English Version
This Site Is Available In English

باید از گذرگاه های سخت عبور کنیم

باید از گذرگاه های سخت عبور کنیم

دوازدهمین جلسه از دوره سی‌ و ششم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی میرداماد با استادی راهنمای محترم مسافر امیر، نگهبانی مسافر شهریار و دبیری مسافر مجید، با دستور جلسه اول"وادی سوم:باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند" و دستور جلسه دوم"تولد سومین سال رهایی پهلوان محترم مسافر کمال" پنج‌شنبه هفتم خرداد ماه  1405 ساعت 15.30 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان امیر هستم یک مسافر
در ابتدا خداوند را سپاسگزارم بابت این حال خوش که در کنگره  حضور داریم.
از استاد راهنمای بزرگ،آقای مهندس که این بستر را فراهم کردند که ما آموزش بگیریم بسیار سپاسگزارم.
امروز دو دستور جلسه داریم یکی وادی سوم و سومین سال رهایی کمال عزیز؛ دیروز چند نفر عید قربان را تلفنی به من تبریک گفتند که رفتم جستجو کردم ببینم عید قربان یعنی چه؟ دیدم که ذبح کردن گوسفند یک سمبل،یا یک تمثیل است و انسان ها بایستی آن خواسته های نفسانی یا نفس اماره که در درون حیوان است را قربانی و ذبح کرده باشند و می توان به آن شخص عید را تبریک بگوییم؛امیدوارم که در کنگره۶۰ بتوانیم خواسته های نامعقول که اعتیاد،سیگار و مصرف مواد که پاهای ما را درگل فرومی برد و نمی گذارد از آن گذرگاه های سخت عبور کنیم را ذبح کنیم.
اما دستور جلسه وادی سوم در مورد سفر اولی هایی است که وارد اعتیاد شده و به دنبال راه حلی بودند،از دور و اطرافیانشان انتظار داشتند که در اعتیادی که دارند به آنها کمک کنند،به قول آقای مهندس که می فرماید "همسایه ها یاری کنید تا من شوهرداری کنم" هیچ کس به اندازه خود انسان نمی تواند بار اعتیاد و مشکلاتی که به همراه دارد را از دوش خود بردارد بایستی خود فرد تلاش و کوشش کند و بار مسئولیت ها و مشکلاتی که دارد را بر عهده بگیرد؛هیچ کس در زمان کوتاه نمی تواند مشکلاتش را حل کند و تا زمانی که تغییر،تبدیل و ترخیص انجام نگیرد،  آن فرد مورد نظر به خود نمی رسد،در آخر وادی می گوید انسان برای رهایی باید نیروهای تخریبی و بازدارنده و شیطانی را بشناسد؛شخصی که همه چیز را در صور آشکار می بیند و صور پنهان خودش را نمی شناسد،به مشکل برمی خورد؛نیروهای عشق و محبت در انسان وجود دارد و همچنین نیروهای کینه و نفرت و حسادت هم در انسان وجود دارد و باید آنها را بشناسیم تا به مشکل برخورد نکنیم و انسان بسیار موجود ساده ای است.
اما دستور جلسه ی دوم سومین سال رهایی کمال عزیز است؛یک روز در شعبه سلمان برگه ی تازه واردین را به من داد و چند جلسه ای حضور پیدا نکرد و در تماسی که برقرار کردیم و گفتیم اگر حضور پیدا نکردید مجبوریم انصراف شما را بزنیم و خلاصه از پنجشنبه حضور پیدا کردند و در اوایل هم مرتب و منظم در جلسات حضور پیدا نمی کرد و مجبور شدم ایشان را به مرزبانی معرفی کنم و با اجازه مرزبانی در لژیون حضور پیدا کرد و سفر خوبی را انجام داد و من از دستش راضی هستم و با مصرف بسیار بالای شیره وارد لژیون شد و شروع کرد به سی دی نوشتن و به طور کل مرتب و منظم شد و در مسیر قرار گرفت و اوایل از آمدن همسفر خودداری می کرد و بعد از مدتی که به کنگره آمد همسفرش را هم به همراه خود به کنگره آورد .
از اینکه به صحبت های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.

سلام دوستان کمال هستم یک مسافر
قبل از هر چیز تشکر می کنم از خدای خودم که راه کنگره را برای من باز کرد؛یک تشکر ویژه دارم از جناب آقای مهندس حسین دژاکام که این بستر رو فراهم کردند تا منِ کمال آموزش بگیرم،یک تشکر هم از راهنمای خودم امیر آقا محمدی دارم که در طول سفر خیلی من ایشان را اذیت کردم و خود ایشان هم می دانند ولی الان این جایگاه را لمس کردم و حال بسیار خوبی را دارم، یک تشکر ویژه هم از همسفرهای خوب خودم که اگر این عزیزان نبودند من الان این جایگاه رو لمس نمی کردم به ویژه دختران خودم که  در طول مدتی که من مواد مصرف می کردم تخریب های خیلی زیادی به آنها وارد کردم؛یک تشکر هم از همه شما دوستان محبت،خدمتگزاران کنگره،دیده بانان،ایجنت،گروه مرزبانی آبدارخانه،اوتی،سایت،نشریات دارم و از کلیه ی اعضای کنگره که در تولد من شرکت کردید کمال تشکر را دارم.
اگر بخواهم راجع به دستور جلسه کوتاه صحبت بکنم اینکه کنگره به من خیلی زیاد کمک کرد؛در دوران مصرف خیلی کارهای زیادی انجام دادم؛من حدود دو کیلو سوخته تریاک رو در عرض هفتاد و چهار روز مصرف کردم،در دوران مصرف هم یک پلاک زمین برای مصرف مواد دادم و در عرض چهار ماه را دود کردم و این موضوع را تا الان خانواده من نمیدانستند و نمی دانم الان چه بگویم فقط می توانم این را بگویم که شاکر خداوند هستم و به ویژه جناب آقای مهندس که اگر آنها نبودند بنده الان کل زندگی ام را از دست داده بودم و یک عذرخواهی ویژه هم از دخترهای گلم دارم و همسرم که در دوران مصرف برای دخترهای من خواستگار آمد که من در دوران تاریکی بودم و نمی گذاشتم آنها ازدواج بکنند و همین موضوع خیلی من رو عذاب می داد.
ولی الان زندگی من خیلی تغییر کرده و دخترهای من خوشحال هستند که چنین پدری دارند و از وقتی که فهمیدند من در کنگره خیلی تغیر کرده ام آنها هم به کنگره آمدند و یک آرزو می کنم هر آن چیزی که آقای مهندس می خواهند و آن هم جهانی شدن کنگره هست و راه افتادن دانشگاه کنگره هست به آن برسند.
از همه شما دوستان که در تولد ما شرکت کردید سپاسگزار و ممنون هستم.

سلام دوستان تهمینه هستم یک همسفر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که دوباره در این جایگاه قرار گرفتم تبریک عرض می کنم تولد مسافر کمال را خدمت جناب مهندس،استاد محترمشان امیر آقا و همسفران عزیزشان.
خانم نجمه بعد از رهایی مسافرشان وارد کنگره شدند و در سفر دوم مشغول به خدمت در کنگره شدند الان در جایگاه مرزبانی هستند و من در آینده شال راهنمایی را برایشان آرزومندم؛نجمه عزیز جایگاه پهلوانی را هم از جناب مهندس دریافت کرده اند و امیدوارم همیشه ثابت قدم باشند و در کنگره خدمت کنند که حال خوش در زندگی شان جاری باشد؛من بسیار خوشحال می باشم که این خانواده با عشق در کنگره حضور دارند.
از اینکه به صحبت های من گوش کردید از شما سپاسگزارم.

سلام دوستان نجمه هستم یک همسفر
از جناب مهندس و از بانوی بزرگ خانم آنی تشکر می کنم که حضور داشتند که من به کنگره بیایم و ثابت قدم در کنگره ماندم.
از راهنمای خودم خانم تهمینه و راهنمای مسافرم امیر اقا تشکر می کنم که با حمایت هایشان ما در کنگره محکم تر قدم برداشتیم؛از راهنمای عزیزم تشکر می کنم که به من یاد دادند در زمان مشخص هر چیزی جای خودش قرار می گیرد و اتفاق می افتد. مسافر من یک سال و هفت ماه بود که به کنگره می آمد،ولی به من نگفته بود که من در مکانی حضور دارم که خانم ها هم می توانند بیایند؛ تا روزی که جشن همسفر شد و من در جشن حضور پیدا کردم و دیدم که مکانی پر از عشق و محبت است؛ولی پیش خودم می گفتم وقتی که مسافر من تمایلی ندارد من به کنگره بیایم دلیلی ندارد که من در کنگره حضور داشته باشم ولی بعد از کمی تفکر منی که کلاس های مختلف می رفتم و می گفتم من احتیاجی به کنگره ندارم جوری به کنگره دل بستم و حال خوش به زندگی من آمد که هر روز شاکر خداوند هستم و خیلی خوشحال هستم که دخترهای عزیزم در کنگره حضور دارند و از آموزش های کنگره بهره می برند.
سپاسگزارم از اینکه به صحبت های من گوش دادید.

سلام دوستان سمیرا هستم یک همسفر
اینکه برای این خانواده چهار راهنما خدمت می کنند به معنای آن است که آنان عاشق هستی هستند و هستی عاشق آنان است؛وقتی که مادر عاشق باشد فرزندان را به طرف عشق هدایت می کند و خانم نجمه این کار را به قشنگی انجام دادند و ایشان همیشه الگوی من بودند ایشان توانستند اموال طلایی عشق را به دخترانشان انتقال دهند و همسفر زهرا، دختری است که هر راهنمایی خوشحال است که چنین رهجویی داشته باشد،امیدوارم سال آینده شال راهنمایی را دریافت کنند؛مسافران بدانند که اگر خوب سفر کنند همسفران کوه را جابجا می کنند و فقط می خواهند که شما سالم باشید.
از اینکه به صحبت های من گوش کردید از همه شما تشکر و سپاسگزاری می کنم.

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر
از جناب آقای مهندس،راهنمای عزیزم و راهنمای پدرم و راهنمای مادرم بسیار تشکر می کنم .
خیلی خوشحال هستم که در اینجا حضور دارم و در ابتدا می خواستم از پدرم تشکر کنم که با شروع کردن و درمان شدن و طی کردن این راه سخت و در تاریکی بودنشان باعث شد تا ما به کنگره بیاییم و همیشه به ایشان افتخار می کنم؛ ایشان در طول زندگی به عنوان پدری نمونه مثل کوه پشت من بودند و تکیه گاه من بوده و افتخار می کنم و دستشان را می بوسم،از مادرم تشکر می کنم که صبر و تحمل زیادی کردند و خیلی جاها مسئولیت زندگی را یک تنه به دوششان کشیدند.
من زمانی که به کنگره آمده بودم پدرم رها شده بودند و یکی از دلایلی که قصد داشتم به کنگره بیایم و ببینم کجا هست تغییرات زیادی بود که در پدرم دیده بودم و خیلی برایم جالب بود که راهنمایش خیلی خوب توصیف کردند چگونه می تواند تغییر کند که من زهرا به عنوان یک جوان آموزش بگیرم امیدوارم که بتوانم آموزش بگیرم و از راهنمایم که همیشه در کنارم هستند تشکر می کنم.
ازاینکه به صحبت های من گوش کردید ازهمه ی شما سپاسگزارم.

سلام دوستان زهرا هستم راهنمای یک همسفر
من پارسال در جمعی قرار گرفتم که جوانانی در آن حضور داشتند،دختر و پسر و وقتی جویای خانواده آنها شدم فهمیدم که پدر یا مادر یا هر دو والدین آنها مصرف کننده هستند؛ اعضای کنگره بسیار خوب عمل می کنند و بچه هایی را تربیت کردند که ما به آنها افتخار می کنیم و این خانواده وادی سوم را به خوبی درک کردند و وادی چهارم را به خوبی عمل کردند؛تبریک می گویم به این خانواده ی عزیز و جناب آقای مهندس و از اینکه به صحبت های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.

سلام دوستان محیا هستم یک همسفر
خیلی خوشحالم که در این جایگاه هستم و این جایگاه را برای همه ی شما آرزومندم، ابتدا از آقای مهندس بنیان کنگره ۶۰تشکر می کنم، سپس از آقای امیر محمدی راهنمای پدرم تشکر می کنم که پدرم را در این راه حمایت کردند و از پدرم تشکر می کنم و سومین سال رهایی اش را تبریک می گویم که باعث شدند ما در این مسیر قدم بگذاریم و از راهنمای مادرم بسیار سپاسگزارم و در آخر هم از راهنمای عزیز خودم خانم زهرا تشکر می کنم که در کنار من هستند و از خانم عارفه عزیز راهنمای جونزم و خانم مریم سلطانی راهنمای تازه واردینم هم تشکر می کنم.
از اینکه در جشن ما شرکت کردید و به صحبت های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.

نگارش:مسافران یعقوب،مجتبی،مهدی،حسین،علی   لژیون 26 ، 19 ، 1 ، 17 ، 4
عکس:مسافر علی ل 4
ارسال:مسافر مهدی ل17

تهیه شده در سایت نمایندگی میرداماد اصفهان تقدیم به نگاه زیبای شما

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .