English Version
This Site Is Available In English

بدون تمنا ببخشیم

 بدون تمنا ببخشیم

جلسه دهم از دوره هشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندگی شوشتر به استادی راهنما همسفر نازنین، نگهبانی همسفر سهیلا و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «در استحکام پایه‌های مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کرده‌ام؟» روز دوشنبه ٢٨ اردیبهشت‌ماه ١۴٠۵ ساعت ١٧:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :

از نگهبان جلسه همسفر سهیلا تشکر می کنم که اجازه دادند دوباره در این جایگاه بنشینم و خدمت کنم و آموزش بگیرم.  دستور جلسه امروز در استحکام پایه‌های مالی و علمی کنگره60 من چه کرده‌ام؟ است.

این دستور جلسه انسان را به فکر فرو می‌برد که نقش من در کنگره60 چه بوده است؟ تمام دستور جلسات برای این است که من به این فکر کنم که چه برداشتی می‌توانم داشته باشم و پرسشی در ذهن من به‌وجود بیاید که نقش من چه بوده است؟ همیشه می‌بینید که می‌گوییم: وادی اول و تاثیر آن روی من، وادی دوم و تاثیر آن روی من و ... این دستور جلسه می‌گوید: نقش من چه بود و علامت سوال؟

در کنگره مسئولیت‌ها برای همه افراد دو طرفه هستند. این را من در کنگره یاد گرفته‌ام که فقط قرار نیست همسرم در قبال من مسئولیت داشته باشد، من هم در قبال همسرم مسئولیت‌هایی دارم. در این دستور جلسه هم فقط قرار نیست بدانم من برای کنگره چه کاری انجام داده‌ام. همان طورکه آموزش دیده‌ام، ببینم کنگره برای من چه کرده و این مسئولیت دو طرفه است.

ما از همان وادی اول تا سوم وقتی در لژیون می‌نشینیم یاد می‌گیریم که مسئولیت یک طرفه نیست حتی خدا هم درقبال بنده‌هایش مسئولیت دارد؛ این‌که آن‌ها را آفرید و به حال خودشان نگذاشت و نعمت‌هایی را در اختیارشان قرار داد. حالا حساب این را داشته باشید که در زندگی مشترک یک همسفر و مسافر هم باید مسئولیتشان دو طرفه باشد.

آقای مهندس می‌گویند: در هرکجا می‌خواهید یک بخشندگی داشته باشید هیچ تمنایی در قبالش نداشته باشید. من این را وصل دادم به یک همسفر و یک مسافر فرقی ندارد که مسافر تو پدر، برادر یا خواهر تو باشد، مهم نگرشی است که کنگره به من آموزش داد که تو بدون تمنا باید محبت کنی تا نتیجه بگیری. حضور یک همسفر در کنار مسافر برای درمان شدن الزامی می‌باشد؛ اما نه همسفری که مدام فکر کند که من به خاطر تو به کنگره می‌آیم تا گره از کار تو باز شود.

در پایه‌های مالی ما این را یاد گرفتیم که بدون تمنا ببخشیم و حالا می‌توانیم آن را به همه چیز ربط بدهیم. منظور من اینجا محبت است. محبتی که می‌خواهم به مسافرم ببخشم باید بدون تمنا باشد. من تمام تلاشم را می‌کنم که تو خوب شوی و در قبالش هیچ تمنایی ندارم؛ اگر این‌طور بود تاثیرش را ظرف 1 یا 2 ماه می‌بینم. این نتیجه چیزی است که خودم در زندگی‌ام داشتم؛ اما اگر قرار است که شاکی باشم فکر نمی‌کنم نتیجه خوبی داشته باشد. در استحکام پایه‌های مالی و علمی کنگره من چه‌کار کرده‌ام؟

وقتی به این فکر می‌کنم که من پهلوان شدم، راهنما شدم، وقت گذاشتم خیلی کم هستند در قبال کاری که کنگره برا من کرده است. من اول گرفتم بعد باز پس دادم و این نگرشی بود که کنگره به من داد، باور کنید نگرش من همیشه این بود که چه سودی برای من دارد و سودش برای من چه است؟ حالا من این را به فلانی می‌دهم، بعد آن برای من چه کار می‌کند. این نگرش من قبل از گرفتن آموزش بود.

در وادی پنجم یکی از پله‌ها پس انداز است و من به عنوان یک رهجوی سفر اولی پس انداز کردن را یاد می‌گیرم. این یعنی کنگره به من یاد داد پایه‌های مالی خودم را چگونه تقویت کنم. چرا به سفر اولی‌ها اجازه داده نمی‌شود در لژیون سردار شرکت کنند؟ به خاطر این‌که هنوز یاد نگرفته‌اند پایه‌های مالی خود را قوی کنند. در سفر دوم که یاد گرفتم اجازه شرکت در لژیون سردار به من داده می‌شود. حالا پایه‌های علمی همان منابعی هستند که در اختیار داریم مثل کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، کتاب عشق، کاهش‌ وزن و جهان‌بینی.

مهمترین حرفم در مورد این دستور جلسه این بود؛ اگر من چیزی را که بخشیدم فقط در قبال چیزی بود که گرفتم. آقای مهندس می‌گویند: من هر سال پهلوانی شرکت می‌کنم، کتاب‌ها را عرضه کردم، نشریات گذاشتم؛ اما باز هم کنگره به گردن من حق دارد؛ پس من وقتی بر می‌گردم به زندگی‌ام می‌‌بینم مسافرم را گرفتم، آرامشم دوباره برگشت و حتی از لحاظ مالی نسبت به قبل پربارتر شده‌ام.

مرزبانان کشیک: همسفر زینب و مسافر سجاد
تایپیست و عکاس: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر زینب
همسفران نمایندگی شوشتر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .