جلسه یازدهم از دوره چهاردم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی صادق قم با استادی راهنمای محترم مسافر محمد مهدی، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر بهروز با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر بر روی من» پنج شنبه ۷ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز بکار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر
از آقای مهندس و گروه مرزبانی و تمامی خدمتگزاران که چراغ کنگره را روشن نگه می دارند تشکر میکنم ،همچنین از راهنمای محترم آقا جواد که اجازه دادند خدمت کنم و آموزش بگیرم... خیلی سپاسگزار و شاکر هستم و امیدوارم که بتوانم خدمتگزار باشم... انسان قبل از حضور در این جا، یک دریا صحبت در دلش هست که باید از بین آنها انتخاب و صحبت کند... امیدوارم روزی همه دوستان بشود که در این جایگاه قرار بگیرند..
وادی سوم : باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند. خویشتن خویش کیست؟
در کتاب وادی به صورت کامل توضیح داده شده، زمانی که وادی سوم را مطالعه و کاربردی میکنم به سمت وادی ۴ و سپس ۵ راهنمایی میشوم. باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان: یعنی خودم باید فکر کنم ، ولی آیا تفکر خود من به تنهایی کافی است؟
سالهای زیادی مصرف کننده بودم و به خویش خویشتن و رهایی هم فکر و تلاش میکردم ، ولی نتیجه ای نداشت و در آخر با کمک افرادی که نتیجهای را پیدا کرده و در اختیار من قرار دادند و من با اجرای تجربیات آنها توانستم به مقداری که میخواستم درمان و لذت ببرم.
حالا آیا هرچیزی که هست به واسطه کمک دیگران هست...؟ وقتی قصد کاربردی کردن وادی سوم را دارم به مسائلی برخورد میکنم که وارد وادی چهارم میشوم. یعنی چه مقدار از موضوع با کمک خداست و چه مقدار با خودم و چه مقدار با کمک دیگران؟
اگر انسان اشتباه کند زمان زیادی مسئله حل نخواهد شد و در یک جا میماند. بعد از پیدا کردن پاسخ این موضوع، وارد وادی پنجم میشوم یعنی حالا وقتش است که از فکر به عمل برسم تا مشکل حل و یا راه حل پیدا بشود، به عنوان مثال از وضع اقتصادی جامعه همه اطلاع دارند، من سال گذشته منزلی گرفتم با مبلغ مشخص و امسال باید مبلغی دیگر که شاید درآمد من به آن اندازه نیست منزل بگیرم و حالا با این مشکل روبرو هستم، خب باید چه کاری انجام بدهم ؟ بنشینم و حرکت نکنم وغصه بخورم و هیچ حرکتی نکنم؟ یا مثلا زمان زیادی در این جایگاه خدمت نکرده بودم وقبل از حضور نگران بودم و خجالت میکشیدم، خب نباید میآمدم؟
همینطور که نشسته بودم و فکر میکردم با خودم گفتم، اگر رفتم اشتباه هم کردم ایرادی ندارد، بالعکس خدا را هم شکر کردم که چنین فرصتی در اختیار من هست... کجا چنین فرصتی به رایگان در اختیار من قرار داده میشود که بتونم با نگرانی و حتی اشتباه در جایگاهی قرار بگیرم و خودم را پیدا کنم؟ جایی که میتوانم خدمت کنم و یاد بگیرم و با خودم کنار بیام همین جاست.
و برای هر کس میتواند این مشکلات به صورتی و چیزی باشد. برای یکی مواد مخدرو برای شخص دیگری سیگار و...
من خزانه دار لژیون سردار هستم و در تفکر من، باید دانست و فکر کردن به خویشتن خویش میشود تفکر بچههای لژیون سردار که ازشان تشکر میکنم که ماه قبل خیلی خوب حرکت کردند. در سی دی ها هست که ما با هم خویش خویشتن هم هستیم اگر من درمان بشوم و فکر کنم من که خوب شدم و جستی ملخک و خداحافظ نفرات بعدی چی میشن ، من که پول درمان خودم را ندادم و دیگران کاشتند و پرداخت کردند، برای نفرات بعد کی قرار است بکارد؟ تکلیف مصرف کنندههای دیگر وخانوادههاشان چه میشود؟
من میتوانم با صد هزار تومان و یکی با پانصد یکی با یک میلیارد و یکی ۵۰ میلیارد هر کس به اندازه وسعش برای دیگران بکارد تا بقیه افراد هم درمان بشوند. من هزاران گره کوچک وبزرگ دارم که میخواهم این گرهها را حل و رشد کنم و دوستان و خویشتن خویشها این فرصت را برای من مهیا میکنند.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید ازشما ممنونم .
.jpg)
تایپ خبر: مسافر روح ا... و مسافر مجتبی
عکاس: مسافر مجتبی
ارسال خبر: مسافر بهزاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
415