English Version
This Site Is Available In English

بسازم‌ و سازندگی‌ ایجاد‌ کنم

بسازم‌ و سازندگی‌ ایجاد‌ کنم

جلسه هفتم از دوره هشتم کار‌گاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صالحی ۲ به استادی راهنما همسفر کبری، نگهبانی همسفر شهلا و دبیری همسفر فرحناز با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.)و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ۳ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

شاکر خداوند هستم که امروز در این جایگاه در حال خدمت کردن می‌باشم. از ایجنت، مرزبانان و نگهبان سپاسگزارم که اجازه خدمت کردن در این جایگاه را به من دادند تا آموزش بگیرم. باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. وادی سوم از شروع تازه‌ای صحبت می‌کند. شروعی که با الگوبرداری از طبیعت آغاز می‌شود و به منِ همسفر یادآوری می‌کند که فقط با الگوبرداری از طبیعت می‌توانم خود را بسازم و سازندگی ایجاد کنم.

من بسیار علاقه داشتم که از متن کتاب صحبت کنم؛ اما تمام همسفران کتاب را بارها خوانده‌اند و نکات مهم آن را می‌‌دانند. در اینجا آن چیزی که خود از وادی سوم دریافت کردم را عنوان می‌کنم. این وادی کلید مسیر اصلی را در دستان من می‌گذارد. وادی اول و دوم را گذراندیم و تفکر کردن را یاد گرفتیم. وادی سوم کلید اصلی مسیر که قدرت می‌باشد را در دستانم می‌گذارد؛ زیرا تفکر کردن را در وادی اول به من آموزش داده‌ است و در وادی دوم به من یاد داده است که بیهوده نیستم و با قدرت تفکرم، مسائلم را حل‌ کنم.

موضوع اصلی این است که اگر تفکر‌م را مثبت نکنم نمی‌توانم به اهدافم برسم. اگر به دنبال این باشم که دیگران را مقصر جلوه دهم و شانه خالی کنم هیچ‌گاه نمی‌توانم مشکلاتم را حل نمایم. من پیش از کنگره‌۶۰ مشکلات متعددی داشتم‌ که علت همه‌ مشکلات را دیگران می‌دانستم و قبول نداشتم که خود مسبب تمام مشکلاتم می‌باشم تا پیش از این‌که وادی‌ها را مطالعه نکرده بودم نمی‌دانستم که چگونه باید مشکلاتم‌ را چه از طرف مسافرم، چه فرزندانم و حتی خودم را حل کنم.

این وادی می‌گوید که شروع تازه یعنی تا الان نتوانستم برای حل مشکلاتم اقدامی کنم و باید اتفاق جدیدی برای خود رقم بزنم و تفکر جدیدی داشته باشم. اگر با مسافر بد حال وارد کنگره‌۶۰ شدم یا خودمان حالمان بد است، همه این مشکلات حل‌شدنی است. هیچ‌گاه نباید ناامید بود؛ همان‌طور که در این وادی عنوان می‌کند هر شب سیاهی آخرش صبح سفیدی است. من‌ حتماً به روشنایی خواهم رسید اگر به سمت روشنایی بازگردم.

از مسافرها نمی‌شود توقع داشت. آن‌ها در مسیر درمان قرار گرفته‌اند، دارو مصرف می‌کنند و هنوز در مسیری قرار‌ دارند که نیروهای منفی بسیاری مانع پیشرفتشان می‌شود. همسفر باید این وادی را عملی کند و با مسافر همراهی کند؛ همان‌طور که ابتدای وادی می‌گوید باید دانست. من به عنوان همسفر می‌توانم با کنار گذاشتن افکار پوچ و توخالی راه جدیدی را بسازم و ساختار جدیدی را رقم بزنم.

من اگر بر این باور باشم که مشکلاتم را پشت سرم بگذارم و راه جدیدی را بسازم، همه‌ مسائلم‌ حل خواهد شد؛ ولی اگر درون افکار منفی بمانم، درونش غرق خواهم شد. در سفر اول مسائل بسیاری داشتم. حال که به کوچک‌ترین آن فکر می‌کنم احساس می‌کنم می‌خواهد من را در درون خود غرق کند. ما می‌توانیم با کوچک‌ترین روزنه به سمت نور بازگردیم و مسیر درست را ادامه دهیم.

مرزبانان کشیک: مسافر امیرعلی و همسفر سعیده
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول)
ویرایش: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی ۲

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .