English Version
This Site Is Available In English

وادی سوم پذیرش ها را به من می‌آموزد

وادی سوم پذیرش ها را به من می‌آموزد

جلسه چهارم از دوره‌ چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی غزالی مشهد به استادی راهنمای تازه واردین همسفر آرزو، نگهبانی همسفر مهناز و دبیری همسفر ملیحه با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به اندازه ی خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند روز دوشنبه ۴ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از راهنما همسفر اعظم خیلی ممنون هستم که به من اعتماد کردند و استادی این جلسه را به من واگذار کردند.
خب اگر من در  رابطه با دستور جلسه بخواهم  بگویم؛ زمانی که در شعبه بنیان وارد کنگره شدم، اولین جلسه‌ای که آمدم مصادف با (وادی سوم)بود و همیشه خیلی دوست داشتم استادی این وادی را تجربه کنم. همه ما می‌دانیم  زمانی  که خواسته‌ای را به جهان هستی می‌دهیم، این خواسته آبیاری شده و به بار می‌نشیند. وادی سوم می‌گوید: (باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.) این وادی یک قانون خلل‌ناپذیر را در جهان هستی بیان می‌کند که باید اجرا شود.
دستاورد و تأثیر این قانون برای من در کنگره این بود که به درک این بیت رسیدم:
بنی‌آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند

نگاه من به این وادی این‌گونه است که تک‌تک آدم‌هایی که مقابل من هستند، تکه‌ای از وجود من هستند. وقتی انسانی را می‌بینم، او را بخشی از وجودم می‌پندارم؛ او قلب من، جریان خون من، کبد و کلیه من و در واقع تک‌تک اعضای بدن من است. حال وقتی با این نگاه به دیگری می‌نگرم، آیا می‌توانم برای او بد بخواهم؟ آیا می‌توانم بگویم کلیه‌ام خراب شود یا به دست و پایم حسادت کنم؟
تمام صفت‌هایی که در دیگران می‌بینم، در واقع در درون خود من است. اگر علمی در کسی می‌بینم، آن دانش شاید در صور پنهان من هم وجود داشته باشد؛ تمام اطلاعات در درون من هست و من باید به مرحله‌ای از یگانگی درون و بیرون برسم تا بتوانم آن اطلاعات را استخراج کنم. این وادی به من می‌گوید باید (خویشتن خویش) را پیدا کنی و این یافتن از درون رخ می‌دهد تا بتوانم میان نفس، روح و جسمم ارتباط و تعادل برقرار کنم. اگر جسم را کنار بگذارم، نمی‌توانم با روحم کار کنم و اگر بگویم همه چیز این جهان مادی است، باز هم نمی‌توانم آگاهی را دریافت کنم.
با علم به این وادی، یاد می‌گیرم که تمام دوست‌داشتن‌ها و عشق‌ها را از وجود خودم شروع کنم تا زمانی که می‌خواهم چیزی به دیگری بدهم، از جنس آن در درونم وجود داشته باشد. اگر عشقی می‌خواهم به دیگری بدهم، ابتدا باید بتوانم آن را به خودم بدهم. اگر به دوست‌داشتن خودم نرسم، نمی‌توانم دیگری (حتی فرزندم) را واقعاً دوست داشته باشم.
در ادامه، این وادی موضوع مسئولیت‌پذیری را مطرح می‌کند. من پیش از این با اطلاعات اشتباهم، به جای فرزند، همسر یا مادرم زندگی می‌کردم و می‌خواستم تمام مسئولیت‌ها آن‌ها را به گردن بگیرم و یا به نحوی از مسئولیت‌ها خودم فرار کنم. اما وادی به من پذیرش را می‌آموزد؛ می‌گوید بپذیر، شروع کن و یاد بگیر. از زمانی که صورت‌مسئله‌ها را می‌بینم، قدم اول را برداشته‌ام. وقتی می‌پذیرم که من انسانی هستم که زود عصبانی می‌شود، خشمگین می‌شود یا حسادت می‌کند، ۵۰ درصد صورت‌مسئله برایم حل می‌شود. برای ۵۰ درصد باقی‌مانده نیز منابع اطلاعاتی، وادی‌ها و آن علم درونی (روح) را در اختیار داریم.
وادی خیلی زیبا به من می‌گوید: آرزو، ببین و بپذیر. وقتی به دوران قبل از کنگره نگاه می‌کنم، می‌بینم تا زمانی که درگیر چراها؟ بودم، راهی برایم پیدا نشد؛ مدام می‌پرسیدم: چرا من؟ چرا شوهر من؟ چرا من باید مصرف‌کننده داشته باشم یا بی‌پولی بکشم؟ اما زمانی که این چرا به چگونه تبدیل شد، مسیر باز شد: من چگونه می‌توانم از این موانع عبور کنم؟ چگونه به حال خوب برسم؟ چگونه زندگی خوبی بسازم؟

وقتی پذیرفتم که مصرف‌کننده دارم، یاد گرفتم که هر کس باید مسئولیت خودش را بپذیرد. من هم به عنوان یک همسفر، مسئولیت خودم را پذیرفتم تا در کنگره بنشینم، ظرف وجودی‌ام را خالی کنم و از صفر شروع کنم. با خودم گفتم راهی که تا الان می‌رفتم را بلد نبودم و به نتیجه نرسیده است، پس اکنون می‌خواهم راه جدیدی را امتحان کنم. همه ما می‌دانیم وقتی راه پیدا شد، بسیاری از مشکلات و مسائل ما درمان شد.

همان‌طور که ابتدای وادی می‌گوید، با ورود به این مرحله آغازی تازه داریم که ما را به صلح، آسایش و آرامش می‌رساند. ما این آموزش‌ها را می‌گیریم تا به صلح درونی برسیم. اگر امروز به سر کار می‌رویم برای این است که زندگی راحت‌تری داشته باشیم و اگر به کنگره می‌آییم، برای این است که آشیانه‌ ویران شده و زندگی‌هایی که از مهر به قهر تبدیل شده بود، بازسازی شوند. وقتی این‌ها درست شوند، من به آرامش می‌رسم.
پس در این وادی، قدم اول (پذیرش مسئولیت‌ها) است؛ بپذیرم تا در باتلاق نمانم و بتوانم حرکت کنم. همچنین این وادی تفاوت بین نیاز و خواسته را به من می‌گوید. جایی هست که ما نیاز داریم، اما جایی هم باید یاد بگیریم خواسته داشته باشیم؛ خواسته خوب شدن، آگاه شدن و هدایت شدن. شاید به واسطه کلام ما نوری جاری شود و سبب هدایت دیگران گردد.
صحبت‌هایم را تمام می‌کنم. ممنون از سکوت زیبای شما.

اهدا تقدیر نامه لژیون سردار توسط نگهبان لژیون سردار به ایجنت همسفر اکرم

مرزبان کشیک: همسفر هانیه و مسافر مهدی
تایپیست: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم) دبیر اول‌ سایت
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول) نگهبان سایت

نمایندگی همسفران غزالی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .