جلسه ششم از دوره ششم از سری کارگاههایی آموزش لژیون سردار نمایندگی قیدار با استادی همسفر مصطفی، با نگهبانی ابوتراب و با دبیری مسافر محسن با دستور جلسه " در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره من چه کردهام؟" در روز سهشنبه ۲۹ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان مصطفی هستم یک همسفر، قبل از چیز تشکر میکنم از خدمتگذاران لژیون سردار که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم در این جایگاه خدمت کنم و آموزش ببینم.
اما در مورد دستور جلسه این ماه لژیون سردار" در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره ۶۰ من چه کردهام" باید بگویم هر ارگانی برای اینکه بتوانم در مسیر توسعه قدم بردارد نیاز به پایههای مالی قوی دارد و از لحاظ علمی نیز همیشه باید بروز باشد.
کنگره شصت امروز در زمینه درمان اعتیاد فعالیت میکند و با تدبیری که مهندس دژاکام اندیشیدهاند و لژیون سردار را پایهریزی کردهاند توانستند این موضوع مهم را در بلند مدت حل کنند و ستون های کنگره را در زمینی محکم بنا کنند و همانطور که میدانید کنگره از هیچ نهادی پول دریافت نمیکند و تمام هزینههای جاری از طریق خود اعضا پرداخت میشود و بر همه ما لازم و ضروری ایست که در لژیون سردار عضو باشیم که هیچ محدودیتی برای ما ندارد و هر کس در حد توان خود میتواند در این لژیون فعالیت کند.
از لحاظ علمی هم مهندس در هر هفته یک سیدی میدهند تا من به عنوان یک رهجو بتوانم داشتههای علمی خود را بروزرسانی کنم، وقتی که من از این امکانات استفاده میکنم باید در پرداخت هزینههای کنگره مشارکت کنم و باید بدانیم که این پولها در ساخت دانشگاه و به ثمر رسیدن تحقیقات علمی کنگره موثری خواهد بود و هر یک از ما به اندازه خودمان در این اهداف بزرگ سهیم هستیم که بدون در نظر گرفتن مادیات شاید این امکان وجود نداشته باشد.
رسالت من در کنگره چیست؟ چرا من نباید در اجرای قانون یازدهم مشارکت نکنم؟ همه اینها در حالیست که با مشارکت مالی من به خودم کمک میکنم و شاید فردا از عزیزان من یک نفر در دام اعتیاد گرفتار شود و در کنگره بتواند به درمان برسد. پس وظیفه من این است که در حفظ بقای کنگره شصت تلاش کنم و هر کاری که از دست من بر میآید انجام دهم.
برای رساندن پیام کنگره در جامعه اعتیاد من باید تغییر کنم و این تغییرات در وجود من برای مردم قابل مشاهده باشد و من باید تغییر کنم تا بتوانم تبدیل به یک الگوی درست کنگره شوم و خود را باور کنم که من میتوانم کارهای غیر ممکن را ممکن کنم.
شاید من آن طور که باید در مسائل مالی کنگره مشارکت نمیکنم و این بیانگر آموزشهایی است که من در این مدت دریافت کردهام، روزی که برای رهایی رفته بودم شاهد بودم که شخصی گریه میکرد که میخواست پهلوان شود و مهندس دژاکام اجازه این کار را به او نداده بودند چون چند کیلو اضافه وزن داشتند و اینها بیانگر تعهدی ایست که مهندس در برابر سلامتی انسانها دارد.
این عقیده قلبی ماست که بتوانیم از مال دنیا بگذریم تا کسانی در آینده بیایند و در کنگره بتوانند به درمان و آرامش برسند، همه ما امروز شاهد خدمت پیشکسوتان خود در کنگره هستیم که از کار و زندگی خود میزنند و دهها نفر در یک نمایندگی به صورت رایگان خدمت میکنند تا بتوانند یک نفر را به رهایی برسانند تا آن شخص به آغوش گرم خانواده برگردد.
کسی که در هر جایگاهی در حال خدمت است یا با هر مبلغی در لژیون سردار مشارکت میکند نباید هیچ انتظاری داشته باشد، حتی اگر با پهلوان یا در نشان بینشانی شرکت میکند باید بداند که همه اینها تنها برای خود من است و این من هستم که به این بخشیدنها نیاز دارم و این یک معاملهای هست که من با خدای خود میکنم و بدون هیچ چشم داشتی میبخشم و کل شیرینی این کار بزرگ همین است که بدون هیچ چشمداشتی بتوانم ببخشم. ممنون که به حرفهای من گوش کردید.
تایپ و ویرایش: مسافر ابوذر، راهنمای لژیون یکم
ضبط صدا: مسافر محسن، راهنمای تازهواردین
عکس: مسافر امین، لژیون مرزبانی
درج و ارسال: مسافر علی، مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
108