English Version
This Site Is Available In English

امروز که چرخ کنگره به این زیبایی می‌چرخد، به خاطر حمایت‌های اعضا است

 امروز که چرخ کنگره به این زیبایی می‌چرخد، به خاطر حمایت‌های اعضا است

دومین جلسه از دوره چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمال‌الملک به استادی مسافر علی رضا، نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60 من چه کرده‌ام» چهارشنبه 30 اردیبهشت ماه 1405 ساعت 17:00 شروع به کار کرد.

سخنان استاد:

در ابتدا از نگهبان جلسه، آقا فرهاد، دبیر گرامی، ایجنت محترم و مرزبان‌های عزیز تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.

در مورد دستور جلسه امروز، اگر بخواهم از دیدگاه خودم به موضوع نگاه کنم؛ ما در کنگره از نظر منابع مالی، علمی و نیروی انسانی، ساختاری بی‌نظیر داریم که مشابه آن در کشور وجود ندارد. علم کنگره، علمی دست‌اول و بومی است. تا قبل از کنگره ۶۰، راهی برای درمان قطعی اعتیاد وجود نداشت؛ اما جناب مهندس ابتدا شربت OT را برای ما آوردند، بعد از آن D.Sap و امروز هم که شاهد درمان بیماری‌های لاعلاج و تغییرات بیان ژن هستیم. این‌ها نشان‌دهنده تولید علم در خودِ کنگره است.

از نظر مالی هم کنگره با اختلاف زیاد در صدر است و شاید مشابه آن در دنیا هم نباشد. در همین سه ماه اخیر که به خاطر شرایط موجود جلسات برگزار نشد و سبدی در کار نبود، دیدیم که لژیون سردار اعلام کرد برای وصول تعهدات سراغ کسی نروید؛ با این حال جناب مهندس فرمودند کنگره روزانه یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان پرداختی داشته است. این رقم‌ها چیزی نیست در مقابل هزینه‌هایی که برای ساخت دانشگاه می‌شود، نشان‌دهنده قدرت مالی ماست.

حالا سوال اصلی اینجاست که منِ علی‌رضا، برای استحکام پایه‌های مالی و علمی کنگره چه کرده‌ام؟ شعبه ما در گرمسار و همین شعبه شما، تا دو سال پیش وجود نداشتند. امروز که چرخ کنگره به این زیبایی می‌چرخد، به خاطر حمایت‌های اعضا است. قطعاً دو سال دیگر هم شعبه‌های جدیدی اضافه می‌شوند و این مسیر با قدرت ادامه خواهد داشت.

چرخی که بیست سال است با نظم و انضباط در حال چرخش است، برای هر کسی که سه ماه از سفرش بگذرد، کاملاً ملموس می‌شود؛ او متوجه می‌شود که با ساختاری کاملاً متفاوت روبروست.

من نباید روز اولی که وارد کنگره شدم را فراموش کنم؛ اینکه با چه چهره و چه حالِ خرابی بودم و کنگره با همان وضعیت مرا تحویل گرفت. امروز اگر منِ علی‌رضا تغییر کرده‌ام و به اینجا رسیده‌ام، شاید نسبت به خیلی از شما عقب باشم، اما نسبت به گذشته‌ی خودم بسیار تغییر کرده‌ام. یادتان باشد که هر کسی باید خودش را با خودش مقایسه کند.

ما در کنگره با دو گروه آدم روبرو هستیم؛ کسی که به موقع می‌آید، سی‌دی می‌نویسد و درست سفر می‌کند، در نهایت تبدیل به یک «سند بدون نقص» می‌شود. من قرار است سندی برای این علم باشم. تمامی این هزینه‌ها برای اعضا انجام می‌شود؛ حتی منی که در جایگاه راهنما هستم، هر روزم با دیروزم فرق دارد. این تغییراتِ پیوسته نشان می‌دهد که کنگره برای منِ خدمتگزار هم مدام در حال تلاش و سازندگی است، چه برسد به یک مسافر سفر اولی.

منِ علی‌رضا اگر می‌خواهم مالک چیزی باشم، باید در آن شریک شوم. اگر فکر کنیم اینجا فقط یک جمع دوستانه است، سخت در اشتباهیم؛ در زمان مصرف هم وقتی به محافل می‌رفتیم، اگر دو بار نه جنس می‌بردیم و نه کمپوت، بار سوم دیگر در را به رویمان باز نمی‌کردند! در کنگره هم باید همین‌طور فکر کرد؛ کنگره تا کی باید برای من هزینه کند؟ من باید به خودکفایی و مسئولیت‌پذیری برسم. اول مسئولیت خودم و بعد مسئولیت دیگران را بپذیرم.

باید با این تفکر خدمت کنم که اگر کسی تازه‌وارد است و به خاطر سیاهیِ اعتیاد، فعلاً توانِ مشارکت مالی ندارد، من جای خالی او را هم پر کنم. واقعیت این است که بدهیِ من به کنگره هیچ‌وقت صاف نمی‌شود. راهنماهایی که اینجا هستند می‌دانند هر چه جلوتر می‌رویم، متوجه می‌شویم که بدهی‌مان به این ساختار بیشتر و بیشتر می‌شود.

گاهی پیش می‌آید که وقتی به جایی دعوت می‌شوم، با خودم می‌گویم: «تو که یک‌روز‌درمیان در مسافرتی، یک عذری بیاور و نرو.» اما بعد به این فکر می‌کنم که در این شهر، کسانی هستند که آنقدر به من محبت داشته‌اند . چقدر اشتباه است اگر بگویم «یک نوبت دیگر می‌روم».

من با خودم فکر کردم که این مهر و محبت باید در «صور پنهان» من بنشیند؛ اگر منِ علی‌رضا از این دعوت‌ها و محبت‌ها بگذرم و رهایشان کنم، این انرژی در کائنات گم می‌شود. به خودم گفتم من باید مالک این مهر و محبت شوم و این میسر نمی‌شود مگر با حضور و قدردانی.

در نهایت، از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، از همه‌ شما ممنونم.
 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .