شاکر خداوند هستم که امروز در مسیر و آموزش کنگره قرار دارم و فرشتگانی به نام راهنما، راهنمای مسیر درست زندگی به من هستند. نمیدانم باید از کجا شروع کنم، ما سالهای سخت و تاریکی پشتسر گذاشتیم، هر بار بعد از هر تلاش و پافشاری که برای ترک مسافرم انجام میدادم بیشتر با شکست روبهرو میشدم، برای همین همیشه با خودم فکر میکردم تا ابد در این ظلمت و تاریکی باقی خواهیم ماند؛ اما زمانی رسید که اذن ورود ما به کنگره صادر شد و در مسیر نور و روشنایی قرار گرفتیم، شکرگزار خداوند و سپاسگزار آقای مهندس هستم که بستری را برای خانوادههای گرفتار در دام موادمخدر فراهم کردند تا بتوانند در این مسیر با امیدواری و آگاهی بیشتر قدم بردارند تا بتوانند از تاریکیها به رهایی و نور برسند.
شبها و روزهایی را به یاد دارم که فقط با ناامیدی و غم سپری میشد و من که مصرفکننده مواد نبودم حال من ویرانتر از مسافرم بود، به هر دری میزدم که مسافرم بعد از هر ترک بهتر شود؛ ولی نمیشد که نمیشد و من همچنان درگیر تاریکیها و گذشته تلخ بودم و شرایط من هم بهتر نمیشد، این عمل دوباره و چندباره برای ترک مسافرم تکرار میشد، بلکه نجات پیدا کند؛ ولی همچنان به در بسته میخوردیم و من هر بار ویرانتر و ناامیدتر از قبل میشدم، تا اینکه مسیر کنگره برای ما فراهم شد.
روزهای اول که وارد کنگره شدم خوشحال از این بودم که روش قطعی و درستی برای ترک پیدا کردیم؛ اما ناراحت از این بودم که چرا باید در میان معتادان زیادی قرار بگیرم و با گوشکردن به سیدیها و با آموزش راهنما آرام شدم. من به واسطه مصرفکننده بودن مسافرم این سعادت را داشتم تا در مسیر آگاهی و جهانبینی قراربگیرم، آگاهی به درون خودم پیدا کنم، اگر این مسیر برای من باز نمیشد شاید هیچوقت نمیتوانستم خودم را از عادات بد اصلاح کنم و به مسافرم امید بدهم و زندگی هدفمند و زیبایی را برای خودم و خانوادهام رقم بزنم.
سپاسگزار خداوند بزرگ که در این مکان مقدس حضور دارم و میتوانم از آموزشها بهرهمند شوم، هر روزی که سپری میشود من قویتر و آگاهتر از گذشته میشوم و همه این موهبتها را مدیون کنگره و آموزشهای ناب هستم. اکنون تقریباً نه ماه از سفر من در کنگره میگذرد، اتفاقات زیادی در مسیر ما قرارگرفت که باعث شد مسافرم از مسیر سفر خارج شود و من ناچار شدم به تنهایی به سفرم ادامه بدهم و در کنگره حضور داشته باشم؛ اما من دیگر آن آدم ناامید و شکننده سابق نیستم، ازخدای بزرگ که این مسیر را به من نشان داد میخواهم که هرچه زودتر مسافرم به آغوش گرم کنگره باز گردد تا بتواند اینبار قویتر از گذشته سفر کند و از آموزشها بهرهمند شود و به درمان و رهایی کامل برسد، به امید آن روز.
نویسنده: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون دوازدهم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون دوازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
72