راهنما همسفر زهرا و مسافر بابک با هفده سال تخریب آنتیایکس مصرفی انواع مواد وارد کنگره شدند. به مدت یازدهماه با متدDST و داروی OT به راهنمایی مسافر موحد و همسفر سپیده سفر کردند. رشته ورزشی مسافر پیادهروی و همسفر دارت میباشد. در حال حاضر به مدت هشت سال و هشت ماه است که با دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. راهنما همسفر زهرا در جایگاههای خدمتی دبیری، دبیر راهنماها خدمت کردهاند و در حال حاضر در جایگاه راهنمای DST در حال خدمت هستند.
مهمترین دلیل شما برای شرکت در آزمون راهنمایی چه بوده است؟
وقتی دیدم یک نفر در تاریکیهای زندگیام نور شد و به من کمک کرد تا بتوانم از تاریکی خارج شوم، زمانیکه میخواستم برای آزمون راهنمایی بخوانم با این نگاه میخواندم که من نیز برای بقیه مفید باشم، من هم مؤثر باشم و نور زندگی دیگران شوم. وقتی راهنما شدم و در لژیون نشستم، متوجه شدم که این جایگاه بیشتر از همه به خود من کمک میکند؛ من دوباره آموزش میبینم و هدایت میشوم.
مفهوم هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خودش فکر نمیکند چقدر در زندگی شما کاربرد داشته است؟
برای من این مفهوم را داشت که برای زندگی خودم، خودم کاری بکنم و مدام ننشینم دعا کنم که خداوند مشکل من را حل کند با خودم گفتم، اگر قرار است چیزی حل شود باید خودم در مقابل مشکلاتم قدم بردارم. این نگرش باعث شد آرامآرام در کنگره۶۰ حرکت کنم. وقتی آموزشها را میگرفتم، آنها را در زندگیام عملی میکردم و همین باعث شد بتوانم از چالشها و مشکلاتم بیرون بیایم و آنها را حل کنم.
کلیدیترین موضوع برای یک سفر اولی چیست؟
کلیدیترین موضوع فرمانبرداری است؛ اینکه هر چه از راهنما میشنود با چشم واقعی بگوید چشم و آن را در زندگیاش عملی کند نه اینکه فقط بگوید چشم و بگذرد. مهمترین چیزی که باعث میشود یک سفر اولی به درمان برسد، فرمانبرداری است و هر چقدر بیشتر فرمانبردار باشد به درمان نزدیکتر میشود و بهتر میتواند این سفر را طی کند.
اکنون در جایگاه راهنمایی هستید حس خودتان را بیان کنید؟
در جایگاه راهنمایی متوجه شدم که هنوز آموزشها برایم ادامه دارد. هر آنچه را که به رهجوهایم توصیه میکنم، خودم نیز با آنها روبهرو میشوم. انگار در مقابل هستی قرار گرفتهام و هستی از من آزمون میگیرد که تا چه حد خودم به این راهکارها اعتماد دارم. اینطور نیست که راهنما فقط آموزش بدهد به نظر من راهنما آمده است که آموزش بگیرد.
.jpeg)
کنگره۶۰ چقدر عشق و محبت را توانسته به شما بیاموزد و شما چقدر آن را در زندگی کاربردی کردهاید؟
بسیار زیاد توانسته این کار را انجام دهد. وقتی کتاب عشق را خواندم و به وادی آخر رسیدم که آقای مهندس میفرمایند: «به جایی میرسید که تمام انسانها و تمام موجودات را دوست خواهید داشت». باورم نمیشد؛ اما وقتی جلوتر آمدم و آموزشها را ذرهذره اجرایی کردم و به وادی محبت و عشق رسیدم، دیدم که واقعاً برای کسی بد نمیخواهم به قول آقای مهندس اگر انسانها بدی میکنند از نادانی آنها است نه به خاطر ذات بدشان. کسی که بدی میکند، مانند کسی است که روی شاخه درخت نشسته و با دستهای خودش همان شاخهای را که روی آن نشسته میبُرد؛ در اینجا اولین نفری که سقوط میکند خودش است.
آیا عشق در تمام هستی وجود دارد یا مختص گروه خاصی است؟
عشق در تمام هستی وجود دارد و مختص گروه خاصی نیست در وادی چهاردهم آقای مهندس اشاره میکنند که شاید عشق در بعضی افراد کم یا زیاد باشد، اما همان کم بودنش نیز نشاندهنده وجود عشق است. حس زندگی عشق است. اینکه من ضربان قلبم را احساس میکنم و نفس میکشم عشق است. ما برای عشق نباید کار خاصی انجام دهیم یا به گروه خاصی متصل شویم؛ همین که با تمام هستی در ارتباط هستیم و نفس میکشیم از نظر من عشق است.
صحبت پایانی شما:
جملهای که دوست دارم بگویم و به سؤال قبل هم مرتبط میباشد این است که عشق را درک کنیم ما به دنیا نیامدهایم که عذاب بکشیم؛ آمدهایم که با صلح در زندگی نفس بکشیم و حضور داشته باشیم به این باور برسیم که کسی در بیرون بر ضد ما نیست؛ همه هستی یار و یاور من است، حامی من است و من رها نشدهام. غم، شادی، جنگ و بیماری هست، اما همه چیز بانهایت دقت برنامهریزی شده است. من از چه میترسم؟ خداوند میفرماید: که من حواسم به همه چیز هست و همه اینها برای رشد من است؛ پس اضطرابها را کنار میگذارم و با عشق قدم برمیدارم.
سپاسگزارم از اینکه وقت باارزش خود را در اختیار ما قرار دادید.
طرح سؤالات و مصاحبهکننده: همسفر سیما رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون دهم)
ویراستار و ارسال: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر هدی (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ایمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
184