جلسه نهم ازدور هشتم کارگاه های آموزشی خصوصی نمایندگی معدن فیروزه با استادی مسافریونس ونگهبانی مسافرعباس ودبیری مسافر محمدتقی بادستورجلسه دراستحکام پایه های مالی کنگره من چه کرده ام؟ یکشنبه تاریخ 1405/2/27 ساعت 17 آغاز به کارنمود.
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان یونس هستم یک مسافر
از ایجنت و نگهبان محترم سپاسگزارم که استادی و مسئولیت جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. من هزاران بار خداوند را شاکرم که کنگره را روزی و قسمت من کرد و بسیار از علی آقا سپاسگزارم که زحمات خستگی ناپذیر و پیگیری های ایشان و بقیه خدمتگزاران باعث شد تا این بستر برای ما در این شعبه فراهم شود تا به حال خوش برسیم. چند روز پیش راهنمای من آقا رضا فیلمی را برای ما ارسال کرده بود که در آن خرابه هایی را مشاهده کردیم که در ادامه متوجه شدیم بنای زیبایی که الان در آن حضور داریم همان خرابه های داخل فیلم است که توسط خدمتگزاران کنگره ۶۰ معدن فیروزه اینچنین آباد شده است.
اکنون باید سپاسگزار باشیم که این چنین مکانی در نزدیکی محل زندگی ما بنا شده است و توجه داشته باشیم که اگر این مکان وجود نداشت ما امکان رفتن به شعبات دورتر را نداشتیم و به درمان نمیرسیدیم. شما اگر دقت کنید مبلغی که ظرف یک هفته ما بعنوان قانون یازدهم در سبد می اندازیم به اندازه مصرف یک روز یک مصرف کننده مواد مخدر نیز نیست.

اکنون که از مواد مخدر رهائی پیدا کرده ایم لازم است که تمام ظرفیت خود را در حمایت از سبد و لژیون سردار به کار بگیریم. جناب مهندس در بخشی از سی دی جناب مهندس که راهنمای محترم برای ما ارسال کردند فرمودند حساب مسافر با کنگره ۶۰ صفر است. بنده خودم سال گذشته دو سرداری را اعلام کردم که یکی را پرداخت کردم و دیگری هنوز مانده است. من به یاد دارم که در زمان مصرف بارها پیش آمده بود که اصلا پول نداشتیم اما با همان شرایط هر طوری که شده بود پول فراهم میکردیم که مواد بخریم تا درد خود را درمان کنیم و حتی اگر امکانش را داشتیم بصورت قسطی اقدام به تهیه مواد میکردیم. اکنون که کنگره من را از باتلاق نجات داده است و به زندگی بازگردانده است و اکنون باید قدردان باشم. بنده این تصویر سازی را در ذهنم کرده بودم که در جایگاه استادی و دبیری و نگهبانی بنشینم و اکنون خداوند را شاکرم که به عشق راهنمای خوبم اتصال خود به کنگره را حفظ کردم که باعث شود در این جایگاه ها بنشینم. حال نیز باید این جمله گرانبها را با خود مرور کنیم که میگوید دیگران کاشتند و ما خوردیم. ما بکاریم که دیگران بخورند. حضور ما بصورت مستمر و گرفتن خدمت و آموزش گرفتن و از طرفی حضور موثر با تمام ظرفیت خود در لژیون سردار شرکت کنیم و در تمام جوانب قدردان باشیم.
ممنونم که سکوت کردید و به صحبت های من گوش دادید.
لژیون خدمتگزار: لژیون سوم
مرزبان کشیک: مسافراحمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
28