خداوند را شاکرم به دلیل تمام نعمت هایی که به من و مسافرم عطاکرده است و جلای نور و عظمت به زندگی مان ارزانی کرده است؛من هیچ گاه فکر نمی کردم روزی به این حایگاه برسم و روزهای خوش زیستن را ببینم ،زمان های زیادی بود که در همه حال مرا به دلیل بیماری مسافرم تحقیرکرده اند؛وسرزنش های بسیاری را از دوست گرفته تا آشنا وخانواده شنیده ام .
من همیشه سعی کرده ام با پنهان کاری زمینه اعتیاد مسافرم را از دید مردم بپوشانم و چقدر آن روزها شکستم و سخنی بر لب نیاوردم. روزها را این گونه سپری می کرده ام و همچنان ادامه می دادم ؛تا آنکه روزنه ی امیددر قلبم ریشه کرد که نوید آن را می داد که خداوند بزرگمرا یاری می کندوهیچ گاه مرا به هیچ واگذارنکرده است و فراموش نخواهدکرد.چه دردهایی را با وجود چهار فرزند سپری کردم وهمه چیز راباصبرپیشه کردن گذراندم به گونه ای که ترس آن را داشتم که فرزندانم را بامسافرم تنهابگذارم زیرا آسیب به آنان برایم کابوسی بس وحشتناک بودو آن روز روزنه در دلم درخشیدکه از جنس نور وحق بود و بروجودم تابید تا راه را بیابم که به وسیله یکی از آشنایان با کنگره ۶۰ آشناشدم و خواست و تقدیر خداوند برای من این گونه مقدر کرده است که جهنم روزهای تلخ من به دستان قدرتمند مهندس به بهشت ابدی مبدل گرددو خداوند را شاکرم که اکنون حال خوب و صلح وشادیم را مدیون دستانی هستم که از جنس خداوند است ؛و آموخته ام که من تنها کسی هستم که بارنج ها و دردها می جنگم و پیروز بیرون می آیم و بدانم که روزهای سیاه من به سپیدی نور تبدیل خواهدشد.و بدانم که جز خود نمی تواند از پس آن همه درد بیرون آید و اکنون آموخته ام که خود برشانه هایم تکیه کنم و بدانم روزهای تلخ و پایان شب های سیاه سپیداست .
نویسنده:همسفر خدیجه رهجوری همسفر خانم زهره (لژیون یکم)
ویراستاری :همسفرساره نگهبان سایت
تنظیم وارسال :همسفرمرجان دبیرسایت رهجوی همسفر خانم زهره (لژیون یکم)
همسفران نمایندگی کارون
- تعداد بازدید از این مطلب :
41