جلسه دوازدهم از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی زنجان به استادی همسفر کبری، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه « وادی سوم و تأثیر آن روی من: هیچ موجودی به میزان خودِ انسان به خویشتنِ خویش فکر نمیکند.» روز دوشنبه ۴ خرداد ماه 1405 ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
وادی سوم که با کلمهٔ «باید» شروع میشود، به این معناست که من باید بدانم وقتی میگویم: این کار را انجام میدهم، بایستی روی خود تمرکز کنم و کارِ خودم را بشناسم، روی اشتباهات خود پا بگذارم و بگویم دیگر این کارها را تکرار نمیکنم.
وقتی با وادی اول که می گوید: با تفکر ساختارها آغاز میشود، آشنا شدم؛ فکرکردن را کامل بلد نبودم ولی بعد از کنگره واقعاً تفکر را در زندگی خودم آموختم. وقتی که میخواهم کاری را انجام دهم، اول فکر میکنم که آیا این کارم اشتباه است یا نه تا دوباره تکرار نکنم، وقتی چیزی میگویم، سعی کنم عملی کنم. در زندگی، اشتباهات خود را با جان و دل قبول میکنم. اینکه در گذشته چه اشتباهاتی کردهام و سعی میکنم که دیگر انجام ندهم. وقتی میگویم با یک معتاد و یک بیمار زندگی کردهام، باید بدانم من هم در زندگی تخریبهایی داشتهام؛ من هم به نحوی بیمار بودم و خود نمیدانستم. وقتی به خودم نگاه میکنم، میبینم چقدر به روح و روانم آسیب زدهام. در این جایگاه یاد گرفتم به خودم ارزش قائل باشم. من همیشه مسئولیت همه چیز را به عهده میگرفتم و سعی میکردم همه کارها را خودم انجام دهم تا همه راضی باشند ولی یاد گرفتم که سعی کنم چیزهایی را که واقعاً میدانم و میتوانم، انجام دهم و دیگر سعی نمیکنم مسئولیت دیگران را بر عهده بگیرم. اول به خودم نگاه میکنم و میگویم خودم از همه چیز و همهکس مهمتر هستم.
وقت خود را صرف چیزهایی مثل نرمشکردن، موسیقی گوشدادن یا به طبیعت رفتن میکنم چون این کارها میتواند حالوهوای من را عوض کند؛ تا الان نمیدانستم و نمیدیدم، ولی خدای خودم را شاکر هستم که در کنگره با یادگرفتن وادیها، چند کلمهای را یاد گرفتهام تا در زندگی خودم کاربردی کنم و چیزهایی را که نمیدیدم، ببینم.
هر انسانی در زندگی با مشکلاتی دستوپنجه نرم میکند؛ سعی کنیم مشکلاتی که داریم را خودمان حل کنیم و به دیگران واگذار نکنیم. من در زمان گذشته وقتی به خرید میرفتم، میگفتم باید کسی در کنارم باشد تا آن شخص برای من تصمیم بگیرد که چه چیزی بخرم، ولی دیگر این کارها را انجام نمیدهم؛ خودم برای خودم تصمیم میگیرم.
وقتی مسافری به کنگره۶۰ میآید تا به آزادی و رهایی برسد، باید شهر وجودی خودش را که شامل روح، روان و جهانبینی است، کامل کند تا بتواند از آن دیو سیاه اعتیاد بیرون بیاید و نحوه آموزش گرفتن و پلهپله رفتنِ سفر را یاد بگیرد. من هم میتوانم در زندگی خودم و در تغذیهٔ خودم همه چیز را به نحو احسن انجام دهم و عملی کنم.
آقای مهندس میفرماید: اگر با همهٔ کاوشگرها هم بنشینید، باز نمیتوانید به آن چیزی که میخواهید برسید مگر خود کاوش کنید. سعی میکنم به همان خویشتنِ خویش نگاه کنم، به وجود خودم نگاه کنم و آن چیزی را که تا حالا ندیدم و نبودم، ببینم و داشته باشم.
آقای مهندس میفرمایند: شخصی از خانوادهٔ خودم باشد، برادر یا خواهرم؛ آن کاری را که برای خودش کرده و سرمایهٔ خود را گذاشته و پسانداز کرده را من میخواهم بگیرم، ولی خودم هیچ حرکتی نمیکنم! باید بدانم آن شخص با چه سختی آن پول را جمع کرده است حال وقتی آن شخص پولی به من ندهد، کینه و ناراحتی به من دست میدهد! وقتی به گذشته برمیگردم، میبینم باید توقع و انتظار از کسی نداشته باشم؛ چون انتظارداشتن از کسی، خودم را نابود میکند و سعی میکنم دیگر توقع و انتظار از کسی نداشته باشم.
وادی سوم و بیشترین تأثیر آن، روی تفکرکردن در زندگی من بود؛ من را از اینرو به آنرو کرد و سعی کردم از کسانی که به من ضربه میزنند دوری کنم و خودم را کنار بکشم؛ اینها را مدیون کنگره۶۰ هستم. به خاطر چیزهایی که نمیدانستم، خسارتهایی، چه روحی و چه مالی، به زندگیام زدم، سعی کردم از همه دوری کنم؛ حتی اگر آن شخص نزدیکترین کسم باشد، اگر از آن شخص لطمه میخورم، دوری کنم. حال خودم مهمتر است؛ اول باید خودم را ببینم تا بتوانم در زندگی خودم مادر و همسر خوبی برای خانوادهام باشم. وقتی حال خودم خوب باشد، به اطرافیان هم حال خوب انتقال میدهم. به امید روزی که همهٔ مسافران کنگره۶۰ به آرامش و بینشِ رهایی برسند.
رهایی تغذیه سالم همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر منیره

.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر حسن
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) دبیر اول سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مینا
همسفران نمایندگی زنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
175