English Version
This Site Is Available In English

بخشش، بزرگترین آموزش سردار

بخشش، بزرگترین آموزش سردار

جلسه چهاردهم از دوره پنجم سری جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی زنجان با دستور جلسه «تحقیقات کنگره۶۰، مقالات و کنفرانس‌ها» با استادی راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا، نگهبانی دنور همسفر زهرا و دبیری همسفر زینب، روز دوشنبه 4 اسفند ماه ۱۴۰۴  ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:
امیدوارم طاعات و عبادات همگی مورد قبول واقع شود. خدا را شکر می‌کنم که امروز قسمت شد در لژیون سردار حضور داشته باشم. در مورد دستور جلسه «تحقیقات کنگره60، مقالات و کنفرانس‌ها»، همه می‌دانیم که بنیان‌گذار کنگره۶۰ آقای مهندس، علاوه بر درمان اعتیاد به روش DST، مقالات، کنفرانس‌ها و سخنرانی‌های زیادی را هم در داخل و هم خارج از کشور انجام داده‌اند. برخی از این مقالات در کتاب چهارده مقاله چاپ شده و به همان نام هم نام‌گذاری شده است.

طی رهایی‌هایی که اتفاق افتاده، آقای مهندس مشاهده کردند که علاوه بر درمان اعتیاد افراد، برخی بیماری‌ها مثل کولیت، صرع، ام اس و سرطان بهبود پیدا کرده و یا پیشرفتی نداشته است؛ همین یک جرقه‌ای شد که آقای مهندس در مورد هر یک از بیماری‌ها، تحقیقاتی را انجام دادند و مقالاتی را چاپ کردند، مقالاتی که در خارج از کشور و در مجله‌های خیلی معتبر چاپ شده است.

همه ما در مورد چیزهایی که در کنگره اتفاق می‌افتد آشنایی داریم؛ چون در بطن خود کنگره هستیم و من حتی اگر وقت نداشته باشم که مقالات را مطالعه کنم، وقتی که دستور جلسه قرار داده می‌شود، این فرصتی می‌شود تا من مقالات را بخوانم واطلاعات و آگاهی کسب کنم. درباره همین دستور جلسه هم، برای من توفیقی شد تا یک سری مقالات که در سایت‌ها قرار داده شده و یا در مجلاتی چاپ شده است را مطالعه کردم. خانم فاطمه راهنمای محترم هم در مقاله‌شان تک به‌تک، عنوان کرده‌اند.

من می‌خواهم این دستور جلسه را به سی‌دی هابیل استاد امین ربط بدهم؛ استاد امین می‌فرمایند: هابیل و قابیل نمادی هستند از افرادی که کارهای خوب و بد انجام می‌دهند. افرادی که خیر یا شر بقیه را می‌خواهند. دیروز خیلی فکر می‌کردم که آقای مهندس یک شخص مصرف‌کننده بودند؛ درست است که تحصیلات خیلی خوبی داشتند؛ ولی به‌خاطر مصرفشان اتفاق‌های زیادی برایشان افتاده بود. به واسطه لطف خداوند راهی پیدا کردند و درمان شدند؛ ولی وقتی درمان شدند، به‌جای اینکه به زندگی عادی خود ادامه دهند، تجربه خود را با افراد دیگر به اشتراک گذاشتند و خیلی‌ها را به رهایی رساندند؛ یعنی در واقع خیر و صلاح بقیه را خواستند.  تا به امروز هر فعالیتی که داشتند، فقط به‌خاطر صلاح افراد بوده است؛ یعنی هابیلی شدند که بهترین چیز را برای خداوند ارزانی داشت و خداوند برکت را به او ارزانی داشت. خداوند به آقای مهندس  نامداری داد، عزت داد، در قبال همین کاری که برای تک‌تک ما انجام داده‌اند.

برای من زهرا بزرگ‌ترین آموزش این است که اگر خیر بقیه را بخواهم، قبل از هر چیز، برکت، روزی و خیرش، به خود من خواهد رسید. آقای مهندس راجع به وزن صحبت کردند و ما انجام ندادیم و ایشان به‌خاطر صلاح خود ما قانون و اجبار کردند تا من زهرا به خودم بیایم و یک سری‌کارها را انجام بدهم؛ یا در همین لژیون سردار، پول‌هایی که ما می‌دهیم به جیب آقای مهندس نمی‌رود؛ ولی آن پولی که من می‌دهم صدها برابرش به خودم و زندگی‌ام برمی‌گردد. بخشش را من در کنگره یاد گرفته‌ام، قبل از آن فکر می‌کردم فقط باید کار کنم، جمع کنم و پس‌انداز کنم تا بتوانم کاری انجام دهم؛ ولی شرکت در لژیون سردار، بزرگ‌ترین آموزشش برای من، همین بخشش بوده است.

مثالی که دخترم همیشه می‌گوید این است که وقتی یک نفر سینی چای را تعارف می‌کند، اول که برای خودت برداری، سینی از جلوی تو می‌رود؛ ولی وقتی اول چای را برای بغل‌دستی‌هایت برمی‌داری، آن سینی مدت‌ها جلوی شماست؛ برای ما هم لژیون سردار دقیقاً همین است. تا وقتی که می‌بخشیم، آن ظرف بزرگ جلوی ماست، هر چیزی که من برای خودم بردارم، دیگر جلوی من هیچ‌ چیزی نخواهد بود جز آن‌چه که برداشته‌ام. مگر من چقدر توان دارم که بردارم؟ چقدر در مشتم جا می‌گیرد؟ همه این‌ها را آقای مهندس اینجا در کنگره به تک‌تک ما یاد داده‌اند.

تحقیقات، مقالات چاپ شده در مجله‌ها و کنفرانس‌های معتبر، همه این‌ها به برکت همین هابیل بودن آقای مهندس است. همین خیر و خوبی خواستن برای بقیه است.در مورد D.sap،  وقتی ما سرما می‌خوریم و دکتر می‌رویم، قرصی که به ما می‌دهد، فقط برای سرماخوردگی است، برای سردردمان قرص دیگری می‌دهد، برای مشکلات دیگرمان داروی دیگری می‌دهد. چطور می‌شود که  D.sap که یک ماده خاص است برای هر کدام  از این دردها، درمان است! این به‌خاطر آن باوری است که خودمان داریم و به‌خاطر آن ایمانی است که آقای مهندس در دلمان کاشته است.

من به آقای مهندس و حرفی که می‌زنند، ایمان دارم؛ خیلی حرف بزرگی است، شخصی که هیچ نسبتی با ایشان نداریم و آشنایی ما در حد همین کنگره است؛ ولی آن‌قدر به ایشان ایمان و باور داریم که هرچه بگویند بدون چون ‌و چرا  می‌گوییم: «چشم». این همان عزتی است که به واسطه قلب خوبی که دارند، به‌خاطر خیرخواهی که برای همه خواستند، خداوند به ایشان داده است و خیلی راحت درباره موضوعاتی مقاله می‌دهند که پزشکان ما حرفی برای گفتن در آن مورد ندارند؛ بلکه وقتی مقاله‌ها را می‌خوانند تازه می‌فهمند که از یک بعد دیگر هم می‌توان به این قضیه نگاه کرد. هیچ چیز لاعلاج نداریم.

تایپ: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر کبری (لژیون دوم) عکاس دوم
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
تنظیم و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زنجان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .