English Version
This Site Is Available In English

اساس کار کنگره عشق و محبت است

 اساس کار کنگره عشق و محبت است

 

 

 

 

خدای خودم را شاکر هستم که در کنگره حضور دارم و از آقای مهندس تشکر میکنم که چنین بستری را فراهم کرده تا آموزش ببینیم و علم درست زندگی کردن را یاد بگیریم و زندگی کنیم و اجازه دهیم دیگران نیز درکنار ما زندگی کنند.

از ایجنت شعبه آقا هاشم و گروه مرزبانی که بنده رو دعوت کردند که در کنار شما آموزش ببینیم و از نگهبان نگهبان جلسه و دبیر جلسه و همه خدمتگزاران تشکر میکنم که در پیشبرد اهداف کنگره ۶۰ سهیم هستیم.

 

باعث خوشحالی بنده هستش که در این شعبه هستم ، به امید خدا یک ساعتی در کنار هم جلسه خوبی داشته باشیم و حس خیلی خوبی دارم  و خیلی دوست داشتم که به این شعبه بیایم و از آقا هاشم تشکر می‌کنم از راهنمای خودم آقای ابراهیم رستمی لژیون نهم شعبه امین تشکر می‌کنم از آقای احمد فهیمی که راهنمای راهنمای من هستند تشکر می‌کنم و مدیون زحمات راهنمایان هستم.

 دستور جلسه : وادی سوم باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند صورت مسئله خیلی مهم است وهیچ موجودی به میزان خود انسان و انسان را نسبت به موجودات دیگر متمایز کرده است یعنی اینکه من دارای عقل هستم و باید تفکر کنم وادی اول وادی تفکر که میگوید با تفکر ساختارها آغاز می شود و بدون تفکر هرچه هست رو به زوال و نیستی می رود و ساختار خیلی مهم است ما به کنگره آمدیم یک ساختار را تشکیل دادیم و ساختارش حس مشترک برای رسیدن به یک هدف مشترک و با هم به بقا و رشد و توسعه رسیدیم و کنگره شعبات زیادی در کل ایران دارد و به امید خدا جهانی نیز میشود. وادی اول تفکر و ساختار را تعیین کرده است. و ساختار میتواند یک سفر باشد و ساختار میتواند یک ساختمان باشد. به ما یاد داد و در وادی دوم به ما امید داد و گفت که شما بیهوده به این دنیا نیامده اید و من ایمانم را قوی می‌کنم و امیدم را بالا میبرم و در این وادی آقای مهندس میگوید که به جنگ نرم میرویم و یک جنگ نرم را آغاز کرده ایم پس ما داریم یک جنگی را آغاز میکنیم و این جنگ درون است و شاید کسی متوجه نشود من با چه کسی در جنگ هستم و  یک جنگی را آغاز میکنیم و این جنگ درون است و شاید کسی متوجه نشود من با چه کسی در جنگ هستم و  می‌گوید شروع کن.

من را در بدو ورود سه جلسه اول تازه والدین به نحو احسن پذیرفتند  و اساس کار کنگره عشق و محبت است. و یک جایی تاکید میکند که همان چوب معلم هستش و باید بخوریم و اگر نخوریم نمیتوانیم در دانشگاه قبول شویم. فشنگ یک راهنما عشق و محبت هستش  و باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به فکر خویشتن خویش نیست و باید دانایی خودم را بالا ببرم و تشخیص ماهیت را متوجه شوم و خواسته ها را بدانم و به جنگ آنها بروم و باید و با چه وسیله و ابزاری یاد بگیرم و میگوید باید دانست وقتی واردکنگره میشوی باید حرمت ها را رعایت کنی و پشت سر هم غیبت نکنیم و پول به همدیگر قرض ندهیم و اینجا همه نیروهای تخریبی هستند و باید نیروهای درون خودم را بشناسم و نیروهای تخریبی بازدارنده را هم بشناسم و یک زندگی را آغاز کردیم که صلح و آسایش و آرامش داشته باشد و اگر بخواهیم به این صلح و آرامش برسیم نیروهای تخریبی خودمان را بشناسیم ونمیدانم آن چه ابزاری دارد و خشم و کینه و نفرت ابزارهای شیطان هستند و به جنگ من آمدند و من را چه کار کرده اند و روح و روان و جسم من را ضعیف کردند و جسم و روان من وقتی درست شد باید بشناسم و اگر نشناسم در مسیر شکست میخورم . نیروهای درون خودم را بشناسم و باید دانست شکل یک جنگی است که نیروهای خودش را میشناسد و نیروهای روبرو را هم شناسایی میکند و میگوید آن طرف چقدر نیرو دارد و به آرامی و بدون عجله و ذره و ذره حمله میکنیم و پیروز میشویم و بعد از آن پیروز میشویم و ساختار میگوید میخواهی سفر بروی باید پول داشته باشی این هم راهنمایان عزیز به من میگوید و نیروهای روبرو را بشناسد و نیروهای روبرو را هم شناسایی میکند و میگوید آن طرف چقدر نیرو دارد و به آرامی و بدون عجله و ذره می‌گویند به لژیون سردار بروم و یاد بگیرم و صرفاً برای خودم هست و باید بدانم اگر ندانم در مسیر شکست می‌خورم به امید خدا جلسه خوبی داشته باشی یا مشرکت‌های خوبی داشته باشیم. از اینکه به حرف‌های من توجه کردید متشکرم.

 

 

 

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .