چهاردهمین جلسه ازدوره هفتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی صفادشت ویژه مسافران و همسفران ؛با استادی راهنمای ویلیام وایت مسافر علی، نگهبانی مسافرامیر و دبیری مسافر عماد با دستور جلسه «دخانیات(سیگار،قلیان،ناس،پیپ،ویپ) »روز شنبه 9خرداد ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد :
خدا را شکر میکنم که امروز در جمعی پرانرژی، صمیمی و ارزشمند حضور دارم. از اینکه این توفیق نصیبم شد که در این جایگاه باشم، بسیار خوشحال و سپاسگزارم. این حضور برای من افتخار بزرگی است و امیدوارم بتوانم از این فرصت، به بهترین شکل استفاده کنم و در این مسیر خدمتگزار خوبی باشم.در ابتدا لازم میدانم از آقای مهندس و تمام عزیزانی که این فرصت را برای من فراهم کردند، صمیمانه تشکر کنم. باور دارم که قرار گرفتن در چنین جایگاهی، فقط یک مسئولیت ساده نیست؛ بلکه افتخاری است که هر کسی شایستگی آن را ندارد. خدمت در این مسیر، برای من هم یک افتخار است و هم یک لذت عمیق.
من سال ۱۳۸۵ وارد کنگره شدم، در حالی که شرایط بسیار سخت و نامناسبی داشتم. ورود من به این مسیر، با حال روحی و جسمی خوبی همراه نبود. متأسفانه در آن زمان گرفتار مصرف مواد مخدر و سیگار بودم و زندگیام تحت تأثیر این مصرف قرار داشت. اما به لطف خدا و با شروع این سفر، اتفاقات بسیار خوبی در زندگی من رقم خورد.در دهه هشتاد، شرایطی که در کنگره وجود داشت، با امروز بسیار متفاوت بود. اگر بخواهم صادقانه بگویم، آن زمان سیگار بخش جداییناپذیر بسیاری از جمعها و نشستها بود. من خودم به یاد دارم که در جلسات و همایشها، تا وقتی داخل سالن بودیم کسی سیگار نمیکشید، اما به محض اینکه از جلسه بیرون میآمدیم، بسیاری از دوستان بلافاصله سیگار روشن میکردند. در شعبه آکادمی و همچنین در پارک طالقانی، فضای بازیها و نشستها هم با سیگار همراه بود. حتی وسط بازی فوتبال، گاهی دوستان سیگار میکشیدند و این موضوع برای همه ما عادی شده بود. واقعاً آن فضا، از نظر من، نقطهای تاریک و آسیبزا در آن دوره بود.
اما به مرور زمان، با آغاز سفر دوم و شکلگیری بهتر سیستم، شرایط دگرگون شد. نقطه عطف این تحول، زمانی بود که آقای مهندس سفر خودشان را آغاز کردند. ایشان با یک تفکر بسیار ارزشمند، مسیر تازهای را در کنگره روشن کردند؛ مسیری که امروز بسیاری از افراد در سراسر این جهان از برکات آن بهرهمند شدهاند.زمانی که آقای مهندس سفر خودشان را شروع کردند، دستور دادند که ۳۰ نفر از کمکراهنماها این مسیر را آغاز کنند. برای من افتخار بزرگی بود که یکی از همان ۳۰ نفر باشم. این موضوع همیشه برای من مایه افتخار و سربلندی بوده است.آن روزها را هرگز فراموش نمیکنم؛ صبحهای سرد پارک طالبانی، حدود ساعت ۶:۳۰ تا ۷ صبح، کنار آقای مهندس و دیگر دوستان، دور هم جمع میشدیم و با تمام وجود به صحبتها و آموزشها گوش میدادیم. همان جلسات ساده و صمیمی، پایهگذار این مسیر شدند.از همان ۳۰ نفر، امروز حدود ۶۰۰ راهنما در مسیر خدمت مشغول هستند. همچنین امروز نزدیک به ۷ هزار نفر در حال سفر هستند. اینها اعداد کوچکی نیست؛ هر کدام از این آمارها نشاندهنده یک حرکت بزرگ، یک تفکر درست و یک راه روشن است. همه اینها ثمره همان روزهای آغازین و همان بذرهایی است که با عشق و ایمان کاشته شد.من هیچوقت فکر نمیکردم که روزی کنگره بتواند تا این حد در زندگی من اثر بگذارد. زمانی فقط آرزو داشتم که بتوانم شبها سیگار بکشم و بخوابم؛ همین برای من یک خواسته بزرگ بود. اما هرگز تصور نمیکردم که روزی نهتنها مصرف مواد مخدرم قطع شود، بلکه سیگارم هم به درمان برسد.این برای من یک معجزه واقعی بود. امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم که کنگره چگونه توانست مسیر زندگی مرا تغییر دهد و از من انسانی دیگر بسازد. حتی خانوادهام هم این تغییر را به چشم دیدند.
نکته مهم اینجاست که هنوز هم باید مراقب باشیم. خیلی از اینها، خطاهای راه هستند؛ چیزهایی که شاید در ظاهر بیخطر به نظر برسند، اما در واقع آسیبهای جدی دارند. همان اوایل، بعضی از افرادی که سفرشان را شروع کرده بودند، وقتی سیگار را کنار میگذاشتند، به سمت قلیان میرفتند. اما آقای مهندس بهصراحت فرمودند که ما اصلاً حق نداریم به سمت قلیان برویم.
واقعاً هم همینطور است. حجم دودی که از طریق قلیان وارد ریه میشود، بسیار سنگین و آسیبزننده است. شاید بعضیها فکر کنند چون قلیان حالت تفریحی یا خانوادگی دارد، خطرش کمتر است، اما واقعیت این است که آسیب آن در بسیاری از مواقع از سیگار هم بیشتر است. امروز در بسیاری از دورهمیها و جمعهای خانوادگی میبینیم که زن و مرد، دختر و پسر، کنار هم نشستهاند و قلیان میکشند؛ در حالی که شاید تصور کنند لطمهای ندارد، اما این فقط یک تصور اشتباه است.
دود قلیان سرشار از مواد سمی و شیمیایی است و به شدت به ریه، گلو و کل سیستم تنفسی آسیب میزند. همین مسئله در مورد خیلی از ابزارهای جدید هم صدق میکند؛ چیزهایی که این روزها زیاد دیده میشود، وسایلی که در دست میگیرند و بخار یا دود آن را وارد بدن میکنند. متأسفانه حتی در سنین پایین، در میان دخترها و پسرهای ۱۰ تا ۱۲ ساله هم این موارد دیده میشود. این مسئله واقعاً نگرانکننده است، چون مواد شیمیایی و سمی بهراحتی وارد بدن میشوند و اثرات مخربی به جا میگذارند.
انشاءالله که همه ما حواسمان به این موضوعات باشد و بتوانیم از خودمان، فرزندانمان و خانوادههایمان بهتر مراقبت کنیم.من میخواهم در ادامه به یک نکته مهم دیگر هم اشاره کنم. خواهش من از همه دوستان این است که قدر لحظهلحظه نشستن روی این صندلیها را بدانند. خواهش میکنم این فرصت را ساده نگیرید. شاید برای بعضیها نشستن روی این صندلی یک اتفاق عادی باشد، اما واقعیت این است که این جایگاه، جایگاه رشد، آموزش و نجات است.کسی که امروز برای اولین بار وارد شعبه میشود، در واقع قدم در مسیری میگذارد که میتواند تمام زندگیاش را تغییر دهد. به نظر من هر فردی که وارد شعبه میشود، باید سفر سیگارش را همزمان با سفر موادش آغاز کند و به پایان برساند.
دلیلش هم این است که تعادل جسم و روان او بهتر حفظ شود و اختلالهایی که در سفر اول وجود دارد، باعث خرابی بیشتر سیستم نشود.اگر قرار است درمان واقعی اتفاق بیفتد، این درمان باید کامل و اصولی باشد. یعنی همانطور که برای مواد مخدر سفر میکنیم، برای سیگار هم باید سفر کنیم. خوشبختانه امروز این تفکر در بسیاری از شعبهها و ساختارها جا افتاده و در حال اجراست، و این موضوع بسیار ارزشمند است.امیدوارم همه ما قدر این لحظهها، این جایگاهها و این فرصتهای خدمت را بدانیم و بتوانیم با عشق، آگاهی و مسئولیت در این مسیر حرکت کنیم.از توجه همه شما عزیزان بسیار سپاسگزارم.
.jpg)
تایپ:مسافر میثم خدمتگزار سایت
عکس و بارگزاری: مسافر بهمن مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
57