سیزدهمین جلسه ازدوره هفتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی صفادشت ویژه مسافران و همسفران ؛با استادی راهنمای تازه واردین مسافر علی رضا، نگهبانی مسافرامیر و دبیری مسافر عماد با دستور جلسه «وادی سوم وتاثیر آن روی من »روز شنبه 2 خرداد ماه 1405ساعت 17 آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان علی رضا هستم یک مسافر
«خداوند را شاکرم که فرصتی دوباره برای آموزش گرفتن در اختیارم قرار داد. در دستور جلسه امروز که به «وادی سوم» اختصاص دارد، آموختم که باید دانست هیچ موجودی به میزان خودِ انسان به خویشتنِ خویش فکر نمیکند.
این وادی برای منِ علیرضا، پیامآور صلح و آرامش درونی است. وادیها به مثابه پلههایی برای هدایت ما طراحی شدهاند تا به هدف نهایی، یعنی وادی چهاردهم (وادی عشق و محبت) برسیم. وادی اول با تفکر، ساختارها را آغاز میکند؛ وادی دوم به ما میآموزد که هیچکدام از ما بیهوده خلق نشدهایم؛ و وادی سوم، نخستین وادی است که با «باید»ها آغاز میشود؛ وادیِ آموزشِ بایدهای زندگی و مسئولیتپذیری. در این وادی میآموزیم که انسان چیزی نیست جز سعی و تلاش خودش. این وادی نقش کلیدی من را در سرنوشتم نشان میدهد و مسئولیتهایی را که بر عهده دارم، برایم آشکار میسازد.
من آموختم که مشکلات را میتوان با صبر و تفکر حل کرد، یا در برابرشان جبهه گرفت و آنها را «لعنت خداوند» دانست. در حالی که اگر نگاهمان را تغییر دهیم، تمام سختیها میتوانند «رحمت خداوند» باشند؛ چرا که برای ساخته شدنِ منِ علیرضا در مسیر زندگیام قرار گرفتهاند. ورود به تاریکی اعتیاد، یکی از همین آزمونها بود. در آن زمان، هر راهی را برای درمان امتحان کردیم اما چون راه اصولی را نمیدانستیم، ناامید بودیم تا اینکه با کنگره ۶۰ آشنا شدیم.
در کنگره بود که حقیقت وادی سوم را با تمام وجود درک کردم؛ اینکه فقط من به عنوان یک مسافر هستم که میتوانم به خود کمک کنم. من باید خواسته داشته باشم و تلاش کنم تا راهنما و کنگره بتوانند مرا یاری کنند، چرا که کمک آنها تنها شامل حال کسانی میشود که «خواهان رهایی» هستند. همچنین آموختم که شیطان به زیباترین شکل ممکن وارد افکار انسان میشود؛ برای مثال، وقتی در مسیر سفر هستم، با بهانههای مختلف مرا از ورود به لژیون سیگار یا تغذیه سالم بازمیدارد و میگوید: «فعلاً مواد را کنار بگذار، درمان سیگار فرصتهای بعدی هم هست!»؛ اینها شگردهای نیروی منفی برای متوقف کردن من است.
خدا را شاکرم که توانستم سفر اول خود را با موفقیت به پایان برسانم و در ادامه، با درمان سیگار و اصلاح تغذیه، نعمات الهی را در مسیر زندگیام جاری کنم. پس از پایان سفر، خدمتگزار شدم؛ چرا که تازه در جایگاه خدمت بود که مزه واقعی رهایی را چشیدم. دریافتم که اگر خودمان تلاش نکنیم و بخواهیم با نیروهای بازدارنده همنشین باشیم، به نتیجهای نخواهیم رسید.
در نهایت، کنگره ۶۰ قوانین و نبایدهایی دارد که رعایت آنها برای موفقیت ضروری است. از جمله اینکه درمان اعتیاد بدون درمان سیگار کامل نیست. ما میتوانیم برای تصمیمگیری با دیگران مشورت کنیم، اما نتیجه نهایی توسط خود ما و با «اختیاری» که داریم رقم میخورد.
سخن پایانی اینکه شعبه ما به خدمتگزاران نیاز دارد؛ چه از نظر مالی، چه علمی و چه انسانی. همانطور که جناب مهندس تأکید دارند که کنگره باید روی پای خود بایستد، ما نیز باید بدانیم که هیچکس از بیرون نمیتواند شعبه ما را سرپا نگه دارد، مگر خودمان.»
.jpg)
تایپ ، ویراستاری و ارسال: مسافر حسن خدمتگزار سایت
عکس: مرزبان خبری مسافر بهمن
مسافران نمایندگی صفادشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
151