سومین جلسه از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی دیدهبان مسافر مجید، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر صابر، با دستور جلسه «رابطهی یادگیری و معرکهگیری» و «اهدای شال ایجنتی» پنجشنبه ۶ آذر ماه ۱۴۰۴ ساعت ١۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، مجید هستم یک مسافر.
خوشحال هستم که امروز توانستم در این نمایندگی در جایگاه استاد حضور داشته باشم تا از شما عزیزان آموزش بگیرم. اینکه میگویم آموزش بگیرم، واقعیت حرف دلم است؛ زیرا من در هرکجا به عنوان استاد باشم، به تکتک صحبتهای بچهها گوش میکنم و گاهی شده یک نفر اعلام سفر کرده و دیدم سه ماه از حضورش در کنگره میگذرد، اما درسی به من داده که طی ۲۵ سال بودن در کنگره به آن مطلب پی نبرده بودم.
بحمدالله تمام کارها در شهرکرد خیلی خوب پیش میرود. ساختمانی که در گوجان داریم در مراحل پایانی قرار دارد و امیدوارم هرچه زودتر از آن بهرهبرداری کنیم. برای شهرستان بروجن نیز با تلاشهای آقا کامران زمینی خریداری شده و روند خوبی داشته است. جشن گلریزان خوبی را در این نمایندگی برگزار کردیم و امیدوارم این کمکها همچنان ادامه داشته باشد؛ همانطور که این سقف بالای سر شما فراهم شده، برای تکتک نمایندگیهای دیگر هم فراهم شود. من همیشه میگویم مکانهایی که مال خود کنگره است، برای من حکم خانهی پدری را دارد. حتی اگر صد ساله هم باشی، وقتی به خانهی پدری میروی احساس امنیت میکنی. جاهایی که در کنگره مال خود کنگره هستند، همان حس خانهی پدری را به ما میدهند و آرامش ایجاد میکنند. امیدوارم شما هم در اینجا همین حس را داشته باشید و آن را به نمایندگیهای دیگر منتقل کنید.
امروز دو دستور جلسه داریم: یکی دستور جلسهی هفتگی و دیگری مراسم تقدیر از آقا محمدجواد و پیمان اسکندر عزیز. در مورد دستور جلسهی این هفته که «معرکهگیری و یادگیری» است، باید بگویم اکثر دستور جلساتی که در دو بخش هستند، متضاد یکدیگرند؛ مثل قضاوت و جهالت، یا معرکهگیری و یادگیری. یعنی هر کدام از اینها قویتر شود، دیگری را تحتالشعاع قرار میدهد.
من قبل از کنگره فکر میکردم یاد گرفتن یعنی جمعآوری اطلاعات از این طرف و آن طرف، یا کتاب خواندن و شنیدن مطالب دیگران. اما وقتی در کنگره به من گفتند: «اگر چیزی یاد گرفته بودی، ۱۰ سال مصرفکننده نمیشدی»، تازه در ذهنم جرقهای زد که چرا منی که نزدیک به ۲۰۰ کتاب خواندهام، نتوانسته بودم خودم را درمان کنم؟ در کنگره به من گفته شد: اگر آموزشی دیدی یا کتابی خواندی و چیزی شنیدی ولی به آنها عمل نکردی، انگار هیچ چیزی یاد نگرفتهای. شما روزی ۱۰ سیدی گوش کنید یا بنویسید، چیزی که اهمیت دارد این است که به یک «واو» آن عمل کنید. اگر آموزشها از قوه به فعل درنیاید، وارد همان بحث معرکهگیری میشویم.
به عقیدهی من کسی که معرکهگیری میکند، میخواهد از خودش فرار کند. من خودم در زمان اعتیاد و حتی اوایل کنگره همینطور رفتار میکردم. البته الآن هم بعضی وقتها ممکن است چنین کاری کنم و سریع مغلطهای کنم و وارد معرکهگیری شوم تا کارم را جمع کنم. اما باید بدانم با این کار خودم را گول میزنم؛ چون نشاطی که معرکهگیری به من میدهد کوتاهمدت است و مثل یک قرص مسکن عمل میکند که شاید تا یکی دو ساعت درد را آرام کند، ولی بعد دردش دو برابر میشود. معرکهگیری هم همینطور است؛ وقتی در بحثی شرکت میکنی و شروع به مغلطه میکنی، باید بدانی به نتیجهی درست نمیرسی، چون به دانشی که داری عمل نمیکنی.
اوایل که به کنگره میآمدم، دنبال بهانهای بودم که نیایم. اما هیچ وقت بهانهها پذیرفته نمیشد. آقای مهندس خیلی زود نقطهضعف من را فهمید و به من متذکر شد. از روزی که این را متوجه شدم، در زندگی، محل کار و کنگره تحولی عجیب برایم نمایان شد؛ چون از دانشی که داشتم برای تغییر دادن خودم استفاده کردم. وقتی دانشی داشته باشی ولی تغییر نکنی، مانند عالم بیعمل یا همان درخت بیثمر هستی. اما بعد از آن توانستم تغییر کنم و خدا را شکر میکنم که توانستم ۲۵ سال در کنگره خدمت کنم و شاهد شکوفایی کنگره باشم.
امروز تقدیر از آقا محمدجواد را داریم. ایشان بسیار برای شعبه زحمت کشیدند و جزو ایجنتهای بیدردسر بودند که با ایشان کار میکردم. هرچه میگفتم، سریع انجام میشد. این عملکرد خوب تنها مختص محمدجواد نیست؛ بلکه یاری تمام افراد نمایندگی را میطلبد تا یک نمایندگی بتواند به بهترین شکل اداره شود. عملکرد یک ایجنت و گروه مرزبانی بستگی به شما دارد. شما بازوان پرتوان این گروه هستید و میتوانید به سهم خود به محوریت این نمایندگی کمک کنید. اگر منظم بیایید و منظم بروید و قوانین درست اجرا شود، آنوقت میتوان گفت این نمایندگی عملکرد خوبی داشته است. امیدوارم آقا محمدجواد در دورهای که گذراندند، آموزشهای لازم را برده باشند و جایگاههای بالاتر را تجربه کنند. چون قطعاً نیروهای خوب را هیچوقت نمیخواهیم از دست بدهیم. از ایشان میخواهم همواره به گروه مرزبانی کمک کنند و کولهبار تجربیاتشان را به آنها انتقال دهند تا این عملکرد خوب ادامه داشته باشد.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

مراسم پیمان و اهدای شال ایجنت نمایندگی





نگارنده و ویراستار: مسافر شمسالدین لژیون۳
عکاس: مسافر افشین لژیون۳
تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد مسافران/همسفران
- تعداد بازدید از این مطلب :
308