جلسه یازدهم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی محمدی پور قم به استادی مرزبان همسفر اعظم، نگهبانی همسفر شیرین و دبیری همسفر نرگس با دستور جلسه «در استحکام پایههای علمی و مالی کنگره۶۰ من چه کردهام؟» روز دوشنبه 28 اردیبهشتماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر هستم که فرمان صادر کرد تا روی صندلی خدمت بنشینم؛ از راهنمایانم تشکر میکنم که به من آموزش دادند؛ از ایجنت همسفر رضوانه بسیار سپاسگذارم که اجازه دادند امروز در این جایگاه خدمت کنم و از همسفر زهرا راهنمای لژیون چهارم بسیار ممنونم که من را برای خدمت استادی امروز انتخاب کردند. امیدوارم بتوانم انرژی که از جلسه میگیرم را به ایشان برگردانم. دستور جلسه در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کردهام؟ است. کنگره۶۰ برخلاف تمام مراکز علمی و پژوهشی دنیا عمل میکند، یعنی در تمام دانشگاههای معتبر دنیا به دنبال این موضوع هستند که دلیل بیماریها را کشف کنند. سرطان خون از کجا آمده؟ منشأ بیماری اماس از کجاست و خیلی از بیماریهایی که هنوز درمانی برایش پیدا نکردهاند. ولی در کنگره۶۰ سیستم به گونهای است که ما به دنبال دلیل درمان میگردیم، چه شد که سرطان سینه درمانش پیدا شد؟ کسی که سالها درگیر بیماری کولیت اولسراتیو روده بوده یا شخصی که پارکینسون داشته بعد از این همه سال متوجه میشود که بعد از سفر کردن درمان شده و همچنین بسیاری از بیماریهای دیگر که مهندس حسین دژاکام مقالات آنها را ثبت کردهاند. مشاهده میکنیم که چهقدر تفاوت وجود دارد، بین جامعه علمی جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ با جامعه علمی دنیا، یکی به دنبال علت بیماری و دیگری به دنبال دلیل درمان. ما میآییم سفر میکنیم، تجربه کسب میکنیم و نتیجه میگیریم و آن نتایج را ثبت میکنیم و گزارش میدهیم و میشود یک سند بدون نقص، در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر میخوانیم «علمی که تجربه شده باشد، سندی است بی نقص».
وظیفه منِ رهجو در برابر استحکام پایههای علمی چه چیزی است؟ این است که خوب سفر کنم، تغییر کنم، جسم خود را درمان کنم و همچنین با سفر درست روانم را درمان کنم که همان مثلث درمان است (جسم، روان و جهانبینی). خیلی از همسفرها با کسب علم جهانبینی بیماریهایشان را درمان کردند؛ پس من باید تمام نتایجی را که به دست آوردهام به راهنمایم، به سیستم و نمایندگی خود اطلاع بدهم. بند جدیدی که مهندس دژاکام به نوشتارها اضافه نمودند، ارائه گزارشات است. فقط و فقط با روی برنامه بودن و گوش به فرمان راهنما بودن است که این اتفاقات میافتد.
من خودم زمانی که سفر جونز انجام میدادم، در طی سفر به خیلی از بیماریهایی که در لایههای درونی جسمم بود و من هیچ اطلاعی از آنها نداشتم پی بردم. اصلاً قبل از سفر هیچ علائمی از بیماری نداشتم و با کاهش وزن وجود آنها را متوجه شدم و درمانشان کردم و فقط خدا میداند که وقتی نزد مهندس دژاکام میروی و مدارک پزشکیات را نشان میدهی، ایشان مدارک را ورق میزد و نگاهت میکند و میگوید: درمان شدی؟ میگویی: بله آقا در کنگره۶۰ درمان شدم؛ آن لبخند رضایتی که مهندس حسین دژاکام میزند، آنقدر دلنشین است و حس خوبی دارد که فکر نمیکنم کسی فراموش کند؛ پس وظیفه من است که خوب سفر کنم، تغییر کنم و گزارشات را ارائه بدهم.
قسمت دیگر دستور جلسه (استحکام پایههای مالی جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰) است، باید نگاه کنم ببینم چهقدر تغییر کردهام؟ آیا توانستهام صفات گذشتهام را تغییر دهم؟ آیا بخشش را در وجودم پیدا کردهام؟ از «زمان» خودم میتوانم ببخشم؟ زیرا ما در کنگره۶۰ آموختهایم که زمان تنها چیزی است که ما صاحب آن هستیم، نه چیز دیگری. آیا میتوانم انرژی خودم را ببخشم و خدمت کنم؟ کسی که بتواند از زمان و انرژی خودش بگذرد، قطعاً میتواند از مالی هم که خداوند به امانت در اختیارش قرار داده گذشت کند.
الان شرایط همه ما و جامعه به گونهای است که همه با مشکلات مالی خیلی زیادی دست و پنجه نرم میکنیم و موقعی که میخواهیم برای لژیون سردار کارت بکشیم یا پول بیندازیم داخل سبد دستمان میلرزد، من خودم چند بار این موضوع را تجربه کردهام؛ در شرایط سخت میآیم حسابگرانه فکر میکنم و میگویم: الان وقت پسانداز کردن است، وقت پول جمع کردن برای آینده خانواده است، وقت آن نیست که کارت بکشم؛ مهندس دژاکام خودشان فرموده: (پس انداز کنید؛ هر کس مشکل مالی بیشتری دارد و دستش خالی است باید بیشتر به فکر پسانداز کردن باشد؛ شخصی که پول دارد نیازی به پس انداز کردن ندارد). خوب که تفکر میکنم متوجه میشوم که چهقدر نیروهای منفی ماهرانه میآیند و از آموزشهای خودمان بر علیه خودمان و این سیستم استفاده میکنند. اینجا است که من باید تصمیم بگیرم که به آینده خودم خدمت کنم یا خیانت کنم. یک ذره که غافل شوم فراموش میکنم که خداوند در کلام الله گفته: «خلق الانسان فی کبد (ما انسان را در سختیها آفریدیم)» یا شیخ عبدالله انصاری میگوید: «من چه میدانستم که مادر شادیها رنج است.»
این عبارات چه چیزی میخواهند به من بگویند؟ میگویند: تو کار درست را انجام بده هر چند که شرایط سخت و دشوار است. کار درست چیست؟ در وادی چهاردهم آمده به نیرویهای راستین ملحق شوید. نیروی راستین برای ما چیست؟ بزرگترین لژیون کنگره۶۰ لژیون سردار، برای ما نیروهای راستین است. اگر گذشتگان و پیشکسوتان در کنگره۶۰ و لژیون سردار نبودند هیچ کدام از ما هم اینجا نبودیم. این جمعیتی که نمایندگی محمدی پور دارد، جشن همسفر یادتان میآید؟ این قدر جمعیتمان زیاد بود که خیلی از ما انتهای سالن ایستاده بودیم، جمعیت واقعی نمایندگی همان است که اگر خدمت مالی آنها نبود، همه ما باید پشت در دو نمایندگی دیگر شهرمان به انتظار میایستادیم تا یک نفر رهایی بگیرد و یک صندلی خالی شود که بتوانیم بیاییم سفر کنیم.
آیا آن موقع که نوبت رسید، ما میآییم سفر کنیم؟ زنده هستیم یا نیستیم. پس قدر بدانیم، سپاسگذار سیستم باشیم، جوری خدمت کنیم که وقتی یک تازهوارد از در میآید، ما را ببیند و برای سفر و خدمت کردن انگیزه پیدا کند. کنگره۶۰ را در مال خودمان شریک کنیم که برکاتش به زندگی خودمان برگردد. بزرگترین دشمن بخشش ترس است؛ اگر بتوانیم از آن عبور کنیم برای قانون یازدهم دیگر دستمان نمیلرزد و میدانیم یک عاقبت خیری برایمان دارد. من و مسافرم به شدت به این موضوع اعتقاد داریم که در کاسبی، خدا را شریک خودمان بدانیم، سهم خدا را اول صبح کنار بگذاریم، آن موقع است که در طول روز زندگیمان سرشار از برکت میشود. امیدوارم روزی برسد که هیچ خانوادهای پشت درهای کنگره۶۰ به انتظار ننشیند و هیچ صندلی خالی نباشد و هیچ همسفری پایش را ناامید از در شعبه بیرون نگذارد.
.jpg)
حضور اسیستانت راهنمایان همسفر شهره و اسیستانت ویلیام وایت همسفر مینا در نمایندگی محمدیپور
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر شادی و مسافر مجتبی
تایپیست: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر الین (لژیون ششم)، همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون پنجم)
عکاس: راهنمای تازهواردین همسفر هانا
ویرایش و ارسال: همسفر اعظم مرزبان خبری
همسفران نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
685