جلسه دوازدهم از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صادققم، با استادی همسفر ریحانه، نگهبانی همسفر معصومه، دبیری همسفر سکینه با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویب)» روز یکشنبه ۱۰ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بکار کرد.
.png)
خلاصه سخنان استاد:
امروز خیلی خوشحالم و خداروشکر میکنم؛ در ابتدا از خدای مهربانم، آقای مهندس سپاسگزارم و همچنین از خانم ندای عزیز که اجازه دادند امروز در این جایگاه باشم، خیلی از دوستانم را میبینم که خیلی وقت بود نمیآمدند؛ ولی امروز هستن و خیلی دوست داشتم کنار من باشند.
در مورد دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویب)». همانطور که میدانید یکسری مواد هستند که از سد خونی مغز عبور میکنند، نیکوتین و دخانیات شامل آن هستند و از سد خونی مغز عبور میکنند بر روی سیستم شبه افیونی ما به طور مستقیم اثر می گذارند. سیستم شبه افیونی بدن ما مجموعهای از مواد طبیعی بدن هستند که بدن تولید میکند؛ ولی یک ماده بنام نیکوتین آمید وظیفهاش این است که مستقیمٱ ایجاد آرامش، تعادل، تمرکز میکند؛ حتی مادهای است که روی خواب ما تاثیر دارد. مصرف دخانیات و وارد کردن نیکوتین در بدن، باعث ایجاد اختلال در سیستم شبه افیونی بدن میشود و نیکوتین بسیار زیادی وارد بدن شده و بدن نمیداند با این نیکوتین اضافه چه کاری انجام دهد.
مصرف دخانیات در نوجوانها و جوانها بیشتر شده و خودمان با چشم میبینیم که نوجوانها شاید سن آنها ۱۱ یا ۱۲ سال باشد و به گفته خودشان تفریحی استفاده میکنند؛ در حالی که نمیدانند این تفریحی مصرف کردن چه وابستگی زیادی را به وجود میآورد؛ زیرا نیکوتین به شدت وابستگی دارد و فریبنده ذهن است و فکر میکنیم که این تفریحی استفاده کردن اعتیاد حساب نمیشود. من خودم فکر میکردم تفریحی استفاده میکنم پس اعتیاد آور نیست؛ یک زمانی به خودم آمدم دیدم چشمانم را که باز میکنم صبح، ظهر و شب باید مصرف میکردم؛ وقتی این کار را نمیکردم نمیتوانستم به کارهای روزمرهام برسم و نمیتوانستم از رختخواب تکان بخورم و به شدت آدم پرخاشگر و عصبی میشدم؛ ولی وقتی قلیان میکشیدم آدم صبور، مهربانی بودم و انگار نه انگار که آدم یک ساعت پیش بودم. خیلیها فکر میکنند عوارض قلیان کمتر از سیگار است؛ در صورتیکه اینطور نیست یک پک از قلیان برابر صد نخ سیگار است.
من قبل اینکه وارد لژیون ویلیام شوم، در لژیون خانم زهرا سفر میکردم؛ ولی هیچ اتفاقی برای من رخ نمیداد و هر کسی که میگفت حال خوب را تجربه میکنم من گیج بودم میگفتم چه حال خوبی؟! با اینکه مسافرم خیلی خوب سفر میکرد، میگفتم او برای خودش سفر میکند. وقتی در لژیون بودم همه را میدیدم ولی متوجه نبودم اطرافم چه اتفاقی میافتد و تمام اینها بخاطر قرصهای اشتباهی بود که مصرف میکردم و بعد از قطع قرصهای اعصاب و روان بود که متوجه شدم تاثیری در من ندارد و من باید درمان میشدم؛ بعد متوجه شدم از کمبود نیکوتین در بدن من است. چرا وقتی نیکوتین استفاده میکنم حالم خوب است؟ ولی وقتی استفاده نمیکنم حالم خوب نیست؟ و چرا کسی هستم که با محیط اطراف نمیتواند ارتباط بگیرد. اینقدر این قرصها روی من تاثیر منفی داشت که من در حالت خواب آلودگی و کسلی بودم و اگر آنها را نمیخوردم همه چیز بهم میریخت؛ ولی خداروشکر سفرم را شروع کردم و البته نیروهای بازدارنده زیادی بود که من سفرم را شروع نکنم.
دقیقا یک زمانی به خودم آمدم متوجه شدم در جمعی نشسته بودم همه قلیانی! چرا من باید در این جمع دعوت بشوم؟ چرا من باید در آن جمع باشم؟ چرا در جمعهای دیگری من نباید حضور داشته باشم و در این مکان باید باشم؟ چون من یک مصرف کننده بودم و پای ثابت همه آنها.
بعد از این که سفرم را شروع کردم، ۳ ماه سازگاری سرگیجه مداوم داشتم و همه اینها را ربط میدادم به آدامسی که میخوردم؛ تا آخر متوجه شدم سرگیجه من به دلیل بارداری بود و این خود یک بهانه خیلی بزرگ شد که من اصلا ادامه ندهم. ولی خداروشکر خداروشکر توانستم نیروهای منفی را کنار بزنم و سفرم را ادامه بدهم و الان کوچولو من ۱۱ ماهه است و هیچ مشکلی ندارد. خانم ندا از راهنمای خودشان هم سوال کرده بودند که آدامس نیکوتیندار خوراکی هیچ اثری بر روی بارداری ندارد، بامن سفر کرده و رهایی هم دارد.
مسئله بعدی این بود که من خیلی آدم درون گرایی بودم و فکر میکردم درونگرا بودن من بخاطر حال ناخوشی که دارم در اصل من آدم درون گرایی نبودم؛ چون حالم خوب نبود، کسل بودم و نمیدانستم باید چطوری زندگی را بچرخانم. فکر میکردم اگر وارد لژیون ویلیام شوم میگویند: یک مسافر ويليام هم دارند، برای خودم بد می دانستم؛ ولی وقتی که وارد پله بندیهای خانم ندا شدم و رهایی گرفتم؛ متوجه اتفاقات اطرافم شدم، تازه فهمیدم آرامش و تمرکز و حس خوبی که میگویند چیست. خیلی میترسیدم و میگفتم خدایا جوری نشود من فرزنددار شوم و فرزندم را بخاطر پرخاشگری آسیب بزنم؛ دقیقا زمانی باردار شدم که یک ذره به آگاهی رسیده بودم و بخاطر اون کوچولو هم که شده بود ادامه دادم. دوست نداشتم مادری باشم که به خاطر ناآگاهی فرزندش را درک نکند. من چند سوای دیگر به فرزندم چه بگویم؟ امیدوارم اگر در بین ما کسی هست بخاطر فرزندش یک مادر آگاه باشد.
رهایی چهل سیدی همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر ملیحه


مرزبانان کشیک: همسفر ندا و مسافر مهدی
تایپیست: همسفر فاطمه.م رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر نازنین
همسفران نمایندگی صادققم
- تعداد بازدید از این مطلب :
183