English Version
This Site Is Available In English

هیچ‌کس به میزان خودم به فکر گنج درونی من نیست

هیچ‌کس به میزان خودم به فکر گنج درونی من نیست

بسیاری از همسفران در ابتدای ورود به کنگره ۶۰، حامل کوله‌باری از خشم، طلبکاری و انتظار از مسافر هستند. همسفر دردمند مدام با خود می‌گوید: من همه کار برای او کردم، چرا تغییر نمی‌کند؟، چرا او به فکر من نیست؟ و چرا من باید تاوان اشتباهات او را بدهم؟

وادی سوم به همسفر می‌گوید: «ای همسفر، تو نباید به میزان مسافرت، به فکر مسافرت باشی؛ تو باید به فکر خودت باشی.»

بزرگترین درسی که همسفر از وادی سوم می‌گیرد، این است که نباید اجازه دهد حال خراب مسافر، تمام ابعاد زندگی او را به نابودی بکشاند. همسفر یاد می‌گیرد که اگر قرار است کمکی کند، اول باید «کشتی شکسته» خودش را تعمیر کند. تو تا زمانی که خودت در آرامش نباشی، نمی‌توانی تکیه‌گاه امنی برای مسافرت باشی.

همسفر تا قبل از این وادی، خود را قربانی اعتیاد مسافر می‌داند. وادی سوم این تفکر را به چالش می‌کشد: «اگر شرایط زندگی‌ام این است، من چه سهمی در آن داشته‌ام؟». همسفر می‌آموزد که به جای تمرکز بر روی «مواد مسافر»، بر روی «رفتار، کلام و واکنش‌های خود» تمرکز کند. مسئولیت همسفر، درمان مسافر نیست؛ مسئولیت او، بازسازی جهان‌بینی خودش است.

بسیاری از همسفران با دلسوزی‌های افراطی، به مسافر اجازه نمی‌دهند طعم تلخ شکست‌ها و عواقب کارش را بچشد. وادی سوم به همسفر می‌آموزد که گاهی «رها کردن» (به معنای واگذاری مسئولیت کارها به خود مسافر)، بالاترین نوع محبت است. وقتی همسفر مسئولیت کارهای مسافر را بر عهده می‌گیرد، در واقع مانع رشد و به درمان رسیدن او می‌شود.

همسفر وقتی این وادی را درست بفهمد، می‌فهمد که محبت با وابستگی فرق دارد. اینکه بخواهد همه مسئولیت‌های مسافر را خودش انجام بدهد، کمک نیست؛ گاهی مانع رشد اوست. کمک واقعی این است که همسفر جای خودش بایستد، آرام باشد، آموزش بگیرد و اجازه بدهد هر کس مسئولیت خودش را بپذیرد. این نگاه باعث می‌شود همسفر از فشار روانی زیادی که سال‌ها تحمل کرده، کم‌کم رها شود.

پس اگر بخواهیم وادی سوم را برای همسفر خلاصه کنیم، یعنی اینکه من قرار نیست به جای مسافر زندگی کنم، قرار نیست به جای او فکر کنم، و قرار نیست خودم را نابود کنم تا شاید او تغییر کند. من باید به فکر خودم باشم، روی خودم کار کنم و از مسیر آموزش و آگاهی، به آرامش برسم. وقتی همسفر خودش متعادل شود، تأثیر مثبت او روی مسافر هم چند برابر می‌شود.

وادی سوم برای همسفر، «آزادی از زنجیر وابستگی» است. همسفر یاد می‌گیرد که بجنگد، اما نه با مسافر، بلکه با تاریکی‌های درون خودش؛ چرا که می‌داند هیچ‌کس به میزان خود او، نمی‌تواند به فکر گنج درونی او باشد.


نویسنده و ارسال :راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قوچان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .