سوی آشنایان نه بگویم و آن شیشه را نمیخریدم، هرگز 10 سال از عمرم در این تخریب سپری نمیشد. اکنون آموزش این مهارت به فرزندانم برایم اولویت دارد؛ زیرا آنها نیز دیر یا زود وارد جامعه شده و با این خطرات مواجه خواهند شد.
تحقیقات نشان میدهد که زنان به دلیل حساسیتهای عاطفی بیشتر نسبت به مردان در برابر فشارهای روانی آسیبپذیرتر بوده و بیشتر در معرض اختلالات اضطرابی و افسردگی قرار میگیرند. این آسیبپذیری گرایش آنها را به مواد مخدر افزایش میدهد و قرار گرفتن در کنار افراد مصرفکننده، وضعیت را تشدید میکند. در هورمونهای جنسی نیز باعث میشوند زنان در برابر مصرف موادمخدر واکنشهای حساستری نشان دهند. زنان ممکن است وسوسههای ماندگارتری داشته باشند؛ بهطوری که خودم تا 2 سال با عبور از کنار قلیانفروشیها وسوسه میشدم. در نهایت زنان مصرفکننده بیشتر در معرض مشکلات قلبی و عروقی، خطر اوردوز، حملات پانیک و افسردگی قرار دارند.

مرزبانان کشیک: مسافر مجتبی و همسفر معصومه
تایپیست: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر زری رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر هدی رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی سنایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
309