نوشتهام را با پیامی از استاد شروع میکنم: (آنچه با انسان شروع میشود، یعنی خلق انسان، بقای انسان، حیات او و اندام او، برای هیچ کس به اندازه خود انسان مهم نیست و باید این ارزش ابتدایی را بداند.) که این پیام با وادی سوم (باید دانست که هیچ موجودی بهاندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.) در ارتباط هست و از این پیام در مییابیم که فهم وادی سوم، کلید رهایی و تکامل میباشد و افرادی که این وادی را درک بنمایند، به فرمان میرسند و حل مسائل زندگی خود را خود به گردن میگیرند و در نهایت به تکامل و رهایی میرسند.
پیامی که این وادی برای من دارد این است که؛ باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند؛ همان طور که میدانیم چهار وادی اول محورهای اصلی آموزش کنگره هستند؛ من اگر بتوانم چهار وادی اول را خوب دریافت کنم و روی خودم پیاده کنم آن وقت میتوانم تفکرات اشتباهی که طی سالیان سال درون من شکل گرفته به مرور زمان تغییر بدهم و به آرامش، حال خوب برسم.
من وقتی که متوجه اعتیاد مسافرم شدم آنقدر حسها و تفکرات منفی اطرافم را محاصره کرد که اجازه فکر کردن را به من نمیداد و به جایگاهی رسیده بودم که میگفتم چرا این انتخاب را کردم، از دیگران و از زمین، زمان طلبکار بودم و آنقدر حسهای منفی در من قوی بودند که توانایی و قدرت را از من گرفته بود، قدرتی که داشتم؛ ولی فراموش کرده بودم و این باعث شده بود که من منتظر باشم که یک معجزهای در زندگی من رخ بدهد، چون حس میکردم یک نیرویی از بیرون باعث بدبختیهای من شده و منتظر یک معجزهای از بیرون بودم.
زمانی که وارد مکان مقدس کنگره شدم تحت آموزشهای کنگره و راهنما همسفر آرزو قرار گرفتم، کمکم متوجه شدم و به این باور رسیدم که معجزه درون خود من رخ میدهد، یعنی شاه کلید وادی سوم، تقویت خودباوری است. کنگره به من خود باوری را آموخت و من را به خودم شناساند و به من گفت که تو تنها و بهترین کسی هستی که میتوانی خودت را تغییر بدهی و یک معجزه درون خودت ایجاد کنی، میتوانی تغییر کنی، میتوانی تبدیل شوی و به انسانهای دیگر کمک کنی تا زمانی که من مشکلات را نپذیرفته بودم و مشکلات را گردن دیگران میگذاشتم و توقع داشتم دیگران حال من را خوب کنند؛ ولی وقتی که مشکلاتم را پذیرفتم، مسائل زندگی را پذیرفتم و باور، ایمان داشتم که میتوانم خودم با توانایی خودم مشکلاتم را حل کنم و بار مسئولیت خودم را پذیرفتم آن وقت شدم یک همسفر، یک مادر خوب و توانستم به خودم کمک کنم.
اگر بخواهیم خوب فکر کنیم میبینیم کسی که میتواند بهترین کمک را به من بکند خود من هستم چون خودم نسبت به خودم شناخت، آگاهی دارم و خدا را شاکرم که وارد کنگره شدم و مسیر را برای من باز کرد. در قسمتی از وادی میگوید چون اصوات موسیقی در جهان خود بدرخشید و خود کلید راه رهایی خود باشید، در اینجا چند بار به کلمه خود اشاره شده است؛ یعنی اگر من مرضیه بتوانم خودم را و جایگاهم را پیدا کنم و به این نتیجه برسم که مشکلات مهم نیست کوچک است یا بزرگ مهم این است که دید و نگاه من به مشکلات چگونه است؛ اگر من دیدم به مشکلات خوب باشد و به تواناییها، آگاهیهای خودم تکیه کنم آن موقع مثل نوتهای موسیقی در جهان درون و برونم طنینانداز میشوم، یعنی من هم از لحاظ درونی به حال خوب میرسم و هم میتوانم حال دیگران را خوب کنم.
این وادی این تلنگر را به من میزند که پادزهر این وادی توقع من را پایین میآورد و میگوید از دیگران توقع نداشته باشید و این درست است من مرضیه از نظر مشورتی بزرگان، راهنماها و... استفاده کردم؛ ولی تصمیم نهایی با خودم بود و خودم تصمیم گرفتم که کدام راه را انتخاب کنم آن موقع بود که مسئول پذیر شدم و مسئولیت مشکلات خودم را پذیرفتم. امیدوارم که ما هم در این مسیر به خودباوری برسیم برای اینکه به آن آسایش، آرامش برسیم.
نویسنده: راهنما همسفر مرضیه
رابطخبری: مرزبان خبری همسفر نازنین
عکاس: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
47