جلسه دوم از دوره یازدهم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی قشم با استادی راهنمای محترم مسافر پیمان، نگهبانی مسافر سجاد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه (وادی سوم و تأثیر آن روی من) پنجشنبه هفتم خرداد ماه ۱۴۰۵ در محل دانشگاه خوارزمی قشم آغاز به کار کرد .
خلاصه سخنان استاد ؛
.jpg)
.jpg)
این دستور جلسه در ابتدا از کلمه باید استفاده کرده است یعنی این موضوع یک قانون است و برای حل مشکل هیچکس به اندازه خودم نمیتواند به من کمک کند. همه ما میدانیم که هیچکس به اندازه خودِ مصرفکننده مواد مخدر حال خوشی، حال بدی، خماری و تنهایی را درک نکرده است همینطور همسفرانی که سالها با فرد مصرفکننده زندگی کردهاند بیشترین بار ترس، تحقیر، خشم و مسائل دیگر را تحمل نمودهاند خیلی جالب است که وقتی به وادی سوم میرسیم این وادی میگوید: آقای پیمان باید بیایید و آرامآرام این باری را که پانزده سال با خود حمل کردهاید زمین بگذارید برای تحقق این امر تنها کسی که میتواند کمک کند خودِ شما هستید راهنما راه را نشان میدهد ولی کسی که میتواند به من کمک کند خودم هستم و تلاشی است که در این مسیر انجام میدهم من خودم سالها در این مسیر غوطهور بودم و با خود میگفتم پدر و مادرم باعث شدند که من به سمت اعتیاد بروم یا اگر در این شهر به دنیا نمیآمدم اکنون این وضعیت را نداشتم تا این حد درگیر بازیهای فکری و ذهنی بودم زمانی که به کنگره آمدم و با این وادی آشنا شدم با توجه به خشمی که نسبت به همه داشتم همه را مقصر میدانستم بهجز خودم اما فهمیدم که فقط خودم مقصر این قضیه هستم پسرخاله، پسرعمه و دیگران درست است که در مسیر ضد ارزشها با من بودند ولی این خودم بودم که پا در این مسیر گذاشتم پس باید خودم نیز مسیر بازگشت را انتخاب کنم در این وادی راهکارهای بسیار زیبایی وجود دارد.
وادی سوم بیان میکند که دست از متهم کردن دیگران بردارید اگر امروز مشکلی داریم و با مشکلات دستوپنجه نرم میکنیم در حقیقت در حال بازپرداخت بدهیای هستیم که خیلی قبلتر وام آن را گرفتهایم و امروز در حال پرداخت آن هستیم حال هر کسی به اندازهای پرداخت میکند یکی چهار درصد گرفته و دیگری مثل من چهل درصد گرفته و اکنون در حال پرداخت آن است.امروز وارد یک بازی شدهایم به نام کنگره ۶۰؛ چون در جهانبینی کنگره نیز خواندهایم که زندگی یک بازی است و باید قوانین آن را فرا گرفت این بازی بازیِ آگاهیهاست و در حقیقت، آقای مهندس میفرمایند: حقیقت، بزرگترین حقهای است که یک انسان میتواند آن را اجرا کند.
اگر این بازی را در زمین آگاهی انجام بدهم موفق میشوم نه اینکه حتی اینجا که آمدهام نیز بخواهم سر خودم کلاه بگذارم اینطور نیست واقعاً باید در قسمت آگاهی بازی کنم و باید دانست که در وهله اول همه اینها برای کمک به خودم بوده است امروز با خودم فکر میکردم که حتی اگر بهترین بازیکن دنیا هم باشم اگر چهار بازی گل نزنم مربی مرا روی نیمکت خواهد گذاشت پس اگر مدرک دکتر ها هم داشته باشید و سیدیهای آموزشی کنگره را ننویسید راهنما شما را به مرزبانی کنگره معرفی خواهد کرد و اینها قوانین کنگره هستند چرا این قوانین وجود دارند برای اینکه آگاهی ما بالاتر برود.
ویرایش، تائپ و ارسال : مسافر سجاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
62