من انواع دخانیات مانند سیگار، قلیان، پاد و ویپ را تجربه کردهام؛ اما چیزی که خواسته نفسم و گویی از ابتدا همراه من به این دنیا آمده بود، سیگار بود. نمیدانم این تاریکی را در چند حلقه از حیاتم با خود حمل کردهام، اما خداوند را شاکرم که امروز در این مرحله از زندگی توانستم از آن عبور کنم و به رهایی برسم. استعمال سیگار چه در جمع دوستان و چه در تنهایی به من احساس قدرت میداد. حس میکردم دیده میشوم و سیگار من را جذابتر و خاصتر میکند؛ به همین دلیل برایم لذتبخش بود. به خیال خودم فکر میکردم کاری انجام میدهم که فارغ از نظر خانواده و جامعه، انتخاب شخصی من است و به نوعی ابراز وجود و استقلال میکنم.
من به سمت ضدارزشهایی کشیده میشدم که همچون پوششی بر کمبودهای شخصیتیام بودند. ناخودآگاه به افراد و گروههایی نزدیک میشدم که در کنارشان احساس قدرت میکردم، اما جایی متوجه شدم که این کافی نیست، این درست نیست و این دوای درد من نیست، دانستم این راه، راه من نیست. سیگار من را بالا نکشید، بلکه اسیر و در بند خود کرد. دیگر به جای احساس قدرت، احساس ضعف میکردم و از این اسارت بیزار شده بودم، اما راهی برای رهایی نمییافتم. از هر طرف که فرار میکردم به در بسته میخوردم و راه خروج از این بند را پیدا نمیکردم.
تا اینکه به واسطه حضورم در کنگره۶۰ و قرار گرفتن در معرض آموزشهای ناب آن، بهتدریج خواست رهایی در من شکل گرفت و به بالاترین حد خود رسید. سرانجام پس از سفری سخت و در عین حال سهل از بند نیکوتین رها شدم و احساس آزادیای را تجربه کردم که گویی هزاران سال از من دریغ شده بود. به لطف این رهایی، امروز احساس قدرتی میکنم که هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد. اکنون به خود افتخار میکنم و تا ابد سپاسگزار خالق هستی، کاشف روش درمان تدریجی DST و طراح سیستم آموزش جهانبینی پیاده شده در کنگره۶۰ هستم.
نویسنده: مسافر نیکوتین همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون ویلیاموایت)
رابط خبری: مسافر نیکوتین راهنما همسفر زهرا (لژیون ویلیاموایت)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون دهم)
ویرایش: همسفر آرنیکا رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون دهم)
ویراستار و ارسال: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر هدی (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ایمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
115