جلسه پنجم از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سیرجان به استادی راهنما همسفر زهرا، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر ربابه با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند.) و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۳خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز بهکار کرد.
.png)
خلاصه سخنان استاد:
وادی سوم میگوید: «باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتنخویش فکر نمیکند». من هر موقع این وادی را میخوانم یاد اولین روزی که به کنگره آمدم میافتم، آن روزها فکر میکردم اگر مشکلی دارم، باید دیگران به من کمک کرده و مشکلاتم را حل کنند.
در این وادی هم گفته شده ما از خداوند یا دیگران توقع داریم که بیایند و مشکل ما را حل کنند؛ بهعنوان مثال برای گرفتن حاجت اول با محبت از خدا درخواست میکنیم، اگر نشد با التماس، دعا و گریه کردن از خدا میخواهیم که مشکلات ما را حل کند، اگر حل نشد از خداوند گله و شکایت میکنیم این چه سرنوشتی است که من دارم، چرا من بدبختم، شانس ندارم و ناامید میشویم.
من وقتی دچار مشکلی میشدم شاید به روی طرف نمیآوردم؛ ولی در ذهن با خودم کلنجار میرفتم که فلانی پول دارد و میتواند به من کمک کند؛ اما کمک نمیکند یا فلانی توانایی انجام فلان کار را دارد؛ اما بیخیال است و این باعث میشد حالم بد شده و آرامش نداشته باشم؛ پس ما نباید به دیگران وابسته باشیم. منظورم این نیست که از خداوند نخواهیم، توکل نکنیم و خودمان کارهایمان را انجام دهیم، توکل با توقع داشتن فرق دارد، من برای حل مشکلاتم میتوانم از دیگران مشورت بگیرم؛ ولی باید تصمیم نهایی را خودم بگیرم و خودم اقدام کنم.
وقتی دچار مشکل میشویم با خود میگوييم چرا خداوند این مشکل را به من داد و خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم؛ مثلاً چرا همسایه من این مشکلات را ندارد یا چرا بچه فلانی مریض نیست؛ ولی من مشکلات زیادی دارم، من به جای اینکه روی حل مشکلات خودم تمرکز کنم، دائم خودم را با دیگران مقایسه میکردم، وقتی کسی بیماری سرطان میگرفت، میگفتم خدا این بندهاش را دوست نداشته و او را بیمار کرده است. کنگره نگاه مرا تغییر داد، امروز وقتی کسی مشکلی دارد، من باور دارم که خداوند او را هم دوست دارد و برای رشد بیشتر، او در این مسیر قرار گرفته است.
وقتی من بهواسطه مسافرم در مسیر کنگره قرار گرفتم، متوجه شدم که خودم هم بیعیب نبودم و باید اول خودم را بشناسم تا بتوانم مشکلاتم را حل کنم. گاهی اوقات ما همه را میشناسیم؛ ولی خودمان را نه؛ مثلاً اگر از ما بپرسند که همسایه یا اقوام چه اخلاقهای بدی دارند همه را بلدیم؛ ولی نوبت به خودمان که برسد، اخلاقهای ناپسند خودمان را نمیبینیم و در مورد آنها هم نمیتوانیم حرف بزنیم مثل چشمی که بقیه را میبیند؛ ولی خودش را نمیبیند؛ پس به جای تمرکز کردن در زندگی دیگران، بایستی بیشتر روی خودمان کار کنیم.
اگر مریضی یا گرفتاری برای من پیش میآمد همیشه میخواستم به سرعت مشکلاتم را حل کنم؛ ولی یاد گرفتم اول تفکر کنم و آرامآرام مشکلاتم را یکی پس از دیگری حل کنم؛ چون یکشبه مشکل به وجود نیامده که یکشبه هم حل شود. در این وادی گفته شده «خودکرده را تدبیر هست». قبلاً اگر اتفاقی میافتاد، میگفتم دیگر حل کردن آن محال است، اگر راهی را اشتباه انتخاب میکردم، دست روی دست میگذاشتم و بر این باور بودم باید شرایطم عوض شود یا جامعه تغییر کند تا بتوانم از پس مشکلم بربیایم یا اینکه منتظر میماندم کسی از بیرون بیاید و من را از سختی و فلاکت نجات دهد؛ چون من هیچ وقت روی خودم حساب نمیکردم و توانایی را در خودم نمیدیدم.
امروز متوجه شدم که فقط به خودم و تفکر خودم میتوانم متکی باشم و اینکه مشکلات با غرغر کردن و دعوا کردن حل نمیشود، گاهی اوقات سکوت کردن حلال مشکلات است؛ چون وقتی سکوت کنی و به مشکلت فکر کنی ناخودآگاه یک فکر خوب به تو القاء میشود، تو حرکت میکنی و مشکلات رفتهرفته حل میشوند.
من اگر به کنگره میآیم، آموزش میگیرم و وادیها را مینویسم، باید این آموزشها را در زندگی کاربردی کنم، اگر هنوز تغییری به وجود نیامده است و با دوسال پیش هیچ فرقی نکردهام؛ یعنی راه را اشتباه رفتهام و باید روی خودم بیشتر کار کنم. وادیها مثل درس و بعضی کتابها نیستند که آنها را حفظ کنیم و اطلاعاتمان را زیاد کنیم، با نوشتن هم تمرکزمان بیشتر میشود و هم نکات کلیدی به دستمان میآید که کجا و چگونه در زندگی این آموزشها را کاربردی و مشکلاتمان را حل کنیم.

تایپیست: همسفر فرشته (ر) رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
مرزبانان کشیک: همسفر زینب و مسافر حمید
ارسال: مرزبان خبری همسفر زینب
همسفران نمایندگی سیرجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
127