جلسه سوم از دوره ششم لژیون سردار نمایندگی نیمایوشیج بهشهر با نگهبانی همسفر زینب، دبیری همسفر اکرم و استادی راهنما همسفر سکینه با دستور جلسه ««وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.) و تاثیر آن روی من» در روز دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
شاکر خداوند و سپاسگزار آقای مهندس هستم و خیلی خوشحال هستم که امروز استاد سردار اجازه حضور در لژیون را به من داد. از نگهبان لژیون سردار همسفر زینب بینهایت سپاسگزارم که امروز من را به این جایگاه دعوت کرد تا خدمت کنم و از خدمت خودم انرژی بگیرم.
آقای مهندس فرمودند: قویترین انسانها کسانی هستند که استقامت دارند، نه کسانی که پول و زور زیادی دارند. وادی اول به من گفت هیچ کاری را بدون تفکر شروع نکن، وادی دوم به من گفت خودت را دست کم نگیر برای اینکه تو بیهوده خلق نشدی و دستور جلسه امروز وادی سوم به من میگوید: تأکید میکند که باید دانست مسئولیت خودت را خودت قبول کن، اگر من مسئولیت دارم؛ باید مسئولیت خودم را چه در خانه، چه به عنوان همسر، چه به عنوان مادر، رهجو و راهنما بپذیرم.
شاید من قبل از آموزش فردی بودم که از همه توقع داشتم، اگر کسی به من خوبی میکرد وظیفه طرف مقابل میدانستم. آموزشها فقط به نوشتن سیدی نیست؛ باید آنها را کاربردی کنم، اگر مسئولیتی را پذیرفتم باید تلاش کنم که آن را به خوبی انجام بدهم. اطراف ما افراد خیلی دانایی هستند، ما میتوانیم از آنها مشورت بگیریم؛ ولی تصمیم نهایی را باید خودمان بگیریم.
دستور جلسه را به لژیون سردار ربط میدهم، چرا کنگره از یک سفر اولی خواهش نمیکند که عضو لژیون سردار شود؟ ابتدا باید به معرفت، شناخت و آگاهی برسد. هستی و کائنات بدهکار هیچکس نمیماند، اگر فکر کنم این پول برای روز مبادا من است، مبادا همین امروز است. خداوند از حال تکتک ما خبر دارد وقتی که من خودم را به خداوند میسپارم و هستی و نیستی خودم را میبخشم، خدا حواسش به من هست و مطمئن باش که راضی به ضرر من نیست، اگر یکی به هستی بدهیم صد برابر را به ما میبخشد.
اگر اعتماد به نفس داری، اگر قدرت بخشندگی داری این سیستم به تو بخشیده است، من هیچ چیز نبودم هیچ چیز نداشتم و الان خداوند عنایت کرد تا عضو لژیون سردار شوم و میگوید هنوز هم روی تو حساب میکنم؛ یعنی میتوانی گرهای از گره بندگان خدا را باز کنی. کنگره دکان داری نیست که من یک چیزی بدهم و پس بگیرم، من طلبم را گرفتم.
باید سپاسگزار خداوند باشیم که این قدر روی ما حساب کرده و میگوید گرهای از گره بندگان من را باز کن. سردار برای من عشق است، سردار؛ یعنی انسانیت، سردار؛ یعنی مشکل دیگران را بر مشکل خودت ترجیح بدهی. خیلی قشنگ است که خودت مشکل داری؛ ولی به فکر مشکل دیگری هم هستی.
امروز اگر توفیق نشستن روی این صندلی را داشتیم لیاقت آن را دیگری به ما داد. نباید خودمان را دست کم بگیریم و هیچوقت از کلمه نه، نمیشود، نمیتوانم و ندارم استفاده نکنید؛ چون هستی درجا، ندارم را برای شما قرار میدهد.
شاهی طلبی برو گدای همه باش بیگانه زخویش و آشنای همه باش
خواهی که تو را چو تاج بر سر نهند دست همه گیر و خاک پای همه باش


تایپیست: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون پانزدهم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
127