مشارکت مکتوب
سلام دوستان جعفر هستم مسافر
موضوع مشارکت من «دخانیات: سیگار، قلیان و پیپ» است. بنده سالها مصرفکنندهی دخانیات بودم و تخریب سنگینی را تجربه کردم. مصرف اصلی من سیگار وینستون قرمز بود؛ بهطور میانگین روزانه حدود ۷۰ نخ. در کنار آن، قلیان و گاهی پیپ نیز در سبد مصرفم قرار داشت. نکته مهم این است که تفاوت نامها، ماهیت وابستگی را تغییر نمیدهد. هر سه مورد، به شکل مستقیم و غیرمستقیم وابستگی جسمی و فکری ایجاد میکنند. من سالها با توجیههای مختلف مصرفم را نادیده میگرفتم. تصور میکردم قلیان تفریح است و پیپ اعتیادآور نیست یا تخریب کمتری دارد. اما نتیجه، یکسان بود: افزایش وابستگی و عمیقتر شدن تخریب. دخانیات برای من فقط یک عادت نبود؛ به مرور تبدیل به ابزار مدیریت هیجانها شد. در استرس، عصبانیت، ناراحتی یا حتی خوشحالی، اولین انتخابم دود بود. این وابستگی باعث شد نظم زندگیام تحتتأثیر قرار بگیرد. کیفیت خواب، سطح انرژی و تمرکز من کاهش پیدا کرد. نفستنگی، سرفه و افت توان جسمی را نیز بهتدریج تجربه کردم. مهمتر از همه، احساس اسارت و ناتوانی در کنترل، فشار روانی ایجاد میکرد. قبل از آشنایی با کنگره ۶۰ چندین بار ترکهای ناگهانی را امتحان کردم. گاهی چند روز یا چند هفته دوام میآوردم، اما بازگشتها شدیدتر میشد. آن تجربهها به من نشان داد که «ترک» با«درمان» تفاوت دارد. وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، با آموزشها فهمیدم درمان یعنی بازسازی تدریجی. با روش DST و طبق آموزش و برنامهی راهنما حرکت کردم. در مسیر درمان از آدامس نیکوتین بهعنوان یک ابزار کمکی و پل عبور استفاده شد. هدف، قطع ناگهانی و فشار آوردن به جسم و روان نبود؛ هدف، تعادل بود. برنامهی من زمانبندی داشت و اصل نظم در آن رعایت میشد.
یاد گرفتم میل به مصرف را بشناسم و به جای واکنش فوری، آن را مدیریت کنم. همچنین متوجه شدم بخش مهمی از مصرف، وابستگی فکری و جهانبینی غلط است. به مرور، تغییرات را هم در جسم و هم در روان مشاهده کردم. کیفیت تنفس بهتر شد و فشار جسمی ناشی از مصرف کاهش یافت. خواب من منظمتر شد و سطح انرژی روزانهام افزایش پیدا کرد. تمرکز و آرامش روانی نیز به شکل محسوسی بهتر شد. مهمترین دستاورد برای من این بود که احساس اجبار از بین رفت. دیگر برنامه روزانهام با سیگار تنظیم نمیشد. امروز با لطف خدا و به کمک آموزشهای کنگره ۶۰، ۸ ماه است رهایی دارم. در این مدت نه سیگار مصرف کردهام، نه قلیان و نه پیپ. تجربهی من این است که دخانیات با هر شکل و عنوانی، تخریب دارد. اما در مقابل، درمان هم واقعی است، اگر مسیر درست طی شود. پیام مشارکت من این است: با شناخت صورتمسئله، با آموزش، با صبر و با اجرای دقیق روش، میتوان به رهایی رسید. از راهنمای عزیزم آقا آرش بابت آموزشها و از کنگره ۶۰ بابت فراهم کردن این بستر درمان تشکر میکنم. امیدوارم این تجربه برای دوستانی که هنوز درگیر دخانیات هستند، امید و انگیزه ایجاد کند.
نگارش و تنظیم و ارسال : مرزبان خبری مسافر جعفر
- تعداد بازدید از این مطلب :
146