English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار لژیون آرامش

لژیون سردار لژیون آرامش

ششمین جلسه از دور چهارم لژیون سردار نمایندگی گوجان با استادی پهلوان محترم مسافر داریوش و نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر جعفر با دستور جلسه :وادی سوم و تأثیر آن روی من در مورخه ۱۴۰۵/۰۳/۰۵روز سه شنبه ساعت ۱۵:۳۰ آغار به کار نمود

خلاصه سخنان استاد


سلام دوستان داریوش هستم مسافر ، من هم خیلی خوشحالم که امروز در جمع شما عزیزان در شعبه گوجان هستم. تشکر می‌کنم از ایجنت محترم، مرزبانان عزیز و همه‌ی خدمت‌گزارانی که اجازه دادند من امروز در این جایگاه باشم و از آموزش‌های شما استفاده کنم.

در مورد دستور جلسه که «لژیون سردار» است، باید بگویم که خدمت در این لژیون برای پول، نام یا جایگاه نیست. این یک نوع بازپرداخت بدهی است. ما همگی زمانی با حال خراب وارد کنگره شدیم و اینجا به رهایی و حال خوش رسیدیم. من همیشه با خودم فکر می‌کنم که این سلامتی و آرامشی که امروز دارم، چقدر ارزش دارد؟

بخشیدن در لژیون سردار مثل پاس کردن چک‌هایی است که از قبل کشیده‌ایم. وقتی کسی به ما بخششی می‌کند و ما را از تاریکی نجات می‌دهد، وظیفه‌ی ماست که این زنجیره را ادامه دهیم.

من واقعاً به کسانی که از راه دور می‌آیند، بنزین می‌زنند، وقت می‌گذارند و بدون هیچ مزد و منتی خدمت می‌کنند، غبطه می‌خورم. این‌ها پهلوانان واقعی زندگی هستند. کسی که از مال خود می‌گذرد، در واقع از وابستگی‌های خودش رها شده است.

کنگره ۶۰ فقط برای درمان اعتیاد نیست؛ کنگره به ما درس زندگی می‌دهد. ما یاد گرفتیم که ۱۴ وادی را در زندگی‌مان پیاده کنیم. این وادی‌ها چراغ راه ما هستند. اگر من وادی اول را که تفکر است بلد نباشم، چطور می‌توانم در مسائل مالی یا خانوادگی موفق باشم؟ ما باید این آموزش‌ها را از دیوارهای شعبه فراتر ببریم و در خانه‌هایمان اجرا کنیم.
دوستان، سیستم کنگره یک سیستم خودگردان است. ما به هیچ جا وابسته نیستیم. این سبدی که می‌چرخد یا این حمایت‌هایی که در لژیون سردار، دنور یا پهلوانی انجام می‌شود، برای این است که سقف این شعبه‌ها پابرجا بماند تا یک نفر دیگر مثل منِ گذشته، بیاید و به درمان برسد. پس نباید سد راه باشیم؛ نباید با اما و اگر آوردن، جلوی حرکت این گردونه را بگیریم.
خیلی‌ها می‌گویند «ان‌شاءالله بعداً»، «وقتی پولدار شدم کمک می‌کنم» یا «حالا وقت هست». اما واقعیت این است که شاید فردا یا «بعداً» هیچ‌وقت نیاید. اگر الان توانش را داری، اگر الان جرقه‌ای در ذهنت زده شده، همین حالا وقتش است. لذت بخشش را نباید به آینده موکول کرد. باید در لحظه شاد بود و اثرگذار.
بزرگترین افتخار زندگی من این است که یک عضو کوچک از کنگره ۶۰ هستم. اگر امروز سرپا هستم، اگر خانواده‌ام در آرامش هستند، همه‌اش را مدیون این سیستم و آموزش‌های آقای مهندس هستم. امیدوارم همه‌ی ما بتوانیم در حد توانمان، چه با قدم، چه با قلم و چه با درهم، در این مسیر ماندگار باشیم.

 

ویرایش تنظیم و ارسال : مرزبان خبری مسافر جعفر 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .