English Version
This Site Is Available In English

چطور به پایه‌های علمی و مالی کنگره می‌توانم کمک کنم؟

چطور به پایه‌های علمی و مالی کنگره می‌توانم کمک کنم؟

جلسه نهم از دوره اول سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ روزهای پنجشنبه نمایندگی بجنورد به استادی راهنمای محترم مسافر مجتبی، نگهبانی راهنمای محترم مسافر حسین و دبیری مسافر محسن با دستور جلسه "در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام؟" در تاریخ  31 اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مجتبی هستم مسافر.ابتدا از ایجنت محترم و گروه مرزبانی ممنونم که به من اجازه دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم و از شما عزیزان آموزش ببینم.
می‌خواهم صادقانه بگویم صحبت کردن درباره‌ی این موضوع سخت است. حکایت من حکایتِ کسی است که از او طلب دارند؛ یعنی واقعیت. در خیابان راه می‌روم و هر طرف که نگاه می‌کنم، یک حسِ بدهکاری در آن لحظه به آدم دست می‌دهد .طلبکار من در برابرِ من، آدم‌ بسیار خوبی است . اسمی از طلبش نمی‌برد؛ ادعایی هم ندارد که طلب دارد. اما با این حال، در یک اتفاق، همان حسِ ناخودآگاه شکل می‌گیرد.
نزدیک به ده سال است که من در کنگره ۶۰ حضور دارم و سر این سفره دارم روزی می خورم از همان ابتدا تقریباً شاهد پا گرفتن و رشد شعبه شیروان» بودم. بعد از آن هم شاهد بودم که چگونه با چه زحماتی و با چه نیرو و انرژی‌ای، شعبات باید وجود داشته باشند تا این شعبه‌ها استارت بخورند و اتفاق رقم بخورد.
ده سال گذشته—تا همین امروز—اولین باری که می‌خواستم درباره‌ی «استحکام پایه‌های مالی» کاری انجام بدهم. در آن روزِ رویا ء برای من دیده شدن بود. دیده شدن برای اینکه راهنما می‌بیند یا شاید هم از اجبار، دیده شد. وقتی اولین جشن گلریزان شروع شد: در شیروان برگزار می‌شد. من صد هزار تومان دادم و با دل‌درد هم دادم.
الان حدود ده سال گذشته است. آن زمان شرایط طوری بود که وقتی شعبه  استارت می‌خورد، دوستان و نفرات اینجا حضور داشتند و راهنمای محترم سفر دومی  بخش خدمت‌گزاری را انجام می‌دادند. اما آن زمان سفر دومی نداشتیم و ما سفر اولی‌ها از همان سفر اول وارد پروسه‌ی خدمت می‌شدیم. گاهی پنج، شش ماه سفر بود؛ گاهی هم نه ماه. در سفر اول، بعضی وقت‌ها استاد نشستند و بچه‌های قدیمی‌تر هم یادشان هست که چه‌طور وارد پروسه‌ی خدمت شدند.
ده ساله پای کار بوده‌ام، بدون وقفه، و در تمام جشن‌های گلریزان شرکت کرده‌ام. تا جایی که توانستم خودم را در این موضوع جلو بردم، اما باز هم همان حسِ طلب‌کاری به آدم دست می‌دهد.

قدر و منزلتی که کنگره به من داده، واقعاً قابل مقایسه نیست با آن کمک مالی که درکنگره انجام داده ام 
ده سال است که سالمم؛ ده سال است که من بیمارستان نرفته‌ام؛ دکتر نرفته‌ام. این را کی داده ؟ اصلاً قابل مقایسه نیست. آدم اگر بخواهد جای خودش  بنشیند، یا کمکی بکند، یا دینی را از دوش بردارد، باید قدر «دِینِ اول» را بداند و اندازه‌اش را ببیند؛ بعد به دیگران بدهکار نباشد.
من ده سال پیش که وارد کنگره شدم، با کوله‌باری از غم و اندوه، رنج و درد، تاریکی و بدهکاری و نداری و قرض و… هر چه که شما فکر کنید زیرِ صفر را در نظر بگیرید؛ کسی تحویل نمی‌گرفت. اما الان کنگره به من جایگاه داده .این‌که «چه کسی به من این امتیاز را داد؟» این سلامتی را چه کسی داد؟ چقدر ارزش دارد؟
هر ساختاری هدفش این است:  یکی اینکه «حفظ و بقا» داشته باشد؛ خودش را حفظ کند.  دوم اینکه «رشدوارتقاء» پیدا کند؛ بعد از اینکه حفظ و بقا پیدا کرد، رشد کند.
برای اینکه این دو مؤلفه را به دست بیاورد، به سه مؤلفه‌ی دیگر نیاز دارد: 
1) پایه‌های مالی 
2) پایه‌های علمی 
3) نیروی انسانی
شکر خدا، کنگره ۶۰ از این امر مستثنی نیست.
نیروی انسانی، همان‌هایی هستند که ماندند؛ سفر دومی‌ها و خدمتگزاران قدیمی که این ساختار را راه‌اندازی کردند. بودند اشخاصی بسیار جلوتر از من که من امروز اینجا نشسته‌ام و دارم سفر می‌کنم.
پایه‌های علمی را هم که می‌دانیم؛ کنگره ۶۰ از لحاظ علمی در دنیا مطرح است. در کشورهای تراز اول دنیا، در باب مقاله‌نویسی و ارائه‌ی مقالات مستند، حرف برای گفتن دارد. برای اینکه این ساختار همیشه رشد پیدا کند، هر کدام از ما وظیفه داریم در این ساختار، نه تنها در یکی از این مؤلفه‌ها، بلکه در هر سه مؤلفه به کنگره ۶۰ کمک کنیم.
سؤال این است: من کنگره‌ای هستم یا نیستم؟
اگر کنگره‌ای هستم، در پایه‌های علمی می‌توانم کمک کنم؟ باید آموزش بگیرم. من خودم آدم پرحرفی هستم، اما وقتی سه ماه از سفرم گذشت در لژیون زبانم باز شد، تازه فهمیدم اوضاع چیست. اگر الان می‌توانم دو کلمه صحبت کنم، همه‌اش به‌خاطر آموزش‌های کنگره است. شما هم آموزش بگیرید، منابع آموزشیِ کنگره را مطالعه کنید و آن را در زندگی‌تان کاربردی کنید. می‌توانید راهنما شوید، می‌توانید در بخش‌های مختلف خدمتگزار باشید یا مرزبان شوید.
در مورد پایه‌های مالی هم، تا جایی که می‌توانید از سبدها حمایت کنید، مخصوصاً شعبه‌ی شما که یک شعبه‌ی تازه‌تأسیس است و نیاز مالی دارد. در گلریزان‌ها شرکت کنید و خودتان را سهیم کنید. امیدوارم همه‌ی ما بتوانیم از این آموزش‌های ناب که در کنگره ۶۰ وجود دارد، استفاده کنیم و در زندگی‌مان کاربردی کنیم.»

مرزبان خبری: مسافر صادق
تایپ: مسافر موسی الرضا
ارسال: مسافر محمد

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .