جلسه اول از دور سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی معدن فیروزه با استادی مسافر کاظم و نگهبانی مسافر یعقوب و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره من چه کردهام؟» سهشنبه 29 اردیبهشت ماه 1405 ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان کاظم یک مسافر.
خیلی خوشحالم که یک روز دیگر در خدمت شما هستم. دستور جلسه در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره من چه کردهام؟ این دستور جلسه به شخص اشاره میکند و این سؤال را من مسافر بایستی از خودم بکنم که من چه کردهام. برای این جواب همانطور که راهنمای محترم آقا رضا به زیبایی و با زبان عشق و عقل در جلسه لژیون سردار فرمودند ابتدا باید نگاه کنم که کنگره چه چیزی را به من بخشیده است.
گاهی اوقات بعضی مسائل به ذهن من مسافر میآید که من وقت اضافه ندارم و حضورم در این مکان صرفاً برای درمان و ترک مصرف مواد است اما باید توجه داشتهباشیم کسی که صرفاً برای ترک مصرف مواد به کنگره بیاید حتی موفق به همین کار هم نخواهد شد چراکه کسی برای گرفتن حداقل نمره ده تلاش کند نهایتاً به نمره ۸ دست پیدامیکند و کسی که برای نمره ۲۰ تلاش کند میتواند امیدوار باشد که نمره قابلقبول ۱۷ یا ۱۸ بگیرد. همانطوری که جناب مهندس فرمودند کنگره ۶۰ برای احیای انسانیت تلاش میکند و حدومرز جغرافیایی نیز برای آن تعریف نکرده است.
کنگره ۶۰ با صرف فعل محبت به بیماران و دردمندان در حیطه مصرف مواد مخدر کمک میکند. شما میبینید که برخورد با یک تازهوارد تا چه حد از مجرای محبت است چراکه هدف جذب او است و این هم با استفاده از آموزشهای ناب کنگره ۶۰ به ما منتقل شده است. تمام سعی بر این است که با نهایت مهربانی و احترام با علم بر بی تعادلی یک فرد مصرفکننده با او برخورد شود. ما تکتک مسافران و همسفران در رهن کنگره هستیم.
خصوصاً مخاطب صحبتهای بنده سفر دومی های عزیز هستند که حالا که بهسلامتی رسیدیم و بهاندازه ظرفیت خود به درک رسیدیم و جرقهای در آگاهی و دانایی ما ایجاد شده خیلی مسئولیم و کمال ناسپاسی است اگر برویم و پشت سرمان را نگاه نکنیم. چراکه ما مدیون کنگره هستیم و دلایل بسیاری برای من مسافر وجود دارد که آن را بارها به من اثبات کند هرچند مسأله بسیار روشن است. بنده به خاطر دارم افرادی بودند که در کنگره حضور داشتند و شروع خوبی در درمان خود داشتند در همان روزهای ابتدایی که بنده در لژیون سردار اعلام دنوری داشتم بنده را مورد انتقاد قرار دادند که چرا چنین پولهایی را پرداخت میکنید.
آن شخص به درک و آگاهی عمیقتری از درمان جسم و قطع مصرف مواد نرسیده بود و صرفاً برای ترک مواد به کنگره آمده بود و اینچنین حسابگرانه تمام پازل را در جهت دریافت یکطرفه برای خود و ترک اعتیاد خود چیده بود. همه ما انسانها با مفهوم سپاسگزاری و شکرگزاری آشنا هستیم اما بعضی آن را در وجود خود نهادینه میکنند و برخی آن را فراموش میکنند و نادیده میگیرند. فراموشی و نادیده گرفتن معادل کفر است و سرمنشأ همه تاریکیها است. اگر مدتی که در تاریکیها فرو رفته بودم و اکنون با مسیر کنگره از آن تاریکی فاصله گرفتهام گذشته را فراموش کنم دوباره برای یادآوری باید به آن تاریکی برگشت کنم.
جناب مهندس هنوز که هنوز است میفرمایند که من مدیون کنگره ۶۰ هستم. جناب مهندس که تمام زندگی خود را صرف خدمت و توسعه کنگره ۶۰ کردند وقتی چنین اظهار نظری میکنند تکلیف من مسافر بسیار معلوم و مشخص است.

ما باید در حد توانی که داریم باید جبران سلامتی خود را انجام دهیم. ما در آموزههای دینی هم داریم که جهنم و حال بد نتیجه ناسپاسی نعمتی است که به ما بخشیده شده است. پس باید تمام توان خود را در کمک به کنگره ۶۰ انجام دهیم. میدانیم که چه خانوادههایی در کنگره ۶۰ نجات پیداکرده اند و این در حالی است که بسیار گفته شده است کسی که حتی یک نفر را به درمان برساند گویا که کل جامعه را به درمان رسانده است.
درمان یک نفر تحول بسیار بزرگی است. بنده به خاطر دارم در همین روستای خودمان معدود دانشآموزانی که در شهر درس میخواندند توسط خیرین و افراد روستا مورد حمایت مالی قرار میگرفتند تا آنهابتوانند درس بخوانند. پس توجه داشتهباشیم که کمک به کنگره ۶۰ کمک به پرورش انسانهای بزرگیست چراکه مقدمات نجات یک فرد و نجات جامعه را فراهم میکند.
بنده که بهاتفاق راهنمای خودم علی آقا خدمت جناب مهندس برای اخذ اجازه نشان پهلوانی رسیده بودم جناب مهندس فرمودند شما اگر هدفتان از کمک به کنگره و نشان پهلوانی این باشد که خدا به شما کمک کند این کار را نکنید. این ذهنیت که اگر بدهیم عیناً خدا ده برابرش را بهصورت مالی به ما میدهد و یا صد برابرش را میدهد درست نیست چراکه پهلوانی یعنی بابت چیزهایی که گرفتهام شکری انجام میدهم انتظار دریافتی ندارم.
اگر با این ذهنیت ببخشیم اندازه خود را بزرگ میکنیم. یک نفر یک درخت توت را میکارد و همه ثمره آن را میبینند و آن شخص نمیگوید که این درخت از آن من است. پس لازم است که در لژیون سردار شرکت کنیم و خدمتها را بگیریم و تمام توان خود را در کمک مالی به کنگره انجام بدهیم.
برای دست پیدا کردن به حال خوش باید بدهیم.
در ایجاد تمام ساختارهای کنگره ۶۰ از سبد گرفته تا لژیون سردار تفکر صورت گرفته است و سراسر آموزش است. من اینگونه آموزش گرفتهام که اگر من مسافر ازلحاظ علمی میتوانم به کنگره کمک کنم باید از جان و وقت خود مایه بگذارم و اگر بهعنوان مثال شخص بنده کمک چندانی به لحاظ علمی نمیتوانم به کنگره بکنم اما از نظر مالی از تمکن خوبی برخوردارم باید در این قسمت کمک خودم را انجام دهم. ماندن در کنگره بسیار مهم است و شرکت در لژیون سردار به این ماندن در کنگره ۶۰ کمک میکند. لژیون سردار من مسافر را به کنگره میکشاند و در این مساله جای شکی وجود ندارد.
این حضورها دیدارها را تازه میکند. بنده فکر میکردم چقدر کار راهنماهای عزیز ما سخت است چراکه هر جلسه باید این مسیر را طی کنند و وقت بگذارند و مطلب برای لژیون آماده کنند. اما برای من مسافر که حضور هر جلسهای مقدور نیست لژیون سردار تنها راه اتصال همیشگی به کنگره ۶۰ است.
به یاد داشتهباشیم که هر حضور هرچند کوچک در لژیون سردار به منزله بذر و تخمی است که روزی به ثمر خواهد نشست.
ممنونم که سکوت کردید و به صحبتهای من گوش دادید.
عکاس: مسافرمهدی
تایپ: مسافرابوالفضل
ویراستاری،نگارش متن وارسال خبر: مسافرحسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
443