برای اینکه بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم، باید جسم خود را بشناسیم؛ نه فقط برای افزایش معلومات، بلکه برای آن که کمتر بیمار شویم و کمتر درگیر انواع مشکلات جسمی و بیماریها شویم. تاکنون تنها چیزی که در مقابله با بیماریها به ما آموزش داده شده، رعایت بهداشت بوده است؛ اما بهداشت فقط یک جزء کوچک از مسیر سلامت است. در مقوله اعتیاد، ما زمانی موفق شدیم که اعتیاد را بهدرستی شناختیم و این شناخت باعث شد به نتیجه برسیم. اگر جسم و فیزیولوژی خود را بشناسیم، میتوانیم زندگی سالمتر و آگاهانهتری داشته باشیم.
ابعاد هستی و منظومه شمسی بسیار عظیم است؛ اما زمانی که به انسان میرسیم، مشاهده میکنیم کوچکترین جزء وجود ما سلول است؛ سلولی که با چشم دیده نمیشود، اما هر کدام مانند یک شهر مستقل عمل میکند.
در مغز انسان نزدیک به صد میلیارد نورون وجود دارد و هر نورون وظیفهای مشخص بر عهده دارد. درون هر سلول، نیروگاهی وجود دارد که انرژی تولید میکند و این انرژی باعث ادامه حیات سلول میشود. جالب است بدانید در هر سلول بین ۲۵ تا ۳۵ هزار ژن و بین هزار تا چهار هزار آنزیم وجود دارد.
آنزیمها نوعی پروتئین هستند که وظیفه آنها پیش بردن فرآیندهای حیاتی جسم است، آنها وارد واکنش میشوند؛ اما جذب سیستم نمیگردند. آنزیمهای موجود در سلولهای عصبی، پوست، گلبولهای قرمز و سایر بافتها با یکدیگر تفاوت دارند و هر کدام مأمور انجام وظیفهای خاص هستند.
از جهان آفرینش تا مغز انسان، همهچیز بر پایه نظمی دقیق و حسابشده بنا شده است؛ اما متأسفانه امروزه همه توان بشر صرف این شده که چگونه لاغر شود یا چاق شود، بینی خود را تغییر دهد یا لبهای خود را بزرگتر کند، بدون آنکه به نگهداری واقعی از جسم و فیزیولوژی خود توجه کند.
افرادی که آنزیمها و ساختار طبیعی جسم خود را رها میکنند و تنها به ظاهر میچسبند، به سراغ انواع عملهای زیبایی میروند و در این مسیر، با تخریب سلولها و بافتها، ارتباطات عصبی و احساسی را از بین میبرند و جسم را دچار آسیبهای جدی میکنند.
در حالی که اگر انسان جسم خود را بشناسد، به جای تخریب آن به حفظ و مراقبت آن میپردازد و این شناخت، مسیری است برای به تعادل، سلامت و زندگی آگاهانهتر رسیدن. زمانی که ما با عمل کوچک کردن بینی، ساختارهای طبیعی آن را از بین میبریم، در حقیقت بخشی از عملکرد طبیعی جسم را مختل میکنیم. این اختلال باعث کمبود و خارج شدن تعادل موادمخدر طبیعی جسم میشود؛ موادی که نقش مهمی در آرامش، کاهش درد و تعادل روانی دارند. این وضعیت، شباهت بسیاری به شرایط افرادی دارد که دچار اعتیاد شدهاند یا برخی مادرانی که پس از زایمان با افسردگی مواجه میشوند.
اگر با چنین دیدگاهی به افسردگی پس از زایمان نگاه کنیم، میتوان آن را نوعی «خماری پس از زایمان» دانست. در این صورت، محاسبات تغییر میکند و میتوان از بروز آن پیشگیری کرد یا دستکم آن را بهتر درک و تحمل نمود. مقایسه افسردگی شدید با اعتیاد و همچنین افسردگی پس از زایمان نشان میدهد که این حالات از نظر سازوکارهای شیمیایی و عصبی شباهت بسیاری به یکدیگر دارند؛ بنابراین اگر بدانیم چگونه میتوان از افسردگی پس از زایمان جلوگیری کرد، در واقع به راهکاری اساسی برای حفظ تعادل طبیعی جسم دست پیدا کردهایم.
به اعتقاد من، هرگاه از سیر طبیعی خارج شویم، مشکلات و دشواریهایی برای ما به وجود میآید که با چشم ظاهری قابل دیدن نیست؛ مانند زمانی که بینی عمل میشود، مواد مصنوعی زیر گونه تزریق میکنیم، برای لاغری معده را کوچک میکنیم و روده را میبریم، در واقع در روند طبیعی بدن دخالت میکنیم.
جسم مجموعهای هماهنگ از آنزیمها و سلولها است که هرگونه تغییر ناگهانی در آن میتواند تعادل این سیستم را خارج کند. این وضعیت مانند بازی دومینو است؛ اگر به اولین قطعه ضربه بزنیم، اثر آن به قطعه دوم، سوم و همینطور تا انتها منتقل میشود. اگر یکی از قطعهها را از این زنجیره حذف کنیم این روند متوقف میشود و نظم سیستم به هم میریزد.
جسم ما برای ادامه حیات به انرژی نیاز دارد و این انرژی از غذا تأمین میشود و منبع اصلی آن خورشید است؛ نور خورشید وارد گیاهان شده و از طریق فرآیند فتوسنتز ذخیره میشود، سپس ما و حیوانات از این گیاهان استفاده میکنیم. این چرخه برپایه عناصر اصلی مانند کربن، هیدروژن، نیتروژن و اکسیژن است که سازنده اسیدهای آمینه و مولکولهای حیاتی جسم هستند.
منبع: سیدی ساختمان جسم۵
نویسنده: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون ششم)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حافظ
- تعداد بازدید از این مطلب :
38