اولین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران، نمایندگی سنایی نیشابور، در روز سهشنبه با استادی راهنمای محترم مسافرهادی، نگهبانی مسافرحسین و دبیری مسافر حمزه ، با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من »، در تاریخ 1405/03/05 رأس ساعت 17.00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان هادی هستم، مسافر. جا دارد من اینجا خدمت حسین آقا، اولین نگهبانیاش را تبریک بگویم. و خدمت آقا حمزه هم اولین دبیریاش را تبریک عرض کنم. انشاءالله که موفق و مؤید باشید و سربلند بشوید.
یک مقدار برمیگردم عقب، از وادی دوم برایتان صحبت کنم.در وادی دوم میگوید: «هیچ مخلوقی جهت بیهودگی پا به عرصه حیات نگذاشت، حتی اگر خود را به هیچ فکر کنی، باز هم هیچ نیست.» اینجاست که نفس انسان عزت پیدا میکند. یعنی نفس عزیز، بیهوده و پوچ نیست.
در وادی سوم میگوید: «باید دانست، هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.» پس مرحله اول یا به عبارتی وادی دوم شد عزت نفس، و وادی سوم شد اعتماد به نفس.وقتی نفس، عزیز شد و ارزش پیدا کرد، وارد پله بعدی میشوی. پله سوم یعنی اعتماد به نفس؛ به نفست اعتماد داری، نه نفس اَمّاره، بلکه نفس مطمئنه.وقتی اعتماد به نفس داشتیم، قوی میشویم. منظور چیست؟ منظور این که ای دوست عزیز که وارد کنگره شدی، وقتی بقیه را دیدی که به رهایی رسیدند، تو هم به خودت اعتماد به نفس میدهی و صددرصد به رهایی میرسی.
در این وادی، آقای مهندس از ناامیدی صحبت میکند. ناامیدی مانند موریانه است، فکر و ذکر و ذهن انسان را از درون میخورد. ناامیدی یک زندان انفرادی است که خودت برای خودت درست کردهای.من هادی، بارها سقوط آزاد رفتم، بارها، اما چون نتیجهای نگرفتم، باز روز از نو، روزی از نو. همه اینها برای این است که من، وقتی آمدم، آن ستارهها و رفیقهایی که قبلاً این راه را رفتند را دیدم. مطمئن باشید کسی که یک راهی را رفته یا کسی که قلهای را فتح کرده، بقیه هم میتوانند آن قله را فتح کنند.
در این وادی، مهندس میگوید: «اگر انسان خودش با تمام جستجوگران ماهر همنشین بشود، اگر خودش نخواسته باشد، به موضوع واقعی نمیرسد.» فرض کنید اینجا یک دانشگاه معتبر جهانی است و من هادی، آمدهام روی صندلی نشستهام و فیزیکدان معروف، انیشتین، دارد فیزیک درس میدهد. اگر من خودم نخواسته باشم، فایدهای ندارد. حتماً باید خودم بخواهم.
نکته مهم: تنها وادیای که با کلمه «باید» شروع میشود، وادی سوم است. این نشاندهنده تأکید و اهمیت این موضوع است.من هادی، اگر از اینجا بلند شوم و بروم تهران، در لژیون آقای مهندس دژاکام بنشینم،اما اگر خودم نخواسته باشم، باز هم به موضوع واقعی که همان تعادل است نمیرسم. به زبان سادهتر: کسی که خواب است را میتوانی بیدار کنی، اما کسی که خودش را به خواب زده است، نمیتوانی بیدارش کنی.
دوستان عزیز، از خواب غفلت بیدار شوید. اگر به خاطر خانواده، به خاطر پدر و مادر، به خاطر اطرافیان آمدهای کنگره، بدان که به جایی میرسی. اما در این وادی میگوید:فقط به خاطر خودت بیا و اگر با این طرز فکر وارد کنگره ۶۰ شدی، به نتیجه میرسی.من هادی، اگر خوب شدهام، اگر سرشار از انرژی شدهام، میتوانم به بقیه هم انرژی بدهم. اما اعتیاد مانند یک نارنجک است. نارنجک وقتی منفجر میشود، اول خودش منفجر میشود. اصلاً اسمش نارنجک است نارنجک چهلتیکه، اول خودش منفجر میشود، بعد چهل تکه به اطراف. اعتیاد هم همان نارنجک است: اول خود شخص مصرفکننده اذیت میشود، بعد اطرافیان.
خیلی ممنون. ممنون که یه صحبتهای بنده توجه کردید.

(15).gif)
ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ و ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
85