English Version
This Site Is Available In English

میزان اهمیت به خودمان را وسعت ببخشیم

میزان اهمیت به خودمان را وسعت ببخشیم

نهمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰نمایندگی نیما یوشیج به استادی مسافر سبحان،نگهبانی مسافر محمد رضا و دبیری مسافر صمد با دستور جلسه(وادی سوم و تأثیر آن روی من) در روز سه شنبه مورخ۱۴۰۵/۰۳/۰۵ راس ساعت ۱۷اغاژ به کار کرد. 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سبحان هستم یک مسافر. شاکر خداوند و سپاسگزار آقای مهندس هستم که این بستر را برای من فراهم کردند تا به این طریق به حال خوب و سلامتی کامل برسم. از راهنمای درمانم آقا عسگر و تازه واردین آقا فتح الله و همه ی خدمتگزاران این نمایندگی از گروه مرزبانی و ایجنت محترم گرفته تا سایر قسمت هایی که عزیزان در حال خدمت هستند کمال تشکر و قدردانی به عمل می آورم.

دستور جلسه در رابطه با وادی سوم و تأثیر آن روی من است. باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود ایمان به خویشتن خویش فکر میکند. من تا قبل از ورود به کنگره به آن صورت مطالعات نداشتم. در کتب آموزشی کنگره و سی دی هایی که ارائه شده است مطالب عامه پسند، قابل فهم و موجز و رساست . تجربه ی شگفت انگیزی از کتاب های آموزشی مهندس دژاکام داشتم که در مسیر درمانی بسیار کمکم کرد.

ما اگر با افرادی متخصص در یک امری نشست و برخواست داشته باشیم،مثلا با افرادی که در یک رشته ی ورزشی خاص مهارت فوق العاده ای دارند یا مهندسین معمار و کاشی کارانی که با هنر زیبا شناختی سر کار دارند برو و بیا داشته باشیم،نمیتوانیم در مهارت و توانایی که دارند دست ببریم.مانند همان معمار و کاشی کار شویم.تا خودمان اقدام عملی نکنیم و تلاشی را صورت ندهیم نمی‌توانیم به آن موضوع خاص دست پیدا کنیم. راجع به مشکلات زندگی می شود گفت خیلی ها دچار آسیب های گسترده ای در زندگی  روز مره خود هستند.

به لحاظ روحی روانی و موانع اقتصادی و مشکلات معیشتی،اضطراب و افسردگی از حمله موانع و مشکلاتی هستند که به سراغ ما می آیند.این مشکلات می تواند به دلیل قرارگرفتن. در محیطی باشد که در آن زندگی می کنیم،شغل داریم یا تحصیل می کنیم.تصور می کنیم مقصر این قضایا ما نبودیم و این دیگرانند که سنگ پیش پای ما انداختند و قصور از ما نبود در حالی که این تفکر اشتباه است.اینکه مثل زلزله و حوادث طبیعی. وضعیت فورس ماژور که خارج از اراده ی ماست این اتفاقات را مقیاس بگیریم و بگوییم یکی هستند،در حالی که کاملا با هم متفاوتند.


حال تصور کنید مشکلاتی در زندگی داریم که بصورت ذاتی و ژنتیکی در ما وجود داشته مثل نقص عضو.خب راه حل چیست؟درست است که بگوییم مقصر پدر و مادرم بودند که این خصوصیات ارثی را به من منتقل کردند و به عنوان مثال من دچار نارسایی خونی شدیدی شدم یا کم بینا هستم و یک‌پایم می لنگد؟!یا گردن خداوند می اندازیم و می گوییم عدالت را در حق ما به جا نیاورد.روزگار و سرنوشت برای من این بود و باید سوخت و ساخت! در حالی که اراده و تلاش را کنار. بگذاریم و یک گوشه زانوی غم بغل بگیریم.

آیا می توانیم خداناباور باشیم و بگوییم این تاس و قرعه ای بود که برای ما انداخته شد و اینطور رقم خورد،که زندگی ما به این شکل باشد. خب فرض بر این که این شکل زندگی برای ما رقم خورد، آیا باید بنشینیم و کاری نکنیم و هدفی را دنبال نکنیم و منتظر کسی باشیم خداوند لطفی در حق ما کند یا از بین خانواده و دوستان،کسی به فریاد ما برسند.از زاویه دیگری هم می شود به قضیه نگاه کرد،اینکه صبر کنیم و منتظر روز مرگ خود باشیم و مشکلات به این صورت تمام شود! در حالی که این راه حل نیست و مشکلات تمام نمی شود.

مشکلات چه خواسته و ناخواسته و چه ارادی و غیر ارادی سراغ ما آمده باشد،چه سرنوشت و چه نتیجه ی عملکرد ما بوده باشد باید این را درنظر بگیریم که نقش اول بازی زندگی خودمان این ما هستیم نه کسی دیگر. من سبحان تنها کسی هستم که اکثر گره های زندگیم را باید باز کنم و بدانم که مسبب همه ی این ها خودم هستم. نباید دیگران را مقصر بدانم و سطح انتظارم از دیگران را بالا ببرم. البته ما نباید منکر کمک های اطرافیان و کسانی که به ما اهمیت می دهند باشیم. در موقعیت های زیادی که شاید تصورش را نمی کنیم یاری رسان ما بودند وهمچنان هستند.

انسان بودن به ما این امتیاز را می دهد که بین انتخاب ها قرار بگیریم و سطح اهمیت به موجودیت خودمان را به معرض دید و اندازه گیری خود بگذاریم.از معدود باید هایی که  این وادی ها به ما خاطر نشان می کند همین توجه کرده به خویش است.دانش و آگاهی مورد نیاز در کنگره به ما انتقال داده می شود و به واسطه همین آگاهی است که می آموزیم که جایگاهی داریم و برای ارتقا و ادامه به چه ابزارهایی نیاز داریم.بنابراین میزان تشخیص و پیشرفت کیفی درک ما از آنچه که اندازه ی موجودیت ما نامیده می شود با همین کسب و تحصیل دانش زندگی کردن به دست می آید.کنگره می تواند نقش مکمل را برای ما ایفا کند،در اساس این ماییم که به بودن ها توجه می کنیم و خویشتن خویش را می شناسیم و مورد توجه قرار می دهیم.ابزار شناخت ما توسط کنگره فراهم می شود و البته این لطف بزرگی است که کنگره به ما ارزانی داشته است.

بنابراین ما باید با کسب آگاهی و تلاش به خواسته های خود رنگ و بو ببخشیم و میزان اهمیت خود را از خود وسعت ببخشیم.درختان و جانوران دانا نیستند که قادر باشند آگاهی را انتقال دهند و یا به خود فکر کنند. ما انسان ها موجودات متفکری هستیم و اختیار و انتخاب لازمه ی کسب آگاهی ماست.و اسبابی که فراهم شد باعث می شود به خودمان فکر کنیم و مدام در اندیشیدن باشیم. کلید حل مشکلات در جیب خودمان است و حلال مسائل خودمان هستیم.نکته ی  آخر پایان بخش عرایضم این است که باید تلاش کنیم و با سعی خود پله پله پیش برویم و به راه خودمان ادامه دهیم چرا که پایان شب سیه سفید است. ممنونم از اینکه به صحبت های من گوش کردید.

مرزبان خبری مسافر مسلم 

عکاس:مسافر احسان لژیون یکم

ویرایش و بارگذاری:مسافر محمدجواد لژیون هشتم

گروه سایت نمایندگی نیمایوشیج بهشهر (مسافران)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .