English Version
This Site Is Available In English

یک شاه کلید

یک شاه کلید

جلسه چهاردهم از دوره پنجاه‌وچهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پرستار به استادی راهنما همسفر مهسا، نگهبانی همسفر افسانه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند) و تاثیر آن روی من » روز سه‌شنبه ۵خرداد ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد


دستور جلسه این هفته، وادی سوم است. همان‌طور که همه می‌دانید، تیتر وادی سوم این است: «باید دانست هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند».

این وادی در ابتدا به من نهیب می‌زند که پیش از هر چیز، با خودم صادق باشم و مسئولیت کارهای خودم را بپذیرم. مسئول افکار و اندیشه خودم باشم، مسئول انتخاب‌هایم باشم و بدانم هر کاری که انجام می‌دهم، در آینده من اثر می‌گذارد.

در زندگی ممکن است نتوانیم بسیاری از شرایط را کنترل کنیم؛ اما همیشه می‌توانیم نوع نگاه و واکنش خود را انتخاب کنیم. می‌توانیم انتخاب کنیم که در ناامیدی بمانیم یا امید را در وجود خود زنده کنیم. می‌توانیم نفرت داشته باشیم یا ببخشیم. می‌توانیم از مشکلی که برایمان پیش آمده فرار کنیم یا با آن روبه‌رو شویم و از دل همان مشکل، رشد کنیم. همه این انتخاب‌ها در ساختن آینده من بسیار مؤثر هستند.

من همیشه فکر می‌کردم مشکلاتی که برایم پیش آمده، تقصیر خانواده، دوستان یا اطرافیانم است. همیشه با خودم می‌گفتم اگر فلانی این کار را نمی‌کرد، این اتفاق نمی‌افتاد یا اگر آن مشکل پیش نمی‌آمد، من هم دچار این شرایط نمی‌شدم.

این طرز فکر، پیش از هر چیز، باعث ناراحتی خودم می‌شد. خشم درونی من بیشتر می‌شد و همین موضوع، مرا آزار می‌داد.

اما وادی سوم مرا به خودم برگرداند. این وادی به من یاد داد که به‌ جای مقصر دانستن دیگران، بایستم، نگاه کنم، بپذیرم و برای حل مشکل اقدام کنم.

هر وقت در برابر مشکلات ایستادگی نمی‌کردم و آن‌ها را رها می‌کردم، در واقع از موضوع فرار می‌کردم. مدتی بعد، همان اتفاق یا شبیه آن، حتی سخت‌تر برایم تکرار می‌شد؛ همان چیزی که به قول معروف، تکرار تاریخ نام دارد.

وقتی از این وادی یاد گرفتم که مسئله را ببینم، آن را بپذیرم و برای حل آن تلاش کنم، متوجه شدم مهم‌ترین بخش مسیر، پذیرش است.

این وادی به من می‌گوید که بالاترین نقش بر عهده خود من است. من ابتدا باید مسئله را بپذیرم. منی که زمانی در قعر تاریکی‌ها بودم و از مشکلاتم فرار می‌کردم، حالا باید خودم را بپذیرم و برای حل مشکلاتم، تزکیه و پالایش را آغاز کنم.

در واقع بسیاری از مسائلی که امروز با آن‌ها روبه‌رو هستم، همان بذرهایی هستند که در گذشته در وجود خود کاشته‌ام و آن‌ها را آبیاری کرده‌ام. حالا می‌توانم با تفکر، صبر و استقامت، به‌مرورزمان این مسائل را حل کنم و به جایگاهی که می‌خواهم، برسم.

موضوع دیگری که در این وادی برای من بسیار شاخص بود، این بود که آموزش‌های کنگره۶۰، نوع نگاه کردن را به من آموخت. وقتی نگاهم نسبت به یک موضوع تغییر کرد، توانستم آن مسئله را بهتر ببینم، آن را حل کنم و به رشد و ارتقایی که می‌خواستم، برسم.

البته این مسیر ساده نبود. من تلاش کردم، صبر کردم، استوار ماندم و سعی کردم مسائل را بپذیرم و برای حل آن‌ها قدم بردارم.

نیروهای منفی بیکار نمی‌نشینند و همیشه حضور دارند. آن‌ها با القاء روی ما کار می‌کنند، ما را ناامید می‌کنند و تلاش می‌کنند ما را به باتلاقی بکشانند که خودشان می‌خواهند.

اما وقتی انسان آگاه می‌شود و مسئولیت خود را می‌پذیرد، می‌تواند از این مسیر عبور کند.

در پایان می‌خواهم بگویم وادی سوم برای من مانند یک شاه‌کلید است؛ شاه‌کلیدی که به من کمک می‌کند گوهر جان خود را به دست آورم.

دوست دارم بخش پایانی پیام را برایتان بخوانم: «چون اصوات موسیقی در جهان خود بدرخشید و خود کلید اصلی مسیر خود را بیابید و ما نیک می‌دانیم که انسان اگر خود جستجو نکند، حتی اگر با همه کاوشگران ماهر نیز همنشین باشد، به موضوع واقعی نمی‌رسد».

مرزبانان کشیک: همسفر خدیجه و مسافر مهدی
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
تایپیست: همسفر دلارام رهجوی راهنما همسفر  فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .