اولین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور، با استادی راهنمای محترم مسافر محمود، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من» در روز یکشنبه 1405/03/03 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
دوستان محمود هستم، مسافر. عرض سلام و خستهنباشید و خدا قوت به بچههای خدمتگزار شعبه سنایی و راهنمایان عزیز و بقیه مرزبانان.واقعاً در ما پیوند محبت جاری هست؛ تنها پیوندی که وجود دارد، محبت است که نگاه داشته میشود. هر شعبه دیگری هم که باشیم، دلمان برای هم تنگ میشود. هر موقع همدیگر را میبینیم، حالمان خوب میشود و انرژیمان بیشتر میگردد. این به خاطر آموزشهای مشترک و حسهای مشترک است. ما بیگانگانی به ظاهر بیگانه ولی آشناتر از آشنا هستیم.
باید دانست که هیچ موجودی به اندازه خود انسان به فکر خویشتن خویش نیست. یعنی هیچکس اندازه خود ما به فکر درمان اعتیاد، درمان سیگار و سلامتی جسممان نیست. عزیزترین آدمها هم میتوانند به ما کمک کنند، ولی هیچکس اندازه خود انسان به فکر خودش نیست.
وادیها به ما آدرس میدهند. وادی اول تا سوم در مورد فکر کردن و چگونگی فکر کردن به ما آموزش میدهند و جهت را به ما نشان میدهند. اما اگر میبینیم چند ماه است به کنگره میآییم و حالم خوب نشده، به این دلیل است که اصلاً به نشانهها و تابلوها توجه نداریم و در واقع پای کار نیستیم. امروز اگر میبینم حالم خوب نیست، ذهنم درگیر است، اضطراب و استرس دارم و مسائل اقتصادی دارم، باید به دنبال راه چاره باشم. آیا کنگره ۶۰ و وادیها میتوانند به من آدرس بدهند؟ آدرس رسیدن به درمان تمام مشکلاتم؟من خودم ده تا یازده سال است در کنگره هستم و میگویم صد در صد میتواند کمک کند، به شرطی که گوش کنم و پای کار باشم و سعی کنم بفهمم. اول از همه باید در برابر مشکلاتم تسلیم باشم. ابتدا باید قبول کنم که خودم برخی مشکلات را به وجود آوردهام. اعتیاد را من به وجود آوردهام و نباید آن را گردن دیگران بیندازم. اگر مسائل مالی دارم، خودم به وجود آوردهام و خودم کمکاری کردهام. اگر مصرفکننده سیگار شدهام، باز هم مقصر خودم هستم نه دیگران.خیلی راحت است که دیگران را مقصر بدانیم و گناه مشکلات خود را به گردن دیگران، جامعه، پدر، مادر و اطرافیان بیندازیم. اما اول از همه، تسلیم شدن و قبول کردن این است که من خودم مقصرم. دوم این است که بخواهم مشکلاتم را درست کنم. از زمانی که بخواهم مشکلاتم را درست کنم و شروع کنم، به مقصد خواهم رسید؛ به شرطی که گوش به فرمان باشم.
وادی اول تا سوم درباره تفکر است. وقتی قبول کردم مشکلاتی دارم و آن را تصویب میکنم، یک تفکر شکل میگیرد؛ یعنی یک حرکت رو به جلو. میخواهم به کنگره بروم و اعتیاد را درمان کنم، این یک فکر خوب و طلایی است. میخواهم سیگار را درمان کنم، این هم یک تفکر است. میخواهم به صلح و آرامش برسم در حالی که ذهنم درگیر است؛ کنگره ۶۰ و وادیها همان آدرسها هستند.این وادی میگوید: اول از همه قبول کردی که خودت مقصری، حالا میخواهی درستش کنی. نیرویی درون تو وجود دارد. اگر میخواهی به صلح و آرامش برسی، اول باید آگاه شوی. همه ما باید آگاه شویم. این آگاهی زمان و خواسته میخواهد. آیا من خواسته قوی برای آگاهی و رسیدن به صلح و آرامش دارم یا نه؟ من میخواهم آرام شوم، همه میخواهند آرام شوند، اما چقدر خواستهشان قوی است که تبدیل به انسانی با تعادل شوند؟ تبدیل شدن از انسان بههمریخته به انسان متعادل، زمان، حوصله و خواسته میخواهد.در این وادی اشارهای به نیروهای بازدارنده میکند؛ آن چیزی که ما را آزار میدهد، آن چیزی که به زیباترین شکل حال ما را خراب میکند و آن چیزی که به نرمی ما را از مسیر درمان خارج میکند: القائات و الهامات نیروی کیهان. ما همیشه بازیچه دست او هستیم.

اگر به قدرت تشخیص برسم، به آگاهی برسم و جن درون را بشناسم و بفهمم که این واقعاً من نیستم که حال دیگران را میگیرم، دل دیگران را میشکنم و از دیگران کینه به دل میگیرم، دیگر آن کارها را انجام نمیدهم. من خودم نمیخواهم این کارها را انجام دهم؛ آن جن و نفس از من میخواهد این کارها را انجام دهم. من خودم اصلاً دوست ندارم ولی باز هم انجام میدهم.پس انسانها بد نیستند، فقط القائات منفی است که انسانها را بد جلوه میدهد و ذات همه انسانها پاک است.اگر بخواهیم خود را پیدا کنیم، باید سوال پنهان خود را بشناسیم. وادیها به ما کمک میکنند خود را بشناسیم و وجه پنهان خود را بشناسیم و بفهمیم جایگاه ما در این هستی چیست و خداوند از ما چه میخواهد. گاهی ما میگوییم چه میخواهیم، اما اگر به قدرت تشخیص و آگاهی برسیم، به جایی میرسیم که میفهمیم خداوند هست. چون ما تا به حال به این فکر نکردهایم که کسی که ما را خلق کرده و این هستی را به وجود آورده از ما چه میخواهد؛ اول از همه اینکه خود را بشناسیم.
ما به جلسه آمدهایم، جلسه وادی سوم شروع شده است. چقدر مطالعه داشتیم؟ هیچی. اصلاً وادی سوم را نگاه نکردهایم. همینطور بلند شده و آمدهایم. آمدهایم که چه کار کنیم؟ اینجا استاد و راهنما صحبت میکنند ولی من باید زمینهای داشته باشم که حرفهای ایشان را بفهمم یا برایم لذتبخش باشد. من هیچ زمینهای ندارم و هیچ کتابی را نمیخوانم.آیا من کتاب وادی سوم را خواندهام؟ آیا از آن سوال درآوردهام؟ اصلاً چیزی برایم سوال نبوده است. چگونه میخواهد یادگیری اتفاق بیفتد؟ چگونه میخواهد آگاهی حاصل شود؟ چگونه میخواهم به رهایی برسم؟رهاییهایی که در کنگره وجود دارد، اگر درست سفر کنی تا آخر ماه تضمینشده است، به شرطی که به قدرت آگاهی و تشخیص برسی. کنگره ۶۰ از نظر اطلاعات در مورد درمان اعتیاد و سیگار بسیار قوی است و حتی بخشی از آن میتواند تو را به رهایی برساند. ولی در سفر دوم باز به همین مطالب نیاز داری. ادامهدار بودن این مطالب ما را در مسیر نگه میدارد.
وادی سوم سالیان سال تکرار شده است ولی این تکرارها زیباست. از تکرارها خسته نشویم، از تکرارها فرار نکنیم. این تکرارها قرار است ما را بسازد، به قدرت تشخیص و آگاهی برساند. اگر میخواهیم به صلح و آرامش برسیم، باید مطالب بهدردبخور باشند. این مطالب نه حاشیه دارند، نه زیادهگویی کردهاند و نه از هدف خارج شدهاند.انسانی که میخواهد به صلح، آرامش و تعادل برسد، این وادیها و این کتابها بسیار به او کمک میکنند.ممنون و متشکرم که صحبتهای من را گوش دادید.

(15)(1).gif)
ضبط صدا و تایپ مسافر بهروز
عکس مسافر روح الله
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
111