جلسه سیزدهم از دوره سیودوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نیمایوشیج به استادی مرزبان همسفر محبوبه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر مرصع سادات با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۴ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از خدای خودم سپاسگزارم که راه و مسیر کنگره را برای من هموار کرد، ممنونم از آقای مهندس و خانواده گرامیشان که چنین بستر پاک و مقدس فراهم کردند، از ایجنت همسفر فرشته و گروه مرزبانی سپاسگزارم که اجازه این جایگاه را به من دادند تا درباره یکی از ستونهای زندگی؛ یعنی وادی سوم صحبت کنم.
شاید بعضیها وادی سوم را به این معنا بدانند که فقط خودم و کارهای خودم؛ ولی برای من محبوبه این فقط ظاهر ماجرا بود برای من وادی سوم موقعی منظور گرفت که نقاب از چهره من افتاد. قیاس در کنگره خیلی تاثیرگذار است و جوابدهی بالایی دارد. محبوبه قبل از کنگره یک چهره طلبکارانه، پر از شکایت و غرغر کردن بر روی مسافر را داشت؛ اما وقتی وارد کنگره شدم و به وادی سوم برخورد کردم جواب خوبی گرفتم، وادی سوم با صدای بلند به من گفت: فقط خودت، خودت را میفهمی، فقط خودت، خودت را دوست داری.
وادی سوم برای من دردناک بود چه بسا ترسناک؛ چون وقتی میفهمی یک عمر زندگی کردی؛ ولی تمام گرفتاری و مشکلات روی خودت افتاده است ترسناک است مگه نه؟ تازه میفهمی چه بلایی سرت آمده است؛ اما چهره دیگری هم دارد آن هم به معنای قدرت، معنای قشنگی دارد اگر به عمق آن پی ببرید. من وقتی معنای وادی سوم را جست و جو کردم، وقتی فهمیدم فقط محبوبه میتواند به خودش کمک کند، شدم معمار زندگی خودم، برای اینکه از فاز گله و شکایت در میآمدم باید تغییر میکردم؛ باید به وادی سوم برخورد میکردم.
این وادی تأثیر مهمی که روی من داشت این بود که از یک قربانی با چشم گریان تبدیل شدم به فرمانده پر انرژی زندگی خودم، دیگر نمیخواهم که محبوبه واقعاً چهره قربانی داشته باشد. همسفران عزیز ما یاد گرفتیم در کنگره که تاریکی به چه معناست؟ تاریکی برای ما به معنای ساخته شدن است. در زندگی وقتی به گره و مشکلی برخورد کردیم چه کار کردیم؟ آیا مثل قبل از کنگره وارد فاز گله و شکایت شدیم و فقط چسبیدیم به خدا که خدا خودش درست کند و یا اینکه فقط شانس و اقبال میگوییم؟
وقتی به وادی سوم میرسیم بر میگردیم به تاریکی درون خودمان که در آن روزنهای به چشم میخورد، شما درون تاریکی نور وجود خودت را پیدا میکنی و این تأثیر مهم زندگی ماست. وقتی گرهای برای شما افتاد، شما چه کردهاید؟ دست یاری به سمت دیگران دراز کردید یا اینکه خودتان اقدام کردهاید؟ وادی سوم چهطوری در شما تاثیر گذاشته است؛ چون مشکلات خودتان را فقط خودتان میدانید، نمیگوییم تمام مشکلات، تا جایی که میتوانید خودتان حل کنید؛ اما اگر نتوانستید با انسان های باهوش که در آن مشکل سررشته دارند مشورت کنید.
وادی سوم برای من درس اخلاق نبود، بحران آگاهی بود، واقعاً نمیدانستم چهطور باید با وادی سوم روبرو بشوم وقتی با این حقیقت روبرو شدم دو مسیر برای من باز شد، یکی اینکه با تمام مشکلات خورد، افسرده و بیمار بشوم و یا اینکه تمام مشکلات خودم را روی هم قرار بدهم و مثل پله ترقی برای من بشود، که من راه دوم را انتخاب کردم که معمار زندگی خودم بشوم.
مسئله دیگر که وادی سوم برای ما باز میکند تنهایی است، تنهایی بد است؛ اما تنهایی تو را رشد میدهد، تنهایی مانع رسیدن نیست، تنهایی شرط رسیدن به خواستههای تو است. تنها کسی که میتواند مسیر شما را روشن کند خودتان هستید. همسفران به هم قول بدهیم که از نقش قربانی تبدیل به فرمانده و خالق زندگی خودمان بشویم، وقتی شما خالق زندگی خودت باشید آنموقع متوجه تفاوت قبل از کنگره و بعد از آن میشوید، تبدیل به فرماندهای پرانرژی که میخواهد زندگی را در مسیر درست و مستقیم پیش ببرد میشوید.
خدایا سپاس از این فرصت برای دیدن خودمان، از تو میخواهیم در این مسیر تکاملی ما را تنها نگذاری، به ما عقل، تدبیر و اراده عمل دهی تا هر وادی راه خویش را با اعتماد به نفس و ایمان پیدا کنیم، آرامش از مسئولیتپذیری و قدرت را در پذیرش حقیقت قرار بده.

مرزبانان کشیک: همسفر صدیقه، مسافر حجت
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
142