دهمین جلسه از دوره دهم کارگاههای آموزشی- خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی ارکیده کرمان، با استادی دیدهبان محترم خانم مونا، نگهبانی مسافر اعظم و دبیری مسافر اعظم، با دستور جلسه "رابطه یادگیری و معرکهگیری" روز چهارشنبه ۵ آذر ماه ۱۴۰۴ راس ساعت ۱۱:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان مونا هستم یک مسافر
ابتدا اشاره کوتاهی میکنم به مثلث درمان؛ جسم، روان و جهانبینی. تا مدتی پیش گفته میشد ۹۵ درصد بار درمان ما نوشتن سیدیها و آموزشهاست و ۵ درصد دارو و جسم است، اما مدتی است آقای مهندس عکس این موضوع را میگویند، زیرا در مسئله اعتیاد یا برخی بیماریهای دیگر، بیشترین بار درمان روی فیزیولوژی و جسم است. ما صورت مسئله اعتیاد را متوجه شدیم، اینکه سیستم ایکس یا شبه افیونی بدن از تعادل خارج شده و دیگر بالانس نیست، اما با کمک روش DST و دارویOT به تعادل میرسد. آلکالوئیدهای موجود در داروی OT خیلی شبیه به مواد شبه افیونی بدن است که در مغز و بخشهای مختلف بدن ترشح میشود، و میتواند بهترین درمان کننده باشد و جسم را به تعادل برساند. در ادامه، ذرهذره با کمک آموزشها، حضور در کارگاهها، خواب مناسب، ورزش و تحرک، غذای سالم و سایر نکاتی که به ما آموزش داده میشود، میتوانیم به درمان اعتیاد برسیم، در کنار آن برخی از بیماریها مانند افسردگی و ... نیز درمان میشود.
مثالی که در این مورد وجود دارد، آزمایشاتی است که کنگره 60 روی موشها انجام داد. مگر موشها سیدیهای آموزشی یا وادیها را نوشتهاند؟ خیر، آنها تنها با کمک دارویOT درمان شدند. طی آزمایشاتی که در مورد بیماری سرطان و درمان شیشه انجام شد، ابتدا موشها را معتاد کردند، سپس با کمک داروی OT آنها را درمان نمودند. این نشان میدهد که چقدر مسئله از لحاظ فیزیولوژی و دارو مهم و تاثیرگذار است. ولی در ادامه، همه ما برای پایداری و ماندگاری درمان و اینکه بتوانیم هنر زندگی کردن را یاد بگیریم، به آموزشها نیاز داریم و باید هر لحظه در حال آموزش گرفتن باشیم.
دستور جلسه امروز راجع به یادگیری و معرکهگیری است. همه ما از بدو تولد و زمانی که چشم باز میکنیم، دائما در حال آموزش و یادگیری هستیم. این آموزشها به کمک حواس پنجگانه ظاهری انجام میشود، که همه ما از آن برخوردار میباشیم، مگر کسانی که بر اثر حوادث یا مادرزادی برخی حواس خود را از دست داده باشند. پس ما همیشه در حال آموزش هستیم، از کودکی اصوات را میشنویم، با چشمان خود میبینیم که اطرافیان ما چه کارهایی انجام میدهند و از آنها تقلید میکنیم. کمکم که بزرگتر میشویم، به مدرسه میرویم. در ابتدا شاید قدرت گرفتن مداد را در دستمان نداشته باشیم و ماهها طول بکشد تا معلم به ما یاد بدهد که مداد را چگونه در دست بگیریم تا دستمان درد نگیرد، در نهایت با درس خواندن و آموزش گرفتن، یک سری مطالب یاد میگیریم. پس این یادگیری است که زندگی را برای ما راحت، سهل و آسان میکند.
اما خیلی مهم است که یادگیری و آموزشها چگونه باشند؟ آموزشهایی خوب و کارساز است که راستین و سالم باشند، یعنی مبدا درستی داشته باشند و تغییرپذیر نباشد، کلام راستین باشند. اگر یادتان باشد، در سی دی علم خواندیم، به آنچه بر درستی و راستی دلالت کند و حقیقتی را بیان نماید علم گفته میشود.
ما در کنگره علوم مختلف، از جمله روانشناسی را خیلی موشکافانه در لابهلای آموزشهای جناب مهندس و دکتر امین یاد میگیریم، اینکه چه کار کنیم ارتباطمان با افراد خوب باشد؟ چه کار کنیم خودمان را دوست داشته باشیم؟ چگونه نسبت به دیگران محبت داشته باشیم، عشق بدهیم و عشق هم دریافت کنیم... همه این مطالب را یاد میگیریم. بعد از گذشت حدود یک سال که چهل سی دی نوشتیم، خدمتگزار یا راهنما میشویم. پس آموزشها فوقالعاده است، اینها همان کلام راستین هستند، همان کلام حق و حقیقت یا علم درست.
برخی میگویند: وقتی خشمگین میشوی، جایی برو، صدایت را بلند کن و داد بزن تا خالی شوی و حالت خوب شود! یا اینکه یک صندلی در اتاقی دربسته بگذار و تا میتوانی به آن مشت و لگد بزن و ناسزا بگو! آیا این روشها در مواجهه با خشم جواب میدهد؟ خیر. ما در کنگره متوجه شدهایم که همه چیز ریشه در بیوشیمی و سیستم عصبی ما دارد، که اگر درست کار نکند، یک سری مشکلات و بیتعادلیها به وجود میآید. ما در کنگره هیچ تلاشی نمیکنیم تا خشم خود را درمان نماییم. شاید این مسئله طی سالها و بر اثر مصرف مواد مخدر در من ایجاد شده و من نسبت به آن بیتوجه بودهام، یا نتوانستم گفتار، رفتار و افکار خود را کنترل کنم. بعضی افراد تا کسی به آنها بگوید بالای چشمتان ابروست، گریه میکنند یا میخواهند با آن شخص کتککاری کنند، اما در کنگره 60 این صفت تغییر میکند. آیا ما در کلاس خاصی شرکت کردیم تا به تعادل و آرامش برسیم؟ خیر! سیستم شبه افیونی بدن ما با متد DST و دارویOT به تعادل رسید و با کمک آموزشها آموختیم چگونه زندگی درستی داشته باشیم، وادی اول تفکر را به ما یاد داد و گفت هر اتفاقی افتاده، پای خودت است و هیچ کس به اندازه خودت نمیتواند به تو کمک کند.
در ادامه یاد گرفتیم که باید ذرهذره حرکت کنیم، یک شبه نمیشود درمان شد، یک شبه نمیشود عاشق شد، یا صفات زشت را از خود دور کرد. ما ذرهذره و با کمک آموزشها توانستیم به یک تعادلی برسیم. در ادامه به خودمان آمدیم و دیدیم دیگر دروغ نمیگوییم، دیگر حسادت نمیورزیم، کمکم آرام شدیم و دیگر خشمی نداشتیم که بخواهیم کنترل کنیم. پس انسان وقتی آموزش درست نداشته باشد و سیستم بدنش ناهمگن باشد، از تعادل خارج میشود.
از طرفی دیگر، مصرف مواد مخدر، سیگار، الکل و ... انسان را ناآرام میکند. داروی OT و آموزشها ما را اهلی و آرام کرد، این موضوع را هم خودمان و هم اطرافیانمان حس کردیم. در جامعه ما انسانهای بسیاری هستند که تعادل و آرامش ندارند، کافی است از کنارشان عبور کنید و یک برخورد کوچک با آنها داشته باشید یا کاری کنید که برایشان خوشایند نباشد، سریع با الفاظ بد یا حرکات نامناسب واکنش نشان میدهند! مشکلات اقتصادی، اجتماعی و بسیاری ناهنجاریها باعث میشود انسانها به مصرف مواد مخدر یا قرصهای آرامبخش روی بیاورند.
با وجود این مسائل، من هر لحظه شاکر خداوند هستم که این آموزشها را در اختیار دارم، مکانی وجود دارد که بهترین آموزشهای روز دنیا را دریافت میکنم و بهترین یادگیری نصیبم شده، و در دانشگاه حرفی برای گفتن دارم. ما حتی از علوم دانشگاهها هم جلوتر هستیم و آموزشهای کنگره 60 چند سر و گردن بالاتر از آموزشهای روانشناسی و کتب دانشگاهها است.
حال ببینیم رابطه یادگیری با معرکهگیری چیست؟ معرکهگیری یعنی شلوغبازی، تند تند حرف زدن، وسط حرف دیگران پریدن، صدای خود را بالا بردن... برای مثال؛ شما میگویید امروز چقدر هوا خوب است، یا می گویید ماست سفید است، طرف مقابلتان مخالفت میکند و حرفهای بیربط میزند. گاهی از کسی میپرسم امروز چرا در جلسه حضور نداشتید؟ چندین بهانه میآورد تا کار خود را توجیه نماید. راه درست و منطقی این است که اگر کسی کار اداری دارد یا به هر علتی نمیتواند در محل کار خود حاضر شود، از قبل اطلاع بدهد و عذرش را موجه کند.
در نهایت اگر ما آموزشهای خوبی دریافت کنیم، آرامش داریم، و میتوانیم به خوبی آموزش بگیریم و معرکهگیری هم نکنیم.
سخنان استاد در مورد تولد خانم رمله:
تولد خانم رمله ایجنت شعبه ارکیده کرمان را بسیار تبریک میگویم. ایشان در جایگاههای مختلفی خدمت کردهاند، مرزبان پارک بودند و همچنان در این زمینه کمک میکنند. بعد از اتمام دوره ایجنتی خانم فاطمه، مسئولیت ایجنتی شعبه را به عهده گرفتند. از خصلتهای خوبی که دارند این است که بسیار آرام هستند، گرچه بیماری اعتیاد، حتی اگر ما به ظاهر آرام باشیم، دنیای درونمان را آشفته میکند، اما با همه آشفتگیهای درونی که اعتیاد برایشان آورده بود، در صور آشکار و در لژیون یک خانم بسیار بالغ، مهربان و فرمانبردار بودند. ایشان از آرامش خاصی برخوردار هستند و این آرامش را همیشه به دیگر افراد لژیون منتقل میکردند، به عنوان یک سفر اولی تکالیف خود را مرتب و منظم مینوشتند و پلههایشان را درست انجام میدادند. خانم رمله خانواده کنگرهای دارند که به صورت همگام با هم حرکت میکنند، همسفرشان ژوآنا همیشه همراهشان بود، پسرشان نیز در قسمت آقایان همسفر هستند و سیگار خود را درمان کردهاند. امیدوارم همسرشان هم به زودی به کنگره بیایند و خانوادهشان کاملا کنگرهای شوند. به همسر خانم رمله بسیار تبریک میگویم، با اینکه ایشان هنوز به کنگره نیامدهاند، اما به خانم رمله اجازه دادند که همچنان در کنگره بمانند، درمان شوند، به رهایی برسند و خدمت کنند، از ایشان تشکر میکنم که اعتماد میکنند همسرشان مرتب به تهران بیایند. درواقع ایشان هم به نوعی کنگرهای هستند و در حال حاضر همسفر خانم رمله به شمار میآیند. برایشان آرزوی سلامتی داریم.
همچنین رهایی ویلیام پسر خانم رمله را تبریک میگویم. به دخترشان ژوآنا هم خیلی تبریک میگویم، ایشان دختر بسیار خوبی هستند و همه ما از ایشان به عنوان یک همسفر راضی هستیم. خانم سولماز راهنمای ژوانا خیلی در این مسیر کمک کردند، تخصص خاصی در آموزش برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان دارند. خانم سولماز از همان روزهای اول همسفران را هدایت کرده و ریشه خانمهای همسفر را در نمایندگی ارکیده کرمان قوی کردند، از ایشان نیز متشکرم. امیدوارم خانم رمله همینطور به راه و مسیرشان ادامه دهند و بعد از اتمام دوره ایجنتی، یک لژیون خیلی قوی و خوب داشته باشند، ما نیز در کنار ایشان لذت ببریم و از دور یا نزدیک شاهد موفقیتهایشان باشیم. خانم رمله دیروز در جلسه ایجنت ها در تهران حضور داشتند و یک ساعت پیش از راه آهن رسیدند، مستقیم به کنگره آمدند تا مسئولیتهای خود را انجام دهند، این نشان از مسئولیتپذیری بالای ایشان دارد. به شخصه خیلی از خانم رمله راضی هستم، یک رهجوی بسیار خوب بوده و هستند و میتوانند یک الگوی عالی برای تکتک شما باشند.
پیام تولد خانم رمله:
ایمان تجلی نور خداوند است در وجود انسان، شما با صبر و محبت، دشتهای درون و برون را پر سبزه نمودید.
خواسته:
خواسته اول: رهایی و حال خوش برای تمام سفر اولیها
خواسته دوم: جهانی شدن کنگره ۶۰
اعلام سفر:
آنتی ایکس مصرفی: شیره کشیدنی- روش درمان: DST- داروی درمان: OT- مدت سفر: ۱۰ ماه- نام راهنما: سرکار خانم مونا- مدت رهایی: یک سال و ۴ ماه و ۱۶ روز- رشته ورزشی: ایروبیک و بدمينتون
صحبتهای خانم رمله:
سلام دوستان رمله هستم یک مسافر
خیرمقدم عرض میکنم خدمت خانم مونای عزیز دیدهبان محترم خانمهای مسافر، و خانم فاطمه اسیستانت محترم سایت. به خاطر وجود کنگره 60 که نعمت بزرگی در زندگی من است، سپاسگزار خداوند هستم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که بستری امن و مقدس برای ما فراهم نمودند، از راهنمای گرانقدرم خانم مونا سپاسگزارم که هر آنچه دارم و هر چه هستم از آموزشهای ایشان است، با درایت خاصی که در پیشبرد اهداف کنگره دارند، با آموزشهای صحیحی که به ما دادند و خستگیناپذیر بودنشان، یک الگوی بینقص برای من هستند. ازهمسرم، پسرم و مادرم خیلی تشکر میکنم، چراکه همکاری خانوادهام باعث شد تا من با خیال آسوده در کنگره بمانم و خدمت کنم. از دخترم ژوآنا که همیشه در کنگره همراه و همسفرم بود، و از راهنمای عزیز دخترم خانم سولماز خیلی متشکرم.
امروز حس و حال خیلی خوبی دارم، امیدوارم همه شما این حس را تجربه کنید، ما در کنگره گوهر گران بهایی در اختیار داریم، و این فقط بخاطر خدمتهایی است که انجام میدهیم. زمانی که در سفر اول بودم، برایم خیلی عجیب بود که میدیدم خانم مونا از صبح زود میآیند و تا شب اینجا خدمت میکنند و خسته نمیشوند. با خود میگفتم؛ چطور ممکن است؟ اما بعد که خودم وارد خدمت شدم، متوجه شدم این انرژی که ما از خدمت کردن به دست میآوریم، باعث میشود خستگیناپذیر باشیم و این بسیار ارزشمند است، چراکه هر قدر خدمت کنیم، ده برابر آن انرژی به دست میآوریم. امیدوارم بتوانم در کنگره بمانم و خالصانه خدمت کنم، و گوشه کوچکی از دینی که نسبت به کنگره دارم، جبران نمایم.
از تمام خدمتگزاران، خانم فاطمه، راهنمایانی که از اصفهان میآیند و همه کسانی که در سفر به من خدمت کردند، تشکر میکنم. امیدوارم چرخهای که همگی با کمک هم در آن خدمت میکنیم، همچنان ادامه داشته باشد و بتوانیم هدف بزرگمان را که درمان اعتیاد است، به انجام برسانیم.
صحبتهای همسفر سولماز راهنمای همسفر ژوانا:
سلام دوستان سولماز هستم یک همسفر
من هم این روز را به همه شما عزیزان، همچنین به خانم مونا، خانم رمله عزیز و ژوآنا تبریک میگویم. از خانم مونا متشکرم که اجازه دادند امروز در این جایگاه بنشینم، ژوانا در لژیون ما مینشست، اما من در مورد ایشان کار خاصی انجام نداده بودم. در این رابطه شعری از حافظ به ذهنم میرسد: "مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک..." بچههایی که در این سن به این باغ ملکوت وارد میشوند، واقعا یک آنی دارند، یک چیزی در وجودشان بوده که اجازه مییابند در این بستر رشد پیدا کنند. این روز را بسیار تبریک میگویم. ژوآنا امسال به کلاس پیش دبستانی میرود و یاد گرفته که مطالب کنگره را در آنجا به همکلاسیهای خود آموزش دهد، یعنی با مسئولیتپذیری، فرمانبرداری و انجام کارهای شخصی خود، این موارد را به آنها آموزش میدهد و الگوی بسیار مناسبی است.
صحبتهای همسفر ژوانا:
سلام دوستان ژوآنا هستم یک همسفر
تولد مامانم را تبریک میگویم و از خانم مونا و خانم سولماز بسیار ممنونم.
تایپ: مسافر مژده لژیون دوم- نمایندگی ارکیده کرمان
ویرایش: مسافر فرزانه لژیون چهارم- نمایندگی ارکیده کرمان
بازبینی و ارسال: مسافر خاطره
- تعداد بازدید از این مطلب :
89