English Version
This Site Is Available In English

در مسیر آموزش درد اجباری است و رنج اختیاری

در مسیر آموزش درد اجباری است و رنج اختیاری

جلسه سیزدهم از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی محمدی پور قم به استادی راهنما همسفر طیبه ، نگهبانی همسفر شیرین و دبیری همسفر نرگس با دستور جلسه «وادی سوم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه چهارم خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
تشکر می‌کنم از نگهبان‌، دبیر جلسه و تمامی کسانی که نوشتار‌ها را قرائت کردند؛همچنین متشکرم از لژیون مرزبانی که اجازه دادند در‌ این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور‌ جلسه این هفته، وادی سوم‌ و تأثیر آن روی من می‌باشد؛ «باید دانست هیچ موجودی به میزان خودِ‌ انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.»
دقیقاً تیتر‌ وادی یک مطلب مهمی را می‌گوید، مخصوصاً کلمه‌ی «باید»، به نوعی به مسافران و همسفران تأکید می‌کند که حتی کلمه‌ (شایسته است، اگر صلاح می‌دانید این‌کار‌ را انجام بدهید) نیست؛ یک نوع اجبار را در‌ واقع بازگو می‌کند. این تأکید را‌ ما باید در تمام امور زندگی خود به‌‌ کار بگیریم. امور زندگی ما از چه زمانی شروع شده است؟ می‌دانیم که انسان یک موجودی است که خلقتش فقط مربوط به این جهان نیست در‌ واقع ما‌ یک بُعد قبلی داشته‌ایم و طبق فرمایش‌های مهندس دژاکام و کلام‌ الله انسان موجودی بوده که حتی از روز قبل از الست هم در‌ واقع حضور داشته است.
کلمه‌ «باید‌» خیلی مطالب را درون خودش دارد. انسان برای دو هدف خلق شده است، ابتدا این که آموزش بگیرید و سپس خدمتگذار باشد. یکی از بزرگان کنگره‌۶۰ حرف خیلی جالبی گفت، «در مسیر آموزش درد اجباری است و رنج اختیاری»؛ مفهوم و هضم این پیام برای من واقعاً تا مدت‌ها خیل سخت بود تا این‌‌ که خودم تجربه کسب کردم و آن رسیدم. زندگی هیچ‌کدام از‌ ما بدون درد و مشکل نیست، ما پا به این جهان گذاشته‌ایم که با حل مشکلات و درد‌هایمان، به تکامل برسیم. حالا چرا رنج اختیاری است؟ رنج چیزی است که من در جهان‌ ذهنی خود می‌سازم و به آن انرژی می‌دهم تا ادامه‌دار شود.
خودمان را که در‌ نظر بگیریم، قبل از ورود به جمعیت احیاء انسانی کنگره‌۶۰ می‌دانستیم مشکل، اعتیاد مسافر است و این یک درد بود ولی این‌ که من بخواهم دنبال راه‌حل باشم بخواهم این درد را تداوم دهم برای من دردسر و رنجش خیلی بیشتر دارد. نکته‌ این وادی این‌جا است که هیچ‌ کسی برای منِ طیبه در‌ واقع با ارزش‌تر از خودم  نیست و هیچ‌کس به‌ من فکر نمی‌کند جز خودم یعنی من این‌جا تأکید دارد که من بالا‌ترین نقش را در زندگی خود دارم. ولی آیا همه انسان‌ها این دانایی را دارند؟ به‌ نظر من حتی تیتر وادی‌ سوم را هم خیلی افراد قادر به درک آن نیستند.
ما می‌بینیم کسی‌ که می‌خواهد مشکلات زندگی خود را حل کند منتظر است یک‌ اتفاقی بیرون از خونه و محل کار بیفتد،

تا آن مسئله حل شود یا حتی مسافرها برای وصل شدن به کنگره‌۶۰ و سفر کردن معتقد هستند که خودشان بی تقصیر بوده و دیگران دلیل مصرف کننده شدن آن‌ها شده‌اند و الان جامعه باید برای آن‌ها یک سری شرایط را رقم بزند که بتوانند به درمان برسند؛ این جا است که متوجه می‌شویم که اکثر انسان‌ها دانایی راجع به این وادی ندارند. ولی ما که آموزش گرفته‌ایم، می‌آییم، حرکت و تلاش می‌کنیم و خودمان را از آن منجلاب و مشکلات نجات می‌دهیم تا بتوانیم بر آن رنج غلبه کنیم؛ یعنی کاربردی کردن جهان‌بینی‌، که مساوی است با رسیدن به جهان درون. من اگر بتوانم جهان درون خود را بسازم و آن را آباد کنم، در واقع جهان بیرونم را نیز به بهترین شکل رقم زده‌ام.
ابتدای وادی پیام خیلی زیبایی آمده است؛ ما در این وادی پا به یک جهان تازه‌ای گذاشته‌ایم؛ این جهان، جهانی است سرشار از صلح، سلامتی و آسایش. که اگر صلحی نباشد آرامش نیز به وجود نمی‌آید. آرامش یعنی، علیرغم مشکلاتی که در زندگی‌ام دارم ولی جهان ذهنی‌ام، آرام باشد. مبارزه‌ی درونی را با خودم نداشته باشم یا خیلی کم باشد. آرامش از کجا نشأت می‌گیرد؟ از این‌ که من مشکلات مالی و بدهی دارم ولی بخشش را هم یاد گرفته باشم؛ حالا چه بخشش مالی باشد چه روحی.
سلامتی هم نکته‌ای است که کنگره‌۶۰ از بدو ورود به همسفر یا مسافر هدیه می‌دهد. چطور؟ با آموزش جهان‌بینی، با انواع لژیون‌های آموزشی، لژیون‌ ویلیام وایت، لژیون‌ تغذیه سالم یا جونز، لژیون‌‌ جهان‌بینی‌ و حتی ورزش که مهندس حسین دژاکام بر آن تأکید دارند که این سلامتی که در وادی سوم به آن اشاره شده، ما می‌توانیم به آن برسیم. آسایش را چگونه به دست آوریم؟ آسایش، حداقل امکاناتی است که هر انسانی باید برای خود داشته باشد و به نظر من با دو پارامتر می‌توان به آن رسید. یکی این که در مسیر تزکیه و پالایش باشد و دیگری این که مسائل و سختی‌های دنیایی خود رو قبول کند. هر انسانی بتواند این دو پارامتر را در کنار و به موازات هم قرار دهد و تلاش کند که در این مسیر حرکت کند، به نظر من می‌تواند به تعادل لازم برسد.
در آخر هم امیدوارم که همگی بتوانیم تک‌تک وادی‌ها، که آموزش‌های خیلی مهمی درونشان است را به نحو احسنت کاربردی کنیم، تا ان‌شاءالله به آن آرامش و آسایش درونی برسیم.

مرزبانان کشیک: همسفر اعظم و مسافر مجتبی
تایپیست: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر الین (لژیون ششم)، همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون پنجم)
عکاس: راهنما همسفر هانا (تازه‌واردین)
ویرایش و ارسال: همسفر اعظم مرزبان خبری
همسفران نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .