English Version
This Site Is Available In English

چهارده وادی برای من مانند چهارده دوست هستند

چهارده وادی برای من مانند چهارده دوست هستند

جلسه اول از دوره هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صفادشت به استادی اسیستانت ویلیام وایت همسفر مینا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر پروین با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.) و تأثیر آن روی من» روز سه‌شنبه ۵ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

ما انتخاب می‌شویم که در جایگاه‌ها قرار بگیریم؛ برای این‌که این جایگاه‌ها فرصتی است برای محک زدن خود. این جایگاه برای ما گذاشته شده تا تغییر را در خود به‌ وجود آوریم، انتهای آن خدمتی که انجام می‌دهیم یاد می‌گیریم که چه کارهایی باید می‌کردیم و راه برای کسانی که احتیاج دارند پیدا می‌شود. دستور جلسه وادی سوم است. من دستور جلسه‌هایی که وادی‪‌ها هستند را خیلی دوست دارم، همان‌طور که در کنگره یاد گرفته‌ایم وادی یعنی شرح؛ وقتی با یک تفکر خراب و فاسد وارد کنگره می‌شویم این وادی‌ها پله‌های ما می‌شوند که تفکر خود را درست کنیم؛ چون هر چیزی که برای ما در زندگی پیش می‌آيد مانند بیچارگی، بدبختی، فقر و اعتیاد همه به‌خاطر این است که تفکر درستی نداشته‌ایم.

من در زندگی قبل از ورود به کنگره نمی‌دانستم تفکر یعنی چه؟ فقط فکر کردن را یاد گرفته بودم، من این 14 وادی را مثل 14 دوست برای خودم می‌دانم. دوستانی که منفعت من را می‌خواهند، ضرر من را نمی‌خواهند، به فکر خودشان نیستند و کمکم می‌کنند که بتوانم زندگی کنم. وقتی به وادی چهاردهم می‌رسم دوباره باید به اول برگردم و روی چیز دیگری تمرکز کنم. وادی سوم می‌گوید: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند».

در وادی اول ما روی تفکرمان کار می‌کنیم، وقتی در لژیون بودم راهنمای من جمله‌ای به من گفت و من بالای کتاب خود نوشته بودم که اگر یاد بگیرید که تفکر را با فکر کردن اشتباه نگیرید  آن موقع شما این وادی را آموخته‌اید. ما دائم در حال فکر کردن هستیم، اینجا نشسته‌ام؛ اما در ذهن خود می‌گویم بچه‌ام کجاست؟ غذا چی بپزم؟چه موقع به خانه می‌رسم؟ ما دائما در حال فکر کردن هستیم؛ ولی تفکر داشتن روی یک موضوع فرق دارد. اول برای خود و بعد برای مسافرم شروع به تفکر می‌کنم که چطوری باید این مسئله را پیدا کنم، چطوری این مسئله را حل کنم، این معنی تفکر کردن را می‌رساند.

شما باید روی هر موضوعی تفکر کنید، برای ساخته شدن خودتان، همراهی مسافرتان و این یعنی تفکر کردن. وادی دوم می‌گوید تو ارزشمندی؛ باید بدانی برای یک رسالتی پا به این حیات گذاشته‌ای، من همیشه در سفر به این فکر می‌کردم که شاید رسالت من این بوده که در کنار یک مصرف‌کننده باشم. ارزش خود را بدانیم، برای انجام هرکاری هیچ وقت دیر نیست. در تمام زمانی که در مسیر بودم فکر می‌کردم که چطور آقای مهندس می‌گویند استاد باید 5 دقیقه در مورد دستور جلسه صحبت کند، فهمیدم که استاد به موضوع اشاره می‌کند و مشارکت کنندگان باید آماده باشند که این صحبت را تکمیل کنند، مشارکت من نشان می‌دهد که من مطالعه کردم، دنبال موضوع رفته‌ام یا نه! مثلاً بنشینم در جلسه و گوش نکنم به مشارکت‌ها یا فقط لژیون مهم باشد.

استاد امین در سی‌دی موج و ذره‌ می‌گویند که فکر نکنید فقط لژیون مهم است، 50 درصد موضوع جایی است که امروز شما نشسته‌اید؛ باید هر جلسه را قبل از ساعت 3 حضور داشته باشید تا درک کنید؛ باید بدانید که خودتان می‌توانید به خودتان کمک کنید. آقای مهندس در وادی سوم می‌فرمایند همسفر فکر می‌کند آمده است کنگره که به مسافر کمک کند؛ اما سخت در اشتباه است. ما آمده‌ایم تا خودمان را درست کنیم، مشکلات و مسائل چه دانسته و چه ندانسته قبل از کنگره برای ما به وجود آمده و ما آمده‌ایم که یاد بگیریم تلاش کنیم، کنگره وادی‌ها را به من داده، کتاب‌ها، سی‌دی‌ها، مقاله‌ها و… را به من داده و می‌گوید باید به هدفت برسی؛ ابزار هم داده و راهنما هم به من داده است.

بعضا در لژیون خودم را می‪گویم رهجو می‌گفت شوهر من درمان شده، مادر شوهرم این مسئله را مطرح کرده است؛ این همسفر دنبال جواب از راهنما می‌گردد درحالی که راهنما نمی‌داند، راهنما به تو می‌گوید برو این مطالب را بخوان و راهنما انگشت اشاره است؛ مثلا برو سی‌دی گوش کن، اگر با مادر شوهرت دعوا کردی برو فضولی و آیش رو مثلا گوش کن، اگر نمی‌توانی مشکلاتت را حل کنی برو فلان کتاب را بخوان، اینجا راهنما به تو راهکار می‌دهد و من مینا باید یاد بگیرم برای حل کردن مشکلاتم را حل کنم و همیشه یک راه برای حل مسائل وجود ندارد بلکه چند راه برای آدم‪های مختلف وجود دارد. راهنما یک موضوعی را می‌گوید و 10 تا رهجو دارد و برای هر رهجو یک راه متفاوت جواب می‌دهد؛ باید خود شخص راه را برای حل مسئله پیدا کند.

حالا هر مسئله یا مشکل را باید بپذیریم که خود ما مشکل را به وجود آورده‌ایم و خودمان هم باید حل‌کننده باشیم، اگر این را یاد بگیریم حل مسائل برایمان راحت‌تر می‌شود؛ حتی مسئله را مطرح می‌کنی با راهنما صحبت می‌کنی، با ایجنت در میان می‌گذاری؛ اما یادمان باشد همیشه باید با راهنمای خودمان مشورت کنیم و در نهایت باید تصمیم نهایی را خودمان بگیریم، اگر این را درک کردیم این 14 وادی به ما کمک می‌کنند که به هدف خود برسیم. قطعا اولین هدف رسیدن به رهایی مسافرمان است؛ ولی وقتی زوم کنیم به ارزشمندی خودمان، به یادگیری و آموزش خود بپردازیم به نتیجه می‌رسیم. زمانی که من متوجه شدم مسافرم مصرف‌کننده است زنگ زدم به آن‌جایی که سر کار می‌رفت، گفتم همسر من آنجا مصرف می‌کند، آن شخص به من گفت ما برای همسر شما دعوت‌نامه نفرستادیم، نیاید و این یک حقیقت بود.

آن‌قدر این حرف برای من تلخ بود که واقعا متوجه شدم او خودش می‌خواهد که می‌رود، من دنبال این بودم که بگویم مسافر من تقصیر ندارد، آدم‌های اطراف او باعث شدند که مسافر من مصرف‌کننده شود؛ اما سخت در اشتباه بودم و فهمیدم که خودمان این بلا را سر خودمان آوردیم. آقای مهندس می‌فرمایند یک‪سری نیروهای منفی نمی‌گذارند که تو درست فکر کنی، یکی گفت بچه‌ را بگذار و بیا، یکی گفت به من ربطی ندارد، یکی گفت آخر اعتیاد بدبختی است. در کنگره یاد گرفته‌ام که همه این افراد اشتباه به من راهنمایی می‌دادند، اگر راه درست را بلد بودند که زندگی خودشان گل و بلبل بود. در کنگره یاد گرفته‌ام که باید مشکل خود را بپذیرم و برای حل کردن آن مشکل خودم تلاش کنم.

اهدای شال مرزبانی توسط اسیستانت همسفر مینا

مرزبانان کشیک: همسفر سمیه و مسافر مهدی
تایپیست: همسفر پروین رهجوی راهنما همسفر سوسن (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر شایسته (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر سما رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صفادشت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .