از وادی سوم آموختم که هیچ کس به اندازه خودم، دلسوز من نیست، من هستم که کمبودها، آسیبها و خواستههای خود را میشناسم، میتوانم در جهت آنها حرکت کنم و به مقصد برسم. من فکر میکردم دیگران باید به جای من فکر کنند یا تصمیم بگیرند؛ حتی آنها به جای من زندگی کنند. انگار تمام انسانها به من بدهکار بودند. الان متوجه شدم که با زندگی خود چه کرده بودم و چقدر زمان از دست دادهام. من به جایی رسیدم که با خودم گفتم تو تنهای تنها هستی؛ باید با این شرایط حرکت کنی، از تفکرات غلط دست بکشی؛ باید شهر وجودیام، جسم و روانم را که ویران کرده بودم از نو میساختم. به خود کفتم اگر با این شرایط میتوانی حرکت کن و مطمئن باش که نیروهای الهی در این مسیر به تو کمک میکنند؛ در غیر این صورت باید برای همیشه در تاریکی بمانی.
من در گذشته از تعادل کافی برخوردار نبودم، دیدگاه من به زندگی درست نبود و به آینده امید نداشتم. وقتی وارد کنگره شدم، از جهانبینی و آموزشهای کنگره بهرهمند شدم، زندگی من ارزش و معنا پیدا کرد، روز به روز از جهات مختلف زندگی من رو به پیشرفت است. در گذشته فکر میکردم دیگران باید در شرایط سخت کنار من باشند و به من کمک کنند؛ اما با گذشت زمان متوجه شدم که مسئولیت صفر تا صد مسائل زندگی را باید بپذیرم، در وادی سوم آموختیم که هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن فکر نمیکند، هیچ کس به اندازه من نمیتواند به خودم کمک کند؛ چون همه چیز بستگی به درون من دارد، اگر درونم بهم ریخته باشد جهان بیرون هم بهم ریخته میشود، درون من یک جهان کوچک است، وقتی من انتظارم را از دیگران به صفر رساندم وجود خدا را بیشتر در زندگیام احساس کردم و برکت بیشتری وارد زندگیام شد.
نویسنده: همسفر تهمینه رهجوی راهنما همسفر ژیلا ( لژیون اول)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ژیلا ( لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر سما رهجوی راهنما همسفر ژیلا ( لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صفادشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
70