خدا را سپاس که یک بار دیگر به من توفیق خدمت در سایت کنگره۶۰ را داد، خدا را شکر میکنم بابت وجود جناب مهندس، و تاسیس کنگره ۶۰، چرا که امروز من و مسافرم، میتوانیم فارغ از بندها به زندگیمان ادامه دهیم ، در این مدت اخیر که بخاطر شرایط موجود از کلاسها و آموزشهای کنگره ۶۰ دور بودم، فرصتی شد تا قدر کنگره ۶۰ را بیشتر بدانم، اما باز هم خدا را شکر که با نوشتن سی دی ها و منابع کنگره ۶۰ این امکان همچنان فراهم بود تا آموزش متوقف نشود.
دستور جلسه این هفته : (در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره ۶۰ من چه کردهام؟ )
هر سازمانی برای بقای خود به نیروی انسانی و منابع مالی نیازمند هست و از آنجا که کنگره۶۰ یک سازمان مردم نهاد و مستقل هست، نیازهای مالی خودش را از کمک های داوطلبانه اعضا تامین میکند، من به نوبه خودم تا به امروز سعی کردم به اندازه توان خودم قانون یازدهم را حمایت کنم و توفیق این را پیدا کردم تا دو بار عنوان سرداری را دریافت کنم، و از این به بعد هم وظیفه خودم میدانم که در تامین نیازهای مالی کنگره ۶۰ همکاری لازم را داشته باشم.
اگرچه وقتی به روزهای قبل از ورودم به کنگره۶۰ مینگرم ، روزگاری پر از اندوه و کسالت را سپری میکردم، دعواهای مکرر بین من و مسافرم، مصرف قرص های خواب و اعصاب، مصرف سیگار، نداشتن خواب منظم، نداشتن هدف و انگیزه در زندگی، عدم شناخت خودم و هزاران معضل و مشکل ، که روزانه با آنها دست و پنجه نرم میکردم ، اما کنگره ۶۰ آدرس خودم را به من داد ، توانستم در مصرف نیکوتین خودم را درمان کنم ، هدف زندگی را پیدا کنم ، از پوچی بیرون بیایم، خودم را از بند افسردگی و قرصهای خواب و اعصاب رها کنم ، به زندگی ام جهت بدهم و از روزمرگی نجات پیدا کردم .
تصمیم گرفتم خدمت کنم و حال خودم را روز به روز بهتر کنم و همواره آموزش بگیرم و وقتی من به این همه دستاورد نگاه میکنم ، میبینم کمک های مادی من بسیار بسیار ناچیز هست در برابر چیزی که کنگره۶۰ به من داده است، وقتی مهندس فرمودند: ما در جهان هستی به دو دلیل قدم به حیات میگذاریم، یکی آموزش گرفتن و یکی خدمت کردن؛ روز به روز ولع من برای گرفتن آموزش ها شدیدتر شد و خداراشکر انقدر منابع آموزشی کنگره ۶۰ غنی بود که توانست نیاز مرا تسلی دهد ، با خودم عهد کردم بتوانم یک جایگاه خدمتی در کنگره ۶۰ بدست بیاورم، تلاشم را به کار گرفتم، و هدفم شد قبولی در آزمون راهنمایی، وقتی نتایج اعلان شد خواسته من میسر شده بود ، و اکنون نوبت من بود که حلقه ای در این زنجیره باشم که آموزشهایی را که تا به امروز توسط راهنمایم به من رسیده بود حالا من انتقال دهنده آن برای عزیزانی باشم که خواستار رهایی از تاریکی هستند .
من امروز این را میدانم که کنگره ۶۰ نیازمند من نیست و این من هستم که محتاج آموزشهای کنگره هستم ، من نیازمند خدمت کردن با عشق بلاعوض هستم تا بتوانم به آرامش درونی برسم ، من وظیفه خودم میدانم به هر نحو ، به هر اندازه در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره نقش داشته باشم و وظیفه خودم را انجام بدهم ، دیگران کاشتند و ما برداشتیم و امروز نوبت من هست، برای کسانی که در آینده قرار است به کنگره بیایند و درمان بشوند.
باز هم سپاسگزار خداوند بزرگ هستم بابت توفیق خدمت ، و خدا قوت میگویم به جناب مهندس ، عمری طولانی برای ایشان خواستارم ، باشد که بتوانم خدمتگزار خوبی باشم.
نویسنده:همسفر راهنما ریحانه(لژیون اول)
ویرایش، ویراستاری و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون یکم)
همسفران نمایندگی قشم
- تعداد بازدید از این مطلب :
31