English Version
This Site Is Available In English

انسانی که ناامید شود، دیگر توان حرکت نخواهد داشت و انسانی که نتواند حرکت کند، محکوم به نابودی است

انسانی که ناامید شود، دیگر توان حرکت نخواهد داشت و انسانی که نتواند حرکت کند، محکوم به نابودی است

دومین جلسه از دوره چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمال‌الملک به استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر پویا و دبیری مسافر علی اصغر با دستور جلسه «وادی دوم و تاثیر آن روی من» در روز دوشنبه 14 اردیبهشت ماه 1405 راس ساعت 16:00 شروع به کار کرد.

پیش از هر چیز، سپاس و شکرگزاری خداوند را دارم که توفیق یافتم تا در این جایگاه خدمتی حضور یافته و آموزش‌های لازم را کسب نمایم. همچنین از ایجنت محترم شعبه، جناب آقای مسعود، صمیمانه تشکر می‌کنم؛ ایشان با برخورد خدمتگزارانه خود و با رعایت مصلحت جلسه، اجازه دادند که امروز به جای ایشان در جایگاه استاد جلسه قرار گرفته و از این فرصت برای یادگیری بهره‌مند شوم. از راهنمای گرانقدرم نیز بابت حمایت و اجازه ایشان سپاسگزارم.

در دستور جلسه امروز، «وادی دوم» به ما می‌آموزد که هیچ مخلوقی به‌طور بیهوده قدم به حیات نمی‌نهد؛ هیچ‌یک از ما بی‌ارزش نیستیم، حتی اگر گاهی خود را هیچ پنداریم. آنچه من از این وادی آموخته‌ام این است که وادی‌های کنگره، راه و رسم درست زندگی کردن را به ما می‌آموزند. من سال‌ها زندگی می‌کردم، اما آن زندگی، زندگی واقعی نبود؛ چرا که در مسیر ضد ارزش‌ها و در تاریکی بودم و بار سنگینی از منیت و خودخواهی بر دوش می‌کشیدم. من در مسیری تاریک گام برمی‌داشتم.

اما سپاس خداوند که در کنگره آموخت چگونه زندگی کنیم و در مسیر درست حرکت نماییم. در این وادی یاد می‌گیریم که هیچ موجودی بیهوده به هستی قدم نگذاشته است؛ از کوچک‌ترین آفریدگان خداوند تا بزرگ‌ترین آن‌ها، همگی دارای وظیفه و مسئولیتی هستند و هر یک کار خود را انجام می‌دهند؛ حتی حیواناتی که شاید درک درستی از آن‌ها نداریم، مانند پشه در فصل تابستان، هر کدام وظیفه‌ای دارند که به انجام می‌رسانند. خداوند در زمان خلقت انسان، او را به عنوان اشرف‌المخلوقات و برترین موجودات آفرید و از این خلقت خشنود گشت.

من به دلیل قرار گرفتن در مسیر ضد ارزش‌ها و تاریکی، راه زندگی خود را گم کرده بودم؛ به جایی رسیده بودم که تصور می‌کردم زندگی‌ام بی‌معناست و انسانی هستم که در این هستی سودی ندارم و بی‌کارایی؛ اما ورود به کنگره به من آموخت که من تنها مسیر اشتباهی را طی کرده بودم و من انسانی هستم که می‌تواند درست زندگی کند. همان‌طور که آقای مهندس نیز زمانی در تاریکی بودند و شاید در آن لحظات احساس می‌کردند کاری از دستشان بر نمی‌آید، اما ایشان از دل همان تاریکی حرکت خود را به سوی روشنایی و

مستقیم آغاز کردند و با تأسیس کنگره، بستری فراهم نمودند تا ما به درمان و آموزش دست یابیم.

زمانی بود که در جمع‌ها توان سخن گفتن نداشتم و همواره با استرس و احساس حقارت روبه‌رو بودم؛ اما اکنون در کنگره، خدمتگزار هستم، در سیستم صوتی فعالیت می‌کنم و در جایگاه استاد جلسه نشسته و از توجه شما برخوردارم. این‌ها همگی از برکات کنگره است، چرا که در مسیر درست حرکت می‌کنم.

یکی از بزرگ‌ترین صدماتی که شیطان به ما وارد می‌کند، ایجاد نیروی منفی و ناامیدی است. زمانی که ناامید شویم، توان حرکت را از دست می‌دهیم و در هر جهتی باز می‌مانیم. انسانی که ناامید شود، دیگر توان حرکت نخواهد داشت و انسانی که نتواند حرکت کند، محکوم به نابودی است.

از اینکه به سخنان من توجه فرمودید، سپاسگزارم.
 

در ادامه ورود مسافر امیرحسین رهجو راهنمای محترم مسافر غلامرضا به سفر دوم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .