جلسه سوم از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی غزالی مشهد به استادی همسفر فرزانه، نگهبانی همسفر مهناز و دبیری همسفر ملیحه با دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کردهام؟» روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در مورد دستور جلسه این هفته که در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کردهام؟ با سوال (من چه کردهام؟) آغاز میشود، برایم جالب بود که چرا از کلمه (من)استفاده شده و نگفتند ما؟! به نظرم دلیلش این است که هر کدام از ما باید به تنهایی از دیدگاه خودمان صحبت کنیم. من فرزانه، خود را بسیار مدیون کنگره میدانم.
روزهایی را به یاد میآورم که متوجه مصرف پسرم شدم؛ او که در اتاق عمل بیمارستان کار میکرد، به دلیل موقعیت شغلی و سن کم، در معرض مواد بود. وقتی به خودمان آمدیم، دیدیم تمام دستان فرزندم در اثر تزریق سوراخسوراخ شده است. همه به ما میگفتند درمان کسی که پتدین و مرفین خالص تزریق میکند، غیرممکن است. خدا میداند که چه ضربه سنگینی به من و پدرش وارد شد؛ ما در خانهای زندگی میکردیم که حتی یک زیرسیگاری هم در آن نبود و همسرم همیشه از افراد سیگاری دوری میکرد، اما به یکباره به ما خبر دادند که پسرمان مصرف کننده شده است.
خدا را هزاران مرتبه شکر که راه کنگره به واسطه معرفی همکاران مسافرم برای ما باز شد. امروز وقتی آرامش فعلیام را با آن روزها سخت مقایسه میکنم، به معجزات کنگره بیشتر پی میبرم. همسرم که اعتیاد فرزند برایش شکستی غیرقابل تحمل بود، بالاخره طعم آرامش را چشید و پسرم به زندگی عادی بازگشت.
در مسیر آموزشها، اهمیت D.sap را با تمام وجود درک کردم. جناب مهندس در صحبت هایشان به خانوادهای در تبریز اشاره کردند که در زمان کرونا مادر و بچه ها D.sap را استفاده کردند اما پدر خانواده حاضر نشده استفاده کند. در همین دوران، دقیقا این اتفاق برای ما ما نیز افتاد. من که به آموزشهای کنگره ایمان داشتم، مدام از بخور D.sap استفاده میکردم، اما همسرم متأسفانه زیر بار نرفت و گفت خودش خوب میشود. داغ بزرگی بر دلم نشست و من همسرم را در سوم خرداد ۱۴۰۰ از دست دادم، اما شاکرم که با همان آموزشها توانستم خودم و فرزندانم را سلامت حفظ کنم.
کنگره برای من برکات زیادی داشت؛ نه تنها پسرم رها شد، بلکه با لژیون جونز (تغذیه سالم) ۱۴ کیلو وزن کم کردم، کبد چرب و خارش پوستیام درمان شد و زانو دردم بهبود یافت. لژیون تغذیه سالم من را خیلی سر حالتر و سلامتتر کرد.
کنگره دوستان خوب، صمیمی وباصفا به من بخشید.
معنای واقعی دوستی خالصانه و بغل کردن های پرمهر را اینجا تجربه کردم.
خدا را صد هزار مرتبه شکر که در کنگره هستم و توانستم این همه آموزش بگیرم، خیلی تغییر کردهام.
کنگره به من گفت از محیطی که غیبت میکنند دوری کن، پشت سر کسی حرف نزن، سعی کردم اینها همه را کاربردی کنم.
وقتی آقای مهندس با آن همه خدمات میفرمایند: من هنوز به کنگره بدهکارم!من باید چه بگویم؟!
کوچکترین کار ما برای استحکام پایههای مالی، کنگره۶۰ عضویت در لژیون سردار است. خدا را شکر، من از ابتدای ورودم تا کنون عضو لژیون سردار بودهام و خیر و برکتش را نیز دیدهام.
سال اول بعد از فوت همسرم، با پولی که برای مراسم چهلم ایشان کنار گذاشته بودیم، عضو لژیون سردار شدم. برکت این عمل خیلی زود خودش را نشان داد و مبلغی که اصلاً انتظارش را نداشتم از طریق بیمه همسرم که حدود پنج ملیون و نهصد هزار تومان بود به حسابم واریز شد. هر سال همین گونه است،میبینم که خداوند خودش چه طور پول را جور میکند که اصلا باور کردنی نیست.
من تا ابد ممنون کنگره هستم.
همین که پسرم خوب شد و به زندگی قبل برگشت جای شکر دارد.

مرزبان کشیک: همسفر معصومه و مسافر مهدی
تایپ و ویرایش: همسفر هانیه مرزبان خبری
همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه(لژیون اول)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)، نگهبان سایت
نمایندگی همسفران شعبه غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
219