آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است. تنها پیوند محبت، ما انسانها را به هم متصل نگاه خواهد داشت.
در مورد عشق صحبت کردن به این سادگیها نیست. انسان تا به معنی واقعی عاشق نشده باشد، نمیتواند از عشق سخن بگوید. اوایل ورودم به کنگره۶۰، به این فکر میکردم که چگونه انسانهایی که به اعتیاد دچار شدهاند و آسیبهای زیادی به خود و خانوادهشان زدهاند و گاهی از طرف خانواده یا حتی جامعه طرد شدهاند، در این مکان پذیرفته میشوند و پس از مدتی به سلامتی و حال خوب میرسند و از تاریکی اعتیاد خارج میشوند و شروع به خدمت کردن به انسانهایی میکنند که روزی مانند خودشان گرفتار بیماری اعتیاد بودهاند.
با آموزشهایی که در این مکان گرفتم، دریافتم که عامل این تغییرات چیزی جز محبت و عشق نمیتواند باشد. عشق و محبت انسانهایی که از خود گذشتند و از کینه، نفرت، خشم، عصبانیت، خودخواهی، منیت و ناامیدی عبور کردند تا به سلامتی، صلح و آرامش رسیدند. کنگره۶۰ با آغوش باز و با محبت واقعی، انسانهای دردمند را میپذیرد و با نشان دادن راه و مسیر درست زندگی، ابتدا ما را با خودمان آشنا میکند و آدرس خودمان را به ما میدهد و پس از طی کردن سیزده وادی، ما را به وادی عشق میرساند. در وادی چهاردهم، وادی عشق و محبت، تازه با الفبای عشق آشنا میشویم.
این وادی میگوید که تمام هستی بر مبنای عشق آفریده شده است و وجود اضداد تکانهای برای بیداری ما انسانهاست؛ زیرا تا نفرت نباشد، معنی و مفهوم عشق را درک نمیتوانیم کرد. این وادی میگوید برای آنانی که حال خوشی ندارند و در ضد ارزشها غوطهورند، دو راه بیشتر وجود ندارد: یا به نیروهای راستین و الهی باید بپیوندند یا باید صبر کنند تا نیروهای تخریبی و بازدارنده آنان را به عمق تاریکی و ظلمات هدایت کند. بنابراین، برای رسیدن به وادی عشق، ابتدا باید از وادی تفکر عبور کنیم و در ادامه با طی کردن هر وادی، ابتدا با تاریکیها و مسائل خود آشنا میشویم و سپس راه عبور از مشکلات و رسیدن به خود، به آرامش، به سلامتی، به دوست داشتن و به محبت را میآموزیم.
همه ما انسانها هر کدام در زندگی خود نقشی بر عهده داریم؛ مانند پدری، مادری، همسری، فرزندی، دوستی و معشوقی. این نقشها زمانی معنا پیدا میکنند که درون آنها محبت واقعی وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، الفاظی بیش نیستند. پس کسانی که از نظر محبت حضوری نداشته باشند، همان ظروف تهی هستند.مانند پدر و مادری که نسبت به مشکلات فرزندشان بیاعتنا باشند یا حتی او را در شرایط سخت رها کنند، یا انسانی که نسبت به دیگران محبتی ندارد و همه چیز را فقط برای خود و خانوادهاش میخواهد.
خدای عاشق و مهربانم را هزاران بار شکر میکنم برای اجازه ورود به این مکان مقدس و امن، برای وجود آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان که با عشق خالص و محبت واقعی در این مسیر ما را یاری میرسانند تا بتوانیم از دنیای تاریک اعتیاد و جهل خارج شویم و به سلامتی، صلح و آرامش واقعی برسیم.
نویسنده: راهنما همسفر نرگس (لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون چهاردهم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
149