English Version
This Site Is Available In English

بهشت‌ را به بها می‌دهند نه به بهانه

بهشت‌ را به بها می‌دهند نه به بهانه

جلسه دوم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا به استادی همسفر زهره، نگهبانی پهلوان همسفر آیسان و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه‌ «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.) و تأثیر آن روی من» در روز دوشنبه ۴ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۰۰ برگزار شد.


 

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان لژیون سردار، ایجنت نمایندگی، گروه مرزبانی و راهنمای خوبم سپاسگزارم که به من اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم خدمت کنم و آموزش بگیرم. در ابتدا می‌خواهم از لژیون سردار بگویم. من قبل از اینکه به کنگره بیایم گویی در خواب بودم و به هیچ‌چیز اهمیت نمی‌دادم از کنار هر جمله و موضوع مهمی به‌ راحتی عبور می‌کردم؛ اما حضور در لژیون سردار دیدگاه من را تغییر داد و متوجه شدم که بیداری واقعی انسان، با شناخت مفهوم بخشندگی آغاز می‌شود.

من فکر می‌کردم معنای «بسم‌الله الرحمن الرحیم» فقط به نام خداوند بخشنده و مهربان است؛ اما پس از حضور در لژیون سردار متوجه شدم که بخشندگی، پیش‌نیاز رسیدن به محبت الهی است. برای این‌که مهربان باشم و به دیگران کمک کنم و محبت خدا نصیبم گردد. بایستی اول بخشنده باشم، بتوانم از جان، وقت و سرمایه‌ای که خداوند به من داده ببخشم تا بتوانم مهربان باشم و محبت الهی را دریافت نمایم.

نمونه بارز این بخشندگی را در راهنماهای کنگره۶۰ می‌بینیم که از وقت و جان خود می‌گذرند تا من زهره آموزش بگیرم و به دانش من افزوده شود. آقای مهندس فرمودند: که بهشت را به بها می‌دهند، نه به بهانه؛ بنابراین من هم باید بهای این جایگاه و آموزش‌های بی‌نظیر که در هیچ کجای دنیا پیدا نمی‌شود را بدهم. امیدوارم لژیون سردار همیشه پابرجا باشد و من عضو کوچکی از آن باشم. کمک در لژیون سردار این نیست که به یکباره دنور یا پهلوان شویم؛ بلکه کمک در لژیون سردار همانند روش DST است که ذره‌ذره پس‌انداز را برای آیندگان باقی می‌گذارد.

و اکنون در مورد دستور جلسه امروز، وادی سوم که می‌گوید: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند». در این وادی از کلمه باید استفاده شده که هیچ جای شک و تردید وجود ندارد. آقای مهندس می‌فرمایند: زندگی ما بر سه اصل تقدیر، خواست و فرمان الهی استوار است؛ اما خواست خود انسان بسیار مهم است. این‌که بنشینم و منتظر باشم دیگران مرا نجات دهند یا حرکتی برایم انجام دهند، هرگز به نتیجه نمی‌رسد و خودم باید برای رسیدن به خواسته قلبی‌ام قدم اول را بردارم و به دنبال خواسته‌های معقول خودمان برویم. زمانی‌که این کار انجام دادیم حتما به آن خواسته خواهیم رسید.

ما در کنگره یک درد مشترک داریم، تمام ما همسفران یک مسافر داریم. من و مسافرم همیشه از دیگران توقع نابجا داشتیم؛ اما کنگره به من آموخت که انتظار از دیگران اشتباه است و باید روی پای خودم بایستم و خودم حرکت کنم. من به واسطه مسافر وارد این مکان مقدس شدم و با ورود، آموزش گرفتیم و متوجه شدیم که در گذشته وقت خودمان را بیهوده هدر داده و منتظر کسانی بودیم که به کمک ما بیایند. اذن ورود به کنگره مهم است؛ اما خواسته خود ما از آن مهم‌تر است. در پایان خداوند را شکر می‌کنم که کنگره و آقای مهندس هستند و ما در مکانی امن و مقدس حضور داریم.

تایپیست: همسفر فرناز رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر آیسان (لژیون نهم)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .