در مسیر تکامل، انسان با مفاهیم پیچیدهای روبروست. همانطور که در کنگره ۶۰ آموختهایم، هر فرد با حرکت در صراط مستقیم، به سوی تزکیه و پالایش پیش میرود و با خروج از این مسیر، از گردونه رشد خارج میشود. اما همواره این پرسش ذهن بشر را درگیر کرده است که اگر خداوند خیر مطلق است، چرا پدیدههای مخربی همچون سیگار، مواد مخدر یا حتی شیطان وجود دارند؟
پاسخ در یک کلمه نهفته است: «دانایی». خداوند با بخشیدن قدرت عقل و تشخیص به انسان، او را در معرض آزمون قرار داده است. وجود هر پدیدهای در جهان، ابزاری است که بستگی به ما دارد؛ اینکه از آن برای صعود به بالاترین نقاط کمال استفاده کنیم یا با بهکارگیری نادرست، به اعماق سقوط رانده شویم. شیطان یا وسوسههای درونی و بیرونی، نیروهای مکملی برای سنجش مرحله تکامل ما هستند. بنابراین مشکل از وجود این ابزارها نیست، بلکه در نحوه برخورد ما با آنهاست.
سیگار، ویرانگری خاموش در دل طبیعت است. بسیاری تصور میکنند تنها بلایای طبیعی مثل سیل و زلزله مایه نابودی بشرند؛ اما حقیقت تلخ این است که سیگار به دلیل تداوم و فراگیری، تلفاتی به مراتب بیشتر از زلزله، تصادفات رانندگی، قتل و حتی ایدز بر جای میگذارد. سیگار یک کشتار تدریجی و بیصداست.
از منظر فیزیولوژیک، ریه خانه حیات ماست؛ جایی که حبابچههای ظریف آن وظیفه تبادل اکسیژن را بر عهده دارند و سلولهایی همچون نگهبانانی هوشیار، آن را پاکیزه نگه میدارند. اما دود سیگار و مواد مضر موجود در آن، این نظم شگفتانگیز را برهم میزند. دود سیگار این نگهبانان را فلج کرده و ریه را به لایهای از قیر سیاه تبدیل میکند. در نتیجه اکسیژن کافی به سلولها نمیرسد، سیستم ایمنی فرو میپاشد، رنگ پوست کدر میشود و بدن در برابر کوچکترین بیماریها بیدفاع میماند؛ نبردی که پایان آن مرگ است.
بسیاری میپرسند: «چرا هنگام قطع سیگار دچار عصبانیت، اضطراب و پریشانی میشویم و دوباره به سوی آن بازمیگردیم؟» پاسخ در «جایگزینی» نهفته است. نیکوتین توتون از سد خونی مغز عبور کرده و وارد سیستم عصبی میشود.
در حالت طبیعی، پیامرسانهای عصبی مسئول ایجاد آرامش و تعادل هستند، اما نیکوتین به مرور زمان جایگزین این مواد طبیعی شده و بخشی از ساختار شیمیایی مغز را اشغال میکند. وقتی فرد ناگهان سیگار را قطع میکند، مغز با کمبود این ماده مواجه شده و در حالت آشفتگی قرار میگیرد. این ریشه اصلی عصبانیت و بازگشت به اعتیاد است. از آنجا که این فرآیند طی سالها شکل گرفته، بازسازی سیستم بیوشیمی مغز حداقل به ۱۰ ماه زمان نیاز دارد تا نروترانسمیترهای طبیعی دوباره فعالیت خود را آغاز کنند.
برای درمانی موفق، باید به ریشه نگریست. اگر انسان را مانند یک درخت در نظر بگیریم، درمان باید در سطوح زیر انجام شود:
1. ریشه (جهانبینی): مهمترین بخش است. اگر نگرش و باورهای فرد نسبت به زندگی و سلامت تغییر نکند، درمان شکست میخورد.
۲. تنه (جسم): بازسازی فیزیولوژیک و سلامت اندامها.
۳. شاخ و برگ (روان): مدیریت احساسات، استرس و اضطراب.
۴. میوه (شخصیت): نتیجه نهایی که همان تعادل و رهایی پایدار است.
برای عبور از دوران سخت کمبود نیکوتین، روش جایگزینی تدریجی بهترین راهکار است. آدامس نیکوتین به دلیل جذب سریع و امکان مصرف در فواصل زمانی کوتاه (مانند سیگار)، گزینهای ایدهآل است. حرکت فک هنگام جویدن آدامس نیز به کاهش تنش و درمان افسردگی کمک میکند.
درمان به روش DST، شامل یک دوره سه ماهه «سازگاری» است که در آن پارامتر زمان مطرح نیست و فرد میتواند به میزان نیاز آدامس مصرف کند. پس از این دوره، دوز مصرفی مشخص شده و با ضریب ۰/۸ در پلههای ۲۱ روزه کاهش مییابد تا به مرحله قطع نهایی برسد.
در نهایت، درمان اعتیاد با درمان سیگار کامل میشود. کسی که هنوز سیگار میکشد، از بند اعتیاد کاملاً رها نشده است؛ چرا که ریشه این موضوع در جهانبینی اوست که هنوز به بیداری و آگاهی کامل نرسیده است.
منبع: سایت کنگره 60 وکتاب 14 مقاله
نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون یکم)
رابط خبری: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون یکم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهاردین همسفر مرضیه (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
80