English Version
This Site Is Available In English

گذرگاه زندگی برای رسیدن به صفات‌ الهی است

گذرگاه زندگی برای رسیدن به صفات‌ الهی است

جلسه دوازدهم از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ملایر به استادی راهنما همسفر فرزانه، نگهبانی موقت همسفر اکرم و دبیری همسفر اکرم با دستورجلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.) و تأثیر آن روی من» روز یک‌شنبه ۳ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

وادی‌های کتاب عشق هر کدام مربوط به مسئله‌ای از جهان‌بینی هستند و هر کدام به‌عنوان اصل، اساس و قانونی هستند که مسیر زندگی را برای ما سهل می‌کنند و توشه‌ای برای رسیدن به مقصد هستند. حال اگر بخواهیم نگاهی به وادی‌های قبل بیندازیم به‌ نظر من وادی اول تا چهارم تمرکز ویژه‌ای روی تفکر دارند، وادی اول در‌ مورد تفکر صحبت می‌کند که یک حرکت درونی است که اعمال و رفتار بیرونی ما را شکل می‌دهد و اگر تفکر صحیح باشد نیروی القاء، احیاء و تحرک به کمک می‌آیند.

وادی‌ دوم ما را تجهیز می‌کند در برابر تفکرات پوچ و منفی و بیانگر این است که هر کدام از مخلوقین الهی رسالت ویژه‌ای بر عهده دارند و انسان هم به‌عنوان اشرف مخلوقات رسالت ویژه‌ای دارد؛ اما وادی‌سوم که برای ورود به آن باید آغاز تازه‌ای داشته باشیم که راه به عقب نداشته باشد؛ یعنی ما را به صلح، آرامش و آسایش برساند و بتوانیم در زندگی کاربردی کنیم. در عنوان وادی‌سوم آمده است که باید دانست هیچ موجودی به اندازه انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند این کلمه باید یک اتمام حجت و الزامی است برای من که هیچ ‌کس در زندگی‌ات به اندازه خودت به مسائل فکر نمی‌کند.

همان‌طور که می‌دانیم مشکلات و مسائل زندگی جزو ضروریات زندگی هستند و تا حل آن‌ها را یاد نگیریم هستی و کائنات دست از سر ما برنمی‌دارند حال ممکن است تفکرات و اعمال ما نادرست باشند و این اعمال ناشی از بذرهایی هستند که قبلاً کاشته‪ایم که حالا جوانه زده و شاید در بهترین حالت بگوییم خداوند سرنوشت ما را این‌گونه رقم زده یا در حالت دیگر بگوییم این تقصیر دیگران یا پدر و مادرم است که مرا به این دنیا آوردند و شروع کنیم به‌ گله و شکایت که چرا زندگی من؟ چرا خانواده من؟ چرا همسر من و با این دیدگاه دنبال مقصر می‌گردیم و در نهایت حس قربانی شدن را به خود می‌گیریم و در این چرخه قرار می‌گیریم.

برای من شاید خیلی زمان برد که بفهمم باید از این گذرگاه‌ها عبور می‌کردم و به این نتیجه می‌رسیدم که گذرگاه زندگی برای رسیدن به صفات‌الهی است اگر این بالا و پایین‌های زندگی را نمی‌دیدم شاید غفور بودن، حلیم بودن، صبور بودن و... را هیچ‌گاه نمی‌توانستم در زندگی تا حدی به صورت نسبی اجرا کنم. به قول استاد بزرگواری که می‌گفت دنیا مانند باشگاهی می‌باشد که تنها رب و معلم ما پروردگار عالم است و استاد عاشق شاگردانش است و کسانی را که بیش‌تر دوست دارد تمرینات ویژه‌تری می‌دهد و اولین قدم برای آموزش من می‌تواند این باشد که برای آرامش درونم بپذیرم هر آن‌چه در زندگی‌ام اتفاق افتاده است هر چند آن‌ را نخواستم و وارد زندگی‌ام شده؛ مثل اعتیاد.

به‌ نظر‌ من انسان زرنگ کسی است که از اتفاقی که برایش پیش آمده نهایت استفاده را داشته باشد تا به تکامل برسد. هیچ بلایی صورت نمی‌گیرد مگر این‌که با هاله‌ای از نعمت همراه باشد؛ زیرا بلاها و مشکلات از جانب خداوند هدیه‌ای هستند و گاهی اوضاع و شرایط بیرونی به قدری برایمان رنج‌آور می‌شود که به زندگی و تغییر خودمان فکر می‌کنیم و هر چقدر در این تصمیم مصمم باشیم نتایج بهتری می‌بینیم و چون در این مرحله از خواست قرار گرفتیم هر چه ناخوشایند در زندگی‌مان باشد قبول می‌کنیم و چون در این مسیر گام برداشتیم حال ما خوش می‌شود حتی اگر به‌ نتیجه‌ نرسیم و این حال خوش داشتن، ادامه‌دهنده راه است.

وقتی به‌دنبال این باشیم که کسی پیدا شود و مشکلات ما را حل کند به قول آقای‌مهندس: «مثل استخوان لای زخم است» همیشه احساس درد داریم که کسی بیاید و مشکلاتمان را حل کند. در مسئله اعتیاد تجربه کردیم که از خیلی‌ها کمک خواستیم؛ اما به‌ دلیل این‌که وارد ماجرا نشوند از ما دوری می‌کردند اما زمانی که خودمان وارد عمل شدیم و در این مسیر پذیرفتیم باید تغییر کنیم و وارد کنگره شدیم همه‌چیز به طور خوبی پیش رفت. فرض کنیم کنگره‌۶۰، مانند درمانگاهی است که درمان اعتیاد در آن انجام می‌شود و در این‌جا همسفر یعنی من بپذیرم و قبول کنم در منیت‌ها و غرورهایم خُرد شوم تا بتوانم آن قالب مستحکم را ایجاد کنم.

در این وادی اشاره شده به انسان‌های دانا که مشورت بگیرید اما تصمیم نهایی با خودمان است و اگر ما با انسان‌های دانا نشست و برخواست کنیم کافی نیست و حتما باید خودمان وارد عمل شویم. من مخاطب این وادی را خودم می‌دانم که در بن‌بست‌های زندگی باید متوجه نیروهای درون خودم باشم و به خودم زمان بدهم و حس خوب داشته باشم تا نتیجه خوب هم ببینم؛ بنابراین معمار زندگی خودمان باشیم؛ چون ناامیدی می‌تواند مانند موریانه وجود ما را بخورد و چیزی از ما باقی نگذارد.

در آخر شاکر کنگره‌۶۰ هستم که اطلاعات غلط من را تبدیل به علم کرد و جهان‌بینی زیبا و چگونه برداشت از زندگی را نشان ما داد. امیدوارم بتوانم وادی‌ها را حتی شده یک وادی را در زندگی اجرا کنم. در پایان صحبت‌هایم را با پیامی از استاد سردار به پایان می‌رسانم: «به علم عمل‌کردن آن را زیبنده و باارزش می‌کند؛ پس آن کنیم که فرمان است.»

مرزبانان کشیک: همسفر‌ معصومه و مسافر عابدین
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون دوم)
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .