آقای مهندس در سیدی لنگر کشتی میفرمایند: همانطور که میدانیم، انسان دارای ویژگیهای متعددی است، این ویژگیها گاه مثبت و گاهی منفی است؛ ویژگیهای دیگری انسان این است که بسیار سادهلوح و زودباور است، تحت تاثیر کلام دیگران قرار میگیرد و عکسالعمل نشان میدهد.مدیریت به دو بخش تقسیم میشود، مدیریت بر سیستم پایدار، سیستم ناپایدار و بهم ریخته؛ در اینجا مسئله مدیریت بحران طرح میشود؛ یعنی چگونه شرایط بحران را مدیریت کنیم، برای مثال شهری که دچار زلزله شده و باید در آن فرمانروایی کرد، این مدیریت را میتوان بر سیستم وجودی شهر خود پیاده کرد. تمام متون کنگره۶۰، در این راستا است که انسان از این بحرانها خارج شوند البته در نظر گرفتن زمان خیلی مهم و ضروری است. انسان مانند پرندهای بر کشتی سوار است.پرنده، مثل روح یا نفس انسان است و کشتی تمثیل جسم انسان است، با این مثال انسان در حال سفر و حرکت در بعد روحی و جسمانی در حال سازندگی و گاهی در حال در جا زدن است، با توجه به شرایط؛ باید موقعیت و مکان را تغییر داد.
فردی که مصرفکننده است در امواج اعتیاد اسیر شده و قادر به حرکت نیست؛ باید در این مرحله به نیرویهای درونی خود فکر کند و از آن قوت بگیرد، استفاده از این نیروها در جهت مثبت باشد. همه چیز در درون ماست؛ چیزی که ما را متحول میکند افکار و اندیشه ما است، کلام میتواند انسان را متحول یا تخریب کند پس انسان میتواند از افکارش قوت بگیرد. افکار نباید بسته باشد؛ نباید در گذشته زندگی کنیم، با دید وسیع بر کشتی خود که جسم است نگاه کنیم که آگاهی به دست میآید، در ابتدا مشکل است ولی باید لنگر کشتی را بکشی و حرکت کنی، حرکت در جهت ساختن. شروع حرکت در بیکران، آغازی برای جان بخشیدن میشود. وقتی انسان به مرحلهی آمادگی و پختگی برسد، صدای پای استاد را میشنود، اگر آماده باشیم خداوند راهنما در مسیر ما قرار میدهد. زمانی که انسان به سوی صراط مستقیم حرکت کند، امداد الهی آنجا آغاز میشود، این چیزی نیست که یک مرتبه اتفاق بیافتد؛ باید ذره ذره پیش آید.
ما مسئولیت زندگی خود را به خداوند نمیدهیم؛ ولی خداوند را در نظر میگیریم. گذرگاه زندگی مانند مثلث سیاه است، گذرگاه زندگی سختی و مشکلات است، مانند سدی که عبور کردن از آن مشکل است؛ ولی میتوان این مثلث را از زوایای دیگر دید، در این صورت شکل دیگری پدیدار میشود، که به آسانی از آن عبور کرد. خود انسان نقش کلیدی و مهم دارد، گذشتن از خواستههای نامشروع میتواند نمونهای از آگاهی باشد.معنای جنگ و کشته شدن بدون خون و خونریزی را خوب میدانیم، اما وقتی تهور مطرح میشود محاسبات صفحه کاملاً تغییر میکند. منظور این است که اگر سفری را دون هیچ سختی تمام کنیم، معنا ندارد. جنگ یک عملی است که ممکن است هر اتفاقی در آن بیافتد، اگر تهور در انسان باشد؛ باعث میشود زخمی نشود... به هدف خواهد رسید. ما از وجود خداوند باری تعالی هستیم؛ باید به همان اندازه تفکر و تعقل داشته باشیم و آنچه گفته شده را عمل کنیم تا قدرت مطلق از ما راضی باشد.
منبع: سیدی لنگر کشتی را بکشید
نویسنده و ویرایش: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون اول)
ارسال: همسفر سما رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صفادشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
66